خلاصه داستان: مانوئلا پس از مرگ مادرش به مدرسهای شبانهروزی با انضباطی سخت فرستاده میشود؛ جایی که دلبستگی عمیقش به معلمی مهربان، او را در برابر قوانین خشک مدرسه قرار میدهد. اجرای نمایش مدرسه و افشای احساسات مانوئلا، بحرانی تکاندهنده بهپا میکند.
خلاصه داستان: وکیل سرشناس آندره گوبییو پس از دفاع از ایوت، دختری جوان که بهخاطر سرقت بازداشت شده، دلباختهاش میشود. این رابطه پرشور، زندگی زناشویی و اعتبار حرفهای او را به خطر میاندازد و سرانجام به تراژدی میانجامد.
خلاصه داستان: کارآگاه ماتای پس از قتل دختربچهای، به بیگناهی مظنونی که پلیس بازداشت کرده شک میکند و برای یافتن قاتل واقعی، رد سرنخهای هولناک را دنبال میکند.
خلاصه داستان: آنا، بازیگر سرشناس لندنی که از یافتن عشق ناامید شده، دل به فیلیپ میبازد؛ مردی جذاب که میگوید همسر دارد و نمیتواند از او جدا شود. اما وقتی راز فیلیپ آشکار میشود، آنا با نقشهای پر از سوءتفاهم و لحظات خندهدار میکوشد دل او را دوباره به دست آورد.
خلاصه داستان: در پاریسِ دوران خوشگذرانی، ژیژیِ سرزنده را برای ورود به جامعه اشرافی و زندگی بهعنوان معشوقهای ثروتمند آموزش میدهند؛ اما دوستی صمیمانهاش با گاستون، مردی دلزده از تجملات، رنگی عاشقانه میگیرد. ژیژی باید میان رسمهای جامعه و خواستهٔ قلبیاش انتخاب کند.
خلاصه داستان: در روزهای بحرانی سال ۱۹۴۰، سرجوخهای که از یگانش جدا افتاده باید گروه کوچکش را از میان نیروهای آلمانی به دانکرک برساند. همزمان، شهروندان بریتانیایی با قایقهای خود راهی دریا میشوند تا در عملیات پرمخاطرهٔ تخلیهٔ سربازان گرفتار در ساحل یاریرسان باشند.
خلاصه داستان: کشاورز سالخوردهای که بر مزرعه و پسرانش سختگیری میکند، با بازگشتش همراه عروس جوان ایتالیاییاش، آنا، آتش رقابت و حسادت را در خانواده شعلهور میسازد. رابطه پنهانی آنا و اِبن، پسر ناتنیاش، عشقی ممنوعه را به تراژدی میکشاند.
خلاصه داستان: میزوگوچی، راهب جوانی که از کودکی شیفتهٔ زیبایی معبد زرین بوده، با دیدن ریاکاری و تباهی اطرافش دچار سرخوردگی میشود. این بحران درونی او را به تصمیمی هولناک میکشاند: سوزاندن معبدی که زمانی برایش نماد پاکی و کمال بود.
خلاصه داستان: در ایستگاه شلوغ قاهره، قناویِ روزنامهفروش شیفتهٔ حنومه، فروشندهٔ نوشیدنی نامزدِ باربری به نام ابوسیری، میشود. پاسخ منفی حنومه وسواس او را به جنونی خطرناک میکشاند و ایستگاه را درگیر ماجرایی هولناک میکند.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدرش، پاتریکِ یتیم به خانهٔ عمهٔ پرشور و نامتعارفش، مِیم، میرود. مِیم میکوشد او را با شادی و تجربههای تازه آشنا کند، اما سرپرست محافظهکار پسر با سبک زندگی آزادانهٔ او مخالفت میکند.