خلاصه داستان: در ساحلی خلوت در واپسین روز تابستان، زن و مردی تنها و زخمخورده به هم برمیخورند. خاطرات تلخ جنگ میانشان دیواری از سکوت کشیده، اما هر دو در تلاشاند راهی برای نزدیکشدن و یافتن آرامش پیدا کنند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، ناخدا دیوید راس مأمور نجات کشتیهای آسیبدیده در آبهای پرخطر میشود و کلید آپارتمان استلا را از ناخدای پیشین به ارث میبرد. استلا هشدار میدهد که ناخداهای پیش از او سرنوشتی شوم داشتهاند؛ اما دیوید، میان عشق و هراس از مأموریت مرگبارش، با تقدیر روبهرو میشود.
خلاصه داستان: گِیلبرت، شعبدهبازی دستوپاچلفتی، برای سرگرمکردن سربازان آمریکایی راهی ژاپن میشود؛ جایی که پس از خنداندن پسربچهای یتیم، پیوندی صمیمانه با او پیدا میکند و ماجراهای بامزه و دلنشینی رقم میزند.
خلاصه داستان: پس از آنکه مگسی ناخواسته وارد دستگاه انتقال مادهٔ دانشمند آندره دلامبر میشود، بدن آن دو به شکلی هولناک درهم میآمیزد. آندره که گرفتار دگرگونیای تدریجی و وحشتناک شده، برای یافتن مگس و بازگرداندن زندگیاش به پیش از فاجعه میجنگد.
خلاصه داستان: آلن ایتون، کهنهسرباز جنگ کره، پس از بازگشت به واشنگتن درمییابد شرکت روابط عمومیاش به دست غریبهای افتاده و شریک سابقش در حادثهای مشکوک جان باخته است. او با بررسی ماجرا، به توطئهای برای دستکاری افکار عمومی و نفوذ سیاسی پی میبرد.
خلاصه داستان: در واپسین روزهای جنگ ۱۸۱۲، ژنرال اندرو جکسون برای دفاع از نیواورلئان به کمک دزد دریایی بانفوذ، ژان لافیت، نیاز پیدا میکند. لافیت میان وفاداری به آمریکا، خواستههای افرادش و عشقی تازه گرفتار میشود و باید سرنوشتسازترین انتخابش را انجام دهد.
خلاصه داستان: سندباد برای نجات شاهدخت پریسا که جادوگری او را کوچک کرده، راهی جزیرهای پر از هیولا میشود تا چراغ جادویی را بازیابد. در این سفر پرخطر، او باید با موجودات شگفتانگیز روبهرو شود و مانع جنگی میان دو سرزمین شود.
خلاصه داستان: شینایچی، جوانی آرمانگرا، مدرسه را رها میکند و به گروهی دورهگردِ تئاتر کابوکی میپیوندد. در دل زندگی آشفته و پرماجرای گروه، گرفتار مثلثی عاشقانه میان همسر بازیگرِ اصلی و خواهر جوانتر او میشود.
خلاصه داستان: در طول یک روز پرآشوب، کوبا میکوشد با کمک نامزدش کریسیا بر اعتیاد به الکل غلبه کند. اما وقتی تنها میماند، وسوسه نوشیدن دوباره او را به سوی سقوط میکشاند.
خلاصه داستان: وکیلی که برای رئیس بانفوذ دنیای تبهکاری شیکاگو کار میکند، دلباختهٔ رقاصی به نام ویکی میشود و تصمیم میگیرد از زندگی خلافکارانهاش فاصله بگیرد. اما رئیس او حاضر نیست بهسادگی رهایش کند و عشق تازهٔ این دو را به خطری جدی میکشاند.