خلاصه داستان: فیلم The Hidden (1987) درباره یک مامور ویژه فدرال به نام لینکلن است که به دنبال یک موجود بیگانه شکارچی است که میتواند میزبان انسانی را تسخیر کرده و کنترل کند. این موجود بیگانه با اهداف جنایتکارانه و خشونتآمیز در زمین پرسه میزند و لینکلن باید با همکاری یک پلیس محلی، جلوی آن را بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «کمین» داستان دو مأمور پلیس به نامهای دیک و ری را روایت میکند که برای مراقبت از یک تاجر ثروتمند به نام پیتر فایرستون و همسر جوانش کاترین مأموریت دارند. در این میان، ری که به تازگی از همسرش جدا شده، در حین عملیات عاشق کاترین میشود و با اینکه این رابطه غیرقانونی است، اما احساساتش باعث میشود تا در انجام وظیفهاش تردید کند و خود را در موقعیتی پرخطر و پیچیده بیندازد.
خلاصه داستان: فیلم «سفر طولانی به سوی شب» (۲۰۱۸) داستان یک مرد تنها به نام لیو یونگ را روایت میکند که در جستجوی عشق گمشدهاش، وانگ فانگ، به شهر زادگاهش کایلی بازمیکردد. او در این سفر، خاطرات تلخ و کابوسهای گذشته را مرور میکند و در میان فضایی تاریک و بارانی، در مسیری پر پیچ و خم قرار میگیرد که به یک دنیای زیرزمینی و رویایی منتهی میشود. در این مسیر، او با شخصیتهای عجیبی روبرو میشود و تلاش میکند تا معنای عشق، حسرت و گذشته را درک کند.
خلاصه داستان: شاه لیر، پادشاه سالخورده بریتانیا، قصد دارد قلمرو خود را میان سه دخترش، گانیما، ریگان و کوردلیا تقسیم کند. او از دخترانش میخواهد تا عشق خود را به او ابراز کنند. دو دختر بزرگتر با چربزبانی و تملق، عشقی اغراقآمیز نسبت به پدرشان ابراز میکنند، اما کوردلیای جوان و صادق، تنها میگوید که عشقش را به سهم خود تقسیم میکند. این پاسخ خشم پادشاه را برمیانگیزد و او کوردلیا را از ارث محروم و تبعید میکند. در ادامه، شاه لیر با توطئههای دخترانش و خیانت نزدیکانش روبرو میشود و به تدریج قدرت و عقل خود را از دست میدهد. او در میان طوفان و بیابان به کابوسهای ذهنی خود پناه میبرد و در نهایت با جسمی ناتوان و روانی آشفته، در غم و اندوه فرو میرود. این تراژدی عمیق، سقوط یک پادشاه و خانوادهاش را به تصویر میکشاند که نتیجه غرور، حسادت و بیاعتمادی است.
خلاصه داستان: فیلم امید و افتخار داستان پسری جوان به نام بیلی را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم در لندن زندگی میکند. بیلی در حالی که خانوادهاش با مشکلات ناشی از بمبارانهای شبانه دست و پنجه نرم میکنند، سعی دارد با دیدی کودکانه و معصومانه خود، جنگ را به یک ماجراجویی هیجانانگیز تبدیل کند و در عین حال با واقعیتهای خشن آن نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای بلانش و فابریس در حومه ثروتمند پاریس زندگی میکنند. بلانش که زنی جذاب و مرموز است، با آدرین، یک کارمند دولتی خجالتی و اهل مطالعه آشنا میشود. در مقابل، فابریس با لیا، یک دانشجوی هنر سرزنده و رؤیاپرداز دوست میشود. این آشناییها به تدریج شبکهای پیچیده از روابط عاطفی و وسوسهها را ایجاد میکند. در میان مهمانیهای مجلل، گفتگوهای فلسفی و قدمزدنهای عصرگاهی در پارکهای زیبا، هر یک از این چهار شخصیت با احساسات جدید، تردیدها و جذابیتهای غیرمنتظره روبرو میشوند. اریک رومر در سال ۱۹۸۷ با نگاهی ظریف و دقیق، این کمدی-درام را کارگردانی کرده است. بازیگرانی مانند امانوئل شوت، سوفی رنوار، آنری-ژیل و آن-لور ماری نقشهای اصلی را ایفا میکنند. فیلم به بررسی ماهیت عشق، وفاداری و پیچیدگیهای روابط انسانی در دنیای مدرن میپردازد و مخاطب را به تأمل در مورد انتخابهای عاطفی خود وا میدارد.
خلاصه داستان: اکسل فولی، کارآگاه خوشپوش و خوشزبان دیترویت، در این دنباله پرفروش که در سال ۱۹۸۷ توسط تونی اسکات کارگردانی شد، بار دیگر به سناریوی پرهیاهوی پلیسی-کمدی بازمیگردد. با بازی ادی مورفی در نقش اصلی، اکسل پس از شنیدن خبر مجروح شدن دوست و همکار سابقش، بیلی رز وود، در یک سوءقصد در بورلی هیلز، راهی این شهر اعیانی میشود. او در آنجا با کارآگاهانی که از قبل میشناسد، یعنی رز وود (جاج رینهولد) و جان تگارت (جان اشتون)، همراه میشود تا پرده از یک توطئه بزرگ بردارد. این سه نفره نامتعارف، در حالی که با موانع بوروکراتیک و یک گروهک جنایتکار سازمانیافته به رهبری یک شخص مرموز به نام «ارباب» روبرو هستند، با شوخیها و موقعیتهای کمدی فراوان، به تعقیب و گریزی پرسرعت در دل ثروتمندترین محلههای لسآنجلس میپردازند. فیلم با موسیقی متن به یادماندنی هارولد فالترمایر و صحنههای اکشن خیرهکننده، ترکیبی جذاب از هیجان و طنز را ارائه میدهد که آن را به یکی از محبوبترین فیلمهای دهه ۸۰ تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک مأمور مرموز روسی که به عنوان جاسوس آموزش دیده، پس از سالها دوری از وطن خود، ناچار میشود برای مقابله با دشمنان خطرناک به گذشته تاریک خود بازگردد. در این مأموریت مرگبار، او با خانوادهای که سالها پیش از آن جدا شده بود، متحد میشود تا توطئهای جهانی را خنثی کند. این فیلم اکشن و پرتعلیق که در سال ۲۰۲۱ توسط کیت شورتلند کارگردانی شده، اسکارلت جوهانسون را در نقش اصلی به تصویر میکشد و فلورنس پیو، دیوید هاربر و ریچل وایس نیز در کنار او بازی میکنند. داستان حول محور شخصیت ناتاشا رومانوف میچرخد که پس از رویدادهای فیلم "کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی"، برای نخستین بار با گذشته خود روبرو میشود و رازهای پنهان زندگیاش را کشف میکند.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی موریس پیالا محصول سال ۱۹۸۷ که بر اساس رمانی از ژرژ برنانوس ساخته شده است. این فیلم با بازی ژرار دوپاردیو در نقش کشیش دونیزان، یک کشیش جوان و پرشور که درگیر مبارزه با شیطان و وسوسههای آن است، روایت میشود. داستان حول محور مواجهه او با یک زن جوان به نام موشت (با بازی ساندرین بونر) میگردد که به قتل معشوق خود متهم شده و روحی آشفته دارد. کشیش دونیزان که خود درگیر تردیدهای ایمانی و وسوسههای شیطانی است، تلاش میکند تا به این زن کمک کرده و او را نجات دهد. فیلم به کاوش در مضامین ایمان، شک، رنج و تقابل خیر و شر میپردازد و با تصاویری نمادین و فضایی سنگین، بیننده را به درون بحران روحی شخصیتهای اصلی میکشاند. کارگردان با بهرهگیری از بازی قدرتمند دوپاردیو و روایتی غیرخطی، اثری خلق کرده که بحثهای بسیاری را در مورد ماهیت ایمان و وسوسه برانگیخته است.
خلاصه داستان: در آیندهای تاریک در شهر متروپل که توسط جنایت و فساد فلج شده، پلیس صالحی به نام الکسی جی. مورفی در حین انجام وظیفه توسط باند جنایتکار به شدت مجروح میشود. شرکت بزرگ «OCP» که کنترل پلیس شهر را در دست دارد، از این فرصت استفاده میکند و با ترکیب باقیمانده بدن او با یک اسکلت خارجی و زره فولادین، او را به یک ابرسرباز سایبورگ تبدیل میکند. او اکنون «روبوكاپ» است؛ ماشینی برای اجرای قانون با سه قانون اصلی برنامهریزی شده در ذهنش. اما خاطرات و احساسات انسانی مورفی به تدریج بازمیگردد و او را در تقابل با سازندگانش و سیستم فاسدی قرار میدهد که قرار بود نابودش کند. پل ورهاون در سال ۱۹۸۷ این فیلم اکشن علمی-تخیلی را با بازی پیتر ولر، نانسی آلن، رونی کاکس و کورتوود اسمیت کارگردانی کرد.