خلاصه داستان: یوشیتسونه و همراهان وفادارش برای فرار از دست برادر خائنش، خود را راهب جا میزنند و میکوشند از گذرگاهی مرزی و زیر نظر نگهبانان بدگمان عبور کنند؛ اما هر پرسش میتواند هویتشان را فاش کند.
خلاصه داستان: دیوید و ماریان پس از پانزده سال زندگی مشترک، زیر سایه خیانت و فاصله عاطفی به مرز جدایی میرسند. دیداری اتفاقی در قطار، آنها را به مرور گذشته و بازشناختن عشقشان وامیدارد.
خلاصه داستان: شاهزاده میشکین پس از درمان در سوئیس به روسیه بازمیگردد و درگیر سرنوشت ناستازیا، زنی رنجدیده و گرفتار کشمکشهای عاشقانه و منفعتطلبی میشود. مهربانی و صداقت او در برابر جامعهای پر از فریب، غرور و تعصب قرار میگیرد.
خلاصه داستان: پس از آنکه روستای میدوویچ برای چند ساعت در خوابی مرموز فرو میرود، زنان آن باردار میشوند و کودکانی باهوش و تواناییهای فراطبیعی به دنیا میآورند. با رشد سریع و رفتار سرد و تهدیدآمیزشان، پروفسور زلابی میکوشد راز کودکان را بفهمد و از خطری که متوجه روستا شده جلوگیری کند.
خلاصه داستان: پس از اعلام تسلیم ایتالیا در سال ۱۹۴۳، ستوان اینوچنتسی و چند سرباز در میانه فروپاشی ارتش و پیشروی آلمانیها راهی خانه میشوند. سفر پرمخاطرهشان، آنها را با رنج مردم و واقعیت تلخ جنگ روبهرو میکند و اینوچنتسی را وامیدارد میان بیطرفی و مقاومت یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در پادگانی در ارتفاعات اسکاتلند، افسر محبوبی که از سربازی به فرماندهی رسیده جای خود را به سرهنگی سختگیر و تحصیلکرده میدهد. رنجش و رقابت این دو مرد، نظم هنگ را برهم میزند و به تراژدی میانجامد.
خلاصه داستان: اسکار وایلد، نویسنده نامدار ایرلندی، پس از شکایت افترا از مارکیز کویینزبری وارد زنجیرهای از محاکمهها میشود؛ نبردی که به زندان و سقوط تلخ زندگیاش میانجامد.
خلاصه داستان: وارثهای ثروتمند برای بهدستآوردن دل پزشکی سادهزیست، میپذیرد سه ماه با پولی اندک زندگی کند؛ در مقابل، او باید سرمایهای کوچک را چند برابر کند. این آزمونهای عجیب، پای عشق، غرور و ماجراهای خندهداری را به میان میکشند.
خلاصه داستان: پروفسور چلنجر گروهی از دانشمندان و ماجراجویان را به فلاتی دورافتاده در جنگلهای آمازون میبرد تا وجود دایناسورهای زنده را ثابت کند؛ اما آن سرزمین ناشناخته، با خطرهایی شگفتانگیز و مرگبار روبهرویشان میکند.
خلاصه داستان: زیمنور، دستیار خجالتی یک گلفروشی ورشکسته، گیاهی عجیب پرورش میدهد که برای زندهماندن خون و گوشت انسان میخواهد. با مشهورشدن گیاه، زیمنور برای سیر نگهداشتنش ناچار به تصمیمهایی هولناک میشود.