خلاصه داستان: فیلم «چه راهی برای رفتن!» محصول ۱۹۶۴ به کارگردانی جی. لی تامپسون، با بازی درخشان شیرلی مکلین در نقش لوئیزا، زنی خیاط سادهدل که آرزوی زندگی فقیرانه اما شاد با همسرش را دارد، اما هر بار با مردانی چون پل نیومن (هنرمند نقاش)، رابرت میچوم (نفتبارون)، دین مارتین (میلیاردر شکلاتساز) و جین کلی (ستاره هالیوود) ازدواج میکند که ناگهان ثروتمند شده و به طرز خندهدار و غافلگیرکنندهای جان میدهند؛ لوئیزا در جلسات روانکاوی فلاشبکهایی از این حوادث را روایت میکند و در نهایت با باب کامینگز روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم رولز رویس زرد (۱۹۶۴) به کارگردانی آنتونی آسکویت، روایتی اپیزودیک و جذاب از سه داستان عاشقانه و دراماتیک حول محور یک رولز رویس زرد لوکس است؛ ابتدا بانو مارگریتا (اینگرید برگمن) اشرافزاده مجارستانی آن را میخرد و در سفری به ایتالیا با دیوید (رکس هریسون) درگیر ماجرایی پرماجرا میشود؛ سپس لو (شیرلی مکلین) خواننده آمریکایی با استفانو (آلن دلون) قمارباز ایتالیایی رابطهای پرشور آغاز میکند؛ و سرانجام سروان چارلز (شان کانری) در جریان جنگ جهانی دوم، خودرو را تصاحب کرده و ماجرایی عاطفی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم «الماسهای شب» به کارگردانی جان نمک در سال ۱۹۶۴، بر اساس داستان کوتاه آرنوُشت لوستینگ، روایتی نفسگیر از فرار دو پسر جوان یهودی (آنتونین کومبرا و لادیسلاو یانски) از قطاری مرگبار به مقصد آشویتس در دوران اشغال نازیها در چکاسلواکی است. آنها در دل شبهای تاریک جنگلها و روستاهای خصمانه پنهان میشوند، با گرسنگی، ترس از تعقیبکنندگان و توهمات درونی مبارزه میکنند و در سفری پر از ابهام و نمادگرایی، مرزهای بقا و انسانیت را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: فیلم زن متاهل (۱۹۶۴) به کارگردانی ژان-لوک گدار، با بازی ماچا مریل در نقش شارلوت، فیلیپ لروی و برنارد نوئل، داستان زنی جوان متاهل را روایت میکند که درگیر تردیدهای عاطفی و جنسی میان شوهر خلبانش و معشوق بازیگرش است. این اثر تجربی موج نوی فرانسه، با تمرکز بر بدن زنانه، گفتوگوهای فلسفی و تصاویر مستندگونه از زندگی روزمره، به کاوش هویت، روابط و جامعه مدرن میپردازد و شارلوت را در آستانه بارداری و تصمیمگیریهای سرنوشتساز نشان میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «چترهای شربورگ» ساخته ۱۹۶۴ به کارگردانی ژاک دمی با بازی کاترین دeneuve در نقش ژنهویو، نینو کاستلنووو در نقش گن و آن ورنون، یک موزیکال عاشقانه تمامگفتاری است که در شهر ساحلی شربورگ فرانسه رخ میدهد؛ ژنهویو جوان عاشق مکانیک فقیر گن میشود، اما با فراخوانده شدن او به جنگ الجزایر و فشار مادرش، با مردی ثروتمند ازدواج میکند و عشقی ناکام را تجربه میکند، در حالی که سرنوشت تلخ آنها را در زمستانهای بارانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم زوربای یونانی (۱۹۶۴) به کارگردانی مایکل کاکویاننیس با بازی درخشان آنتونی کوئین در نقش زوربا، آلن بیتس در نقش باسیل، ایرنه پاپاس و لیلا Kedrova، داستان یک جوان انگلیسی خجالتی و روشنفکر به نام باسیل را روایت میکند که برای مدیریت معدن مس ارثیه عمویش به جزیره کرت یونان سفر میکند. باسیل با زوربا، مردی پرجنبوجوش، رقصنده و عاشق زندگی آشنا میشود که با فلسفه شورمندانهاش مبنی بر لذت بردن از لحظه و پذیرش شادیها و غمهای زندگی، باسیل را از پوچی و انزوا نجات میدهد؛ در حالی که با چالشهای محلی، روابط عاشقانه پرماجرا و شکستهای احساسی روبرو میشوند و زوربا با رقص معروفش نماد آزادی و زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بانوی زیبای من» یک موزیکال-رمانتیک کلاسیک است که داستان الیزا دولتیل، فروشنده گل، را روایت میکند که توسط پروفسور هیگینز به بانویی اشرافی تبدیل میشود. منتقدان موسیقی متن دلنشین، بازیهای درخشان آدری هپبورن و رکس هریسون، و تصاویر بصوی خیرهکننده را ستودهاند و آن را به عنوان یک شاهکار سینمایی توصیف کردهاند که با لحظات عاشقانه و رقص، حس شادی و تحول را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنجلُو یا: چگونه یاد گرفتم نگران نباشم و بمب را دوست بدارم» یک کمدی سیاه-سیاسی است که داستان ژنرال جک ریپر، را روایت میکند که بدون اجازه رئیسجمهور، حمله هستهای به شوروی را آغاز میکند و مقامات در اتاق جنگ برای توقف آن تلاش میکنند. منتقدان روایت هوشمندانه، بازیهای درخشان پیتر سلرز در سه نقش، و طنز تلخ استنلی کوبریک را ستودهاند و آن را به عنوان یک شاهکار کمدی کلاسیک توصیف کردهاند که با دیالوگهای باهوش و تصاویر بصری نو، حس طنز و تأمل در جنگ سرد را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: افسر پلیس جاه طلب کراچات به سنت تروپز فرستاده می شود. او با شناگران حرفه ای و همینطور دختر نوجوان که تلاش می کند دوستان ثروتمندش را تحت تاثیر قرار دهد درگیر است و...