خلاصه داستان: یک مأمور مرموز روسی که به عنوان جاسوس آموزش دیده، پس از سالها دوری از وطن خود، ناچار میشود برای مقابله با دشمنان خطرناک به گذشته تاریک خود بازگردد. در این مأموریت مرگبار، او با خانوادهای که سالها پیش از آن جدا شده بود، متحد میشود تا توطئهای جهانی را خنثی کند. این فیلم اکشن و پرتعلیق که در سال ۲۰۲۱ توسط کیت شورتلند کارگردانی شده، اسکارلت جوهانسون را در نقش اصلی به تصویر میکشد و فلورنس پیو، دیوید هاربر و ریچل وایس نیز در کنار او بازی میکنند. داستان حول محور شخصیت ناتاشا رومانوف میچرخد که پس از رویدادهای فیلم "کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی"، برای نخستین بار با گذشته خود روبرو میشود و رازهای پنهان زندگیاش را کشف میکند.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی موریس پیالا محصول سال ۱۹۸۷ که بر اساس رمانی از ژرژ برنانوس ساخته شده است. این فیلم با بازی ژرار دوپاردیو در نقش کشیش دونیزان، یک کشیش جوان و پرشور که درگیر مبارزه با شیطان و وسوسههای آن است، روایت میشود. داستان حول محور مواجهه او با یک زن جوان به نام موشت (با بازی ساندرین بونر) میگردد که به قتل معشوق خود متهم شده و روحی آشفته دارد. کشیش دونیزان که خود درگیر تردیدهای ایمانی و وسوسههای شیطانی است، تلاش میکند تا به این زن کمک کرده و او را نجات دهد. فیلم به کاوش در مضامین ایمان، شک، رنج و تقابل خیر و شر میپردازد و با تصاویری نمادین و فضایی سنگین، بیننده را به درون بحران روحی شخصیتهای اصلی میکشاند. کارگردان با بهرهگیری از بازی قدرتمند دوپاردیو و روایتی غیرخطی، اثری خلق کرده که بحثهای بسیاری را در مورد ماهیت ایمان و وسوسه برانگیخته است.
خلاصه داستان: در آیندهای تاریک در شهر متروپل که توسط جنایت و فساد فلج شده، پلیس صالحی به نام الکسی جی. مورفی در حین انجام وظیفه توسط باند جنایتکار به شدت مجروح میشود. شرکت بزرگ «OCP» که کنترل پلیس شهر را در دست دارد، از این فرصت استفاده میکند و با ترکیب باقیمانده بدن او با یک اسکلت خارجی و زره فولادین، او را به یک ابرسرباز سایبورگ تبدیل میکند. او اکنون «روبوكاپ» است؛ ماشینی برای اجرای قانون با سه قانون اصلی برنامهریزی شده در ذهنش. اما خاطرات و احساسات انسانی مورفی به تدریج بازمیگردد و او را در تقابل با سازندگانش و سیستم فاسدی قرار میدهد که قرار بود نابودش کند. پل ورهاون در سال ۱۹۸۷ این فیلم اکشن علمی-تخیلی را با بازی پیتر ولر، نانسی آلن، رونی کاکس و کورتوود اسمیت کارگردانی کرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۰ در شهر کوچک معدننشین میتوان، کارگران معدن زغالسنگ که تحت استثمار شدید شرکت معدن هستند، تصمیم به تشکیل اتحادیه میگیرند. جو کهل، یک سازماندهنده اتحادیه، به شهر میآید تا به کارگران در سازماندهی اعتصاب کمک کند. اما شرکت معدن با استخدام کارگران جایگزین و پلیس خصوصی برای سرکوب اعتصاب، وضعیت را به خشونت میکشاند. کارگردان جان سایلز با بازی کریس کوپر، جیمز ارل جونز و مری مکدانل، داستانی قدرتمند از مبارزه طبقاتی، همبستگی و فداکاری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو برادر نوجوان به نامهای مایکل و سم، به همراه مادرشان به شهر ساحلی سانتا کارلا نقل مکان میکنند. مایکل که بزرگتر است، شیفته دختری زیبا به نام استار میشود و برای جلب توجه او، با گروهی از جوانان خوشتیپ و مرموز شهر آشنا میشود. او به زودی متوجه میشود که این گروه در واقع گروهی از خونآشامهای بیباک و خطرناک به رهبری دیوید هستند. مایکل که به تازگی طعم خون را چشیده و در آستانه تبدیل شدن به یک خونآشام است، به همراه برادر کوچکترش سم و دو دوست عجیب و غریب او، برای نجات جانش و نابودی رهبر خشن گروه، وارد نبردی مرگبار میشوند. این فیلم ترسناک و کالت که در سال ۱۹۸۷ توسط جوئل شوماخر ساخته شده، با بازی کوری هایم، جیسون پاتریک و کیفر ساترلند، ترکیبی جذاب از وحشت، کمدی و درام نوجوانانه را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «کسی که از من مراقبت میکند» فیلمی جنایی و درام محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی ریدلی اسکات است که تام برنگر و میمی راجرز در نقشهای اصلی آن ظاهر شدهاند. داستان حول محور یک کارآگاه پلیس نیویورک به نام مایکل کیلان میچرخد که مأمور میشود از یک شاهد ثروتمند و زیبا به نام کِلی مکگیل در یک پرونده قتل محافظت کند. با گذشت زمان، رابطه حرفهای آنها به یک عشق پرشور تبدیل میشود و مایکل بین وفاداری به همسر و خانوادهاش و این احساس جدید، دچار تعارض میشود. این درگیریهای عاطفی در حالی تشدید میشود که قاتل بیرحم به دنبال کِلی است و زندگی همه آنها را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: دو دانشجوی جوان به نامهای رینت، دختری روستایی و خجالتی، و میرابل، دختری شهرنشین و پرحرف، در یک روز بارانی در حین نقاشی در روستا با هم آشنا میشوند. رینت که از زندگی در شهر میترسد، به میرابل پیشنهاد میدهد که برای یک شب در کلبه روستایی او بماند تا زیبایی سکوت و تاریکی شب را تجربه کند. این آشنایی مقدمهای میشود بر یک دوستی عمیق و مجموعهای از چهار ماجرای کوتاه و طنزآمیز که این دو دوست در کنار هم در شهر پاریس تجربه میکنند. اریک رومر، کارگردان نامآشنای سینمای فرانسه، در این اثر خود با نگاهی ظریف و طنازانه به بررسی تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی میان زندگی روستایی و شهری، و همچنین ماهیت دوستی و روابط انسانی میپردازد. فیلم که در سال ۱۹۸۷ ساخته شده، با بازی ژوآیی لورن و جسیکا فورد، روایتی ساده، خردمندانه و سرشار از دیالوگهای هوشمندانه است که مخاطب را به تأمل در زندگی روزمره و زیباییهای ساده آن دعوت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بچهها خداحافظ» (Au Revoir les Enfants) محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی لوئی مال، داستان دوستی عمیق و غمانگیز دو پسر در یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک در فرانسه اشغالی را روایت میکند. ژولین، دانشآموز ۱۲ ساله این مدرسه، با ژان بونو که دانشآموز جدید است آشنا میشود و به تدریج متوجه میشود که ژان در واقع یک یهودی است که مدیر مدرسه برای نجات جانش او را با نامی مستعار در مدرسه پنهان کرده است. در حالی که جنگ جهانی دوم به اوج خود رسیده و ترس از دستگیری توسط نازیها هر لحظه بیشتر میشود، این دو پسر در دنیای کودکانه خود به دنبال دوستی و درک متقابل هستند. این فیلم که بر اساس تجربیات شخصی کارگردان ساخته شده، تصویری تکاندهنده از بیگناهی از دست رفته در دوران جنگ و پیامدهای ویرانگر تعصب و نفرت ارائه میدهد. بازی تحسینبرانگیز گاسپار مانس و رافائل فیتو در نقش دو شخصیت اصلی، همراه با کارگردانی ظریف مال، این اثر را به یکی از ماندگارترین فیلمهای سینمای اروپا تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: کاپیتان خورشید فیلمی درام و ماجراجویی به کارگردانی نادر تکمیلهمایون و محصول سال ۱۳۶۶ است که با بازی فرامرز قریبیان، پروانه معصومی، جمشید مشایخی و پرویز پورحسینی بر پرده سینماها ظاهر شد. این فیلم روایتگر زندگی مردی به نام خورشید است که به عنوان کاپیتان یک کشتی باری در جنوب ایران فعالیت میکند و با چالشهای متعددی در زندگی شخصی و حرفهای خود روبرو میشود. داستان زمانی شکل جدیتری به خود میگیرد که خورشید متوجه میشود محمولهای که حمل میکند، در واقع مواد مخدر است و او ناخواسته درگیر یک شبکه قاچاق بینالمللی شده است. این کشف او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که باید بین منافع مالی و مسئولیتهای اخلاقی و انسانی خود یکی را انتخاب کند. کاپیتان خورشید با بهرهگیری از فضای جنوب ایران و نمایش زندگی سخت کارگران بندری، تصویری واقعگرایانه از جامعه آن دوران ارائه میدهد و مخاطب را با چالشهای اخلاقی و تصمیمگیریهای دشوار زندگی آشنا میسازد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام «ماریا» که به تازگی طلاق گرفته، همراه با دو دختر کوچکش به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان میکند. او امیدوار است زندگی جدیدی را آغاز کند، اما به زودی متوجه میشود که خانه جدیدشان مکانی عادی نیست. دختر کوچکترش «لوسی» که تنها پنج سال دارد، شروع به برقراری ارتباط با یک نیروی ماوراءالطبیعه میکند که در گوشههای تاریک خانه کمین کرده است. این موجود که خود را «آقای گانگینز» مینامد، به تدریج کنترل لوسی را به دست میگیرد و او را وادار به انجام کارهای ترسناک و خطرناکی میکند. ماریا که در ابتدا تصور میکند مشکلات رفتاری لوسی ناشی از طلاق و تغییر محیط است، به زودی با حقیقت هولناکی مواجه میشود. او برای نجات جان دخترش باید با این نیروی شیطانی مقابله کند، اما آیا میتواند قبل از اینکه دیر شود، طلسم را بشکند؟ این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی «مارک توپر» و با بازی «لانا مک اندروز»، «آماندا آرچر» و «کاترینا نیومن» است.