خلاصه داستان: چهار تفنگدار برای نجات کنستانس و دفاع از ملکه آن، درگیر دسیسههای کاردینال ریشلیو و نقشههای انتقامجویانه میلیدی دو وینتر میشوند. در میان نبردها و تعقیبوگریزها، دارتانیان و یارانش باید وفاداری و دوستیشان را به آزمون بگذارند.
خلاصه داستان: در دههٔ ۱۹۲۰، دو کلاهبردار ناشی برای تصاحب ثروتِ وارثی ثروتمند نقشه میکشند؛ اما ازدواجی حسابشده، حسادت و تلاشهای نافرجامشان برای رسیدن به پول، ماجرا را به کمدی سیاهی پر از دردسر بدل میکند.
خلاصه داستان: هنرمند جوانی به نام تاد در هالیوودِ دههٔ ۱۹۳۰ شیفتهٔ فِی، بازیگر مشتاقی میشود که در پی شهرت است؛ اما رؤیاهای بربادرفته و ناکامیهای ساکنان شهر، فضای پرزرقوبرق سینما را به کابوسی تلخ بدل میکند.
خلاصه داستان: در شیلیِ سال ۱۹۷۳، همزمان با تشدید تنشهای سیاسی پس از پیروزی انتخاباتی ائتلاف سالوادور آلنده، مخالفان دولت برای برهمزدن نظم دموکراتیک به خیابانها میآیند. این مستند با ثبت رویدادها از نزدیک، تصویری تکاندهنده از جامعهای دوپاره و خیزش خشونتآمیز علیه دولت منتخب ارائه میدهد.
خلاصه داستان: زیگِرسون هولمز، برادر کمنامونشان شرلوک، فرصتی پیدا میکند تا تواناییهایش را ثابت کند؛ او با کمک کارآگاهی دستوپاچلفتی و خوانندهای مرموز، درگیر پروندهی اسناد دولتیِ دزدیدهشده و نقشههای موریارتی میشود. ماجرایی پر از سوءتفاهم، تعقیبوگریز و طنز که نبوغ کارآگاهی را به شکلی خندهدار به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در اردوگاهی تابستانی، میتیا دلباختهٔ همکلاسیاش میشود و بیخبر از علاقهٔ سونیا به خودش میماند. اجرای نمایشی از لرمانتف، احساسات نوجوانان را به صحنهای از عشق نخستین، حسادت و اعترافهای ناگهانی بدل میکند.
خلاصه داستان: در فرانسهی قرن هجدهم، نایبالسلطنه فیلیپِ اورلئان میان خوشگذرانی درباریان، فقر مردم و شورشهای رو به گسترش گرفتار میشود؛ تا آنکه سرکوب یک قیام، باورهایش را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدربزرگ، دو خواهر وارث قلعهای میشوند که افسانهها آن را خانهٔ ملکهٔ سرخِ قاتل میدانند. وقتی زنی با شنل سرخ به اطرافیانشان حمله میکند، مرز میان نفرین خانوادگی و توطئهای مرگبار مبهم میشود.
خلاصه داستان: مردی کمحرف در هتلی دلگیر بهعنوان پیشخدمت مشغول میشود و با آنا، پیشخدمت جوانی که گرفتار رابطهای ناخوشایند با همکار تندخویشان است، پیوندی محتاطانه پیدا میکند. میان دسیسهای نافرجام و امید به زندگی تازه، این آدمهای سرگردان با تنهایی و فرصتهایی که دیر از راه میرسند روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: گالیله با رصدهای تلسکوپیاش شواهدی مییابد که زمین مرکز جهان نیست؛ اما یافتههایش او را در برابر کلیسای قدرتمند و دادگاه تفتیش عقاید قرار میدهد. او باید میان حفظ جان و وفاداری به حقیقت علمی یکی را برگزیند.