خلاصه داستان: وکیل جوانی به نام جاناتان هارکر راهی ترانسیلوانیا میشود تا با کنت دراکولا دیدار کند، اما در قلعهٔ مرموز او به دام میافتد. دراکولای سالخورده با نوشیدن خون دختران جوان جوانتر میشود و ون هلسینگ و یارانش برای متوقفکردن او وارد نبردی هراسانگیز میشوند.
خلاصه داستان: مستندی تأملبرانگیز از میکلآنجلو آنتونیونی که با نگاهی مشاهدهگرانه، چهرهها و زندگی روزمره مردم چین را در شهرها، روستاها و کارخانهها ثبت میکند.
خلاصه داستان: خوک کوچکی به نام ویلبِر که از سرنوشت تلخش میترسد، با شارلوت، عنکبوتی دانا و مهربان، دوست میشود. شارلوت با تنیدن واژههایی در تارش میکوشد کشاورز را قانع کند که ویلبِر آنقدر ویژه است که نباید قربانی شود.
خلاصه داستان: جیدی کاهیل، مارشالی سختگیر که بیشتر عمرش را صرف تعقیب تبهکاران کرده، درمییابد دو پسرش برای جلب توجه او به گروهی راهزن در سرقت بانک کمک کردهاند. حالا باید هم رد دزدان را بگیرد و هم خانوادهاش را از پیامدهای این ماجرا نجات دهد.
خلاصه داستان: دو زندانی ناسازگار—یکی خلافکاری سرسخت و دیگری انقلابی—هنگام انتقال از زندان به هم زنجیر میشوند و پس از حملهای ناگهانی میگریزند. آنها در حالی که میان ارتش، تبهکاران و شورشیان گرفتار شدهاند، ناچارند برای بقا اختلافهایشان را کنار بگذارند.
خلاصه داستان: در هیروشیمای پس از جنگ، شووزو هیرونو از سربازی به عضویت در یاکوزا میرسد و در میان رقابتهای خونین باندها و خیانتهای رئیسهای بیرحم، برای بقا و وفاداری دستوپا میزند.
خلاصه داستان: در روستایی در بنگالِ سال ۱۹۴۳، گانگاچاران و همسرش آنانگا با شدتگرفتن قحطی و کمبود غذا روبهرو میشوند. درحالیکه گانگاچاران میکوشد جایگاه ممتازش را حفظ کند، آنانگا برای یاریرساندن به همسایگان گرسنه تلاش میکند.
خلاصه داستان: آنیتا، دختری گرفتار تنهایی و زخمهای کودکی، در جستوجوی عشق به روابطی ویرانگر پناه میبرد. آشنایی با اریک، دانشجوی روانشناسی، فرصتی میشود تا گذشتهاش را بازگو کند و شاید راهی برای رهایی بیابد.
خلاصه داستان: کریستینا برای رسیدگی به وصیت پدرش راهی قصری دورافتاده میشود و درمییابد خویشاوندان مرموزش مردگانی زندهاند. در فضایی کابوسوار، او با رازهای شوم خانواده و سرنوشتی هولناک روبهرو میشود.
خلاصه داستان: کلارا، کارگر کارخانهای که زیر بار کار طاقتفرسا و خانوادهای ناسپاس فرسوده شده، به بیماری سل مبتلا میشود و برای درمان راهی آسایشگاهی در کوهستانهای آلپ میگردد. دور از زندگی دشوارش، او طعم مهربانی، امید و عشقی تازه را میچشد؛ اما این تعطیلات کوتاه سرانجام به پایان میرسد.