خلاصه داستان: یک خواننده جوان اپرا پس از بهدستآوردن نقش اصلی در نمایش لیدی مکبث، هدف یک قاتل نقابدار قرار میگیرد. این قاتل بیرحم با به قتل رساندن نزدیکان او و مجبور کردنش به تماشای این جنایات، خاطرات تلخ و رازهای تاریک کودکیاش را زنده میکند.
خلاصه داستان: کلودیا که به اتهام قتل در جریان دفاع از خود دستگیر شده، با تلاش خانوادهاش برای دیوانه جلوه دادن او روبهرو میشود. وکیل او میکوشد سلامت عقلی وی را در دادگاه ثابت کند، اما در این میان رازهای تکاندهندهای از سوءاستفادههای گذشته برملا میشود.
خلاصه داستان: تام فارل، افسر نیروی دریایی، پس از قتل ناگهانی معشوقهاش که همزمان معشوقه وزیر دفاع نیز بوده، مأمور پیگیری پرونده قتل میشود. اما او به زودی درمییابد که تمام شواهد به شکلی توطئهآمیز علیه خودش تنظیم شده و او به عنوان یک جاسوس شوروی در خطر دستگیری قرار دارد.
خلاصه داستان: در دنیایی ویرانشده و آلوده به سموم جنگلی، شاهزاده «نوآسیکا» تلاش میکند صلح و تعادل را میان انسانها و حیاتوحش عجیب زمین برقرار سازد. او با شجاعت و رهبری بینظیرش، در برابر خشم طبیعت و جنگهای نابودکننده میایستد تا جهان را از فاجعهای دوباره نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۴، زنی به نام نادین بهطور اتفاقی وارد ماجرای یک قتل و توطئه بزرگ میشود و اسناد محرمانهای را به دست میآورد. او برای فرار از دست مجرمان خطرناک و نجات جانش، ناچار میشود با همسر سابق خود متحد شده و وارد ماجراجویی پردردسری شود.
خلاصه داستان: آتیک، جوانی سادهدل، بهعنوان دستیار راننده در روستایی صمیمی زندگی میکند. او پس از اختلافی کوچک با همکارش تصمیم میگیرد به پراگ برود، اما بهزودی درمییابد که جایگاه واقعیاش در همان روستای گرم و در کنار مردمش است. داستانی دلگرمکننده درباره دوستی، همدلی و اهمیت تعلق به زادگاه.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ میلادی، پسر بچهای به نام اینگمار به دلیل بیماری سخت مادرش به روستایی دورافتاده نزد عمویش فرستاده میشود. او که برای فرار از اندوه، زندگی خود را با سگ فضانورد (لایکا) مقایسه میکند، در میان اهالی عجیب روستا تجربیات جدیدی از عشق، دوستی و بلوغ به دست میآورد.
خلاصه داستان: آرون، مردی مهربان که از چند کودک یتیم سرپرستی میکند، به دستگاهی شگفتانگیز دست مییابد که او را نامرئی میسازد. او با استفاده از این قدرت عجیب، به قهرمانی ناشناس تبدیل میشود تا با دیکتاتور شروری به نام موگامبو که قصد تسخیر هند را دارد مبارزه کند.
خلاصه داستان: زبیرت، مدیر یک هتل قدیمی، پس از اقامت کوتاهمدت زنی مرموز که قول بازگشت داده، دچار وسواس فکری شدیدی میشود. این انتظارِ سوزان آرامش روزمره او را برهم زده و وی را به تدریج در دالانهای تاریک تنهایی، اختلالات روانی و جنون فرو میبرد.
خلاصه داستان: زنی که به تنهایی به یک شهر متروکه و زنده میرود، سعی میکند از یک منطقه ممنوعه عبور کند که با گشت صبحگاهی و تلههای زیادی همراه است. با ملاقات با یکی از آخرین نگهبانان شهر، آنها سعی می کنند گذشته را به یاد بیاورند و با هم به منطقه نفوذ کنند.