خلاصه داستان: فیلم «کیکوجیرو» به کارگردانی سوسومو هانی در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. این فیلم داستان پسر بچهای به نام ماسائو را روایت میکند که در تعطیلات تابستانی، نامهای از مادرش دریافت میکند و برای یافتن او عازم سفری طولانی میشود. در این مسیر، مردی عجیب و غریب به نام کیکوجیرو که همسایه ماسائو است، به او میپیوندد و این دو با هم راهی سفری پرماجرا و خاطرهانگیز میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «یکشنبه غمانگیز» (Gloomy Sunday) به کارگردانی روبرت ویلیام در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. داستان در بوداپست سالهای پیش از جنگ جهانی دوم روایت میشود، جایی که لاسلو سارکوزی (اِکلِس)، صاحب یک رستوران، زنی به نام ایلونا (هایک مککری) و نامزدش استفان (ben بِن بِکِر) را میبیند و عاشقش میشود. وقتی استفان برای جنگ میرود، ایلونا با لاسلو ازدواج میکند، اما بازگشت استفان، مثلهشده از جنگ، همه چیز را پیچیده میکند. یک تاجر آلمانی به نام هانس وینکلمان (ben بِن بِکِر) نیز به میان آنها میآید و با پیشنهادهایش وضعیت را بغرنجتر میکند. در این میان، آهنگسازی جوان به نام آندریاس (ben بِن بِکِر) ترانهای به نام «یکشنبه غمانگیز» میسازد که به شدت مورد توجه قرار میگیرد، اما افسانهای تاریک درباره آن وجود دارد که میگوید این آهنگ باعث خودکشی میشود.
خلاصه داستان: این فیلم درام اسپانیایی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی پدرو آلمودوار، روایتگر زندگی مانوئلا، پرستاری است که پس از مرگ پسر نوجوانش در یک حادثه رانندگی، برای یافتن پدر او که هرگز فرزندش را ندیده، به بارسلونا سفر میکند. در این سفر، او با زنی تراجنسیتی به نام آگادو، بازیگری معروف به همبن روث و راهبه جوانی به نام روزا آشنا میشود که همگی درگیر مسائل پیچیدهای هستند. مانوئلا که غم از دست دادن پسرش را با خود حمل میکند، در مواجهه با این شخصیتهای رنگارنگ، معنای جدیدی از مادری، دوستی و پذیرش را کشف کرده و به نوعی التیام مییابد. فیلم «همه چیز درباره مادرم» با بازی سیسیلیا روث، ماریسا پاردس، پنهلوپه کروز و آنتونیا سان خوان، به بررسی عمیق روابط انسانی، هویت جنسیتی و قدرت تابآوری در مواجهه با غم میپردازد.
خلاصه داستان: گروهی از افسانههای موسیقی کوبا که سالها بود به فراموشی سپرده شده بودند، در سال ۱۹۹۶ توسط گیتاریست آمریکایی رای کودر و گیتاریست بریتانیایی نیک گلداسمیت گرد هم آمدند تا استودیوی قدیمی هاوانا را زنده کنند. این مستند که توسط ویم وندرس کارگردانی شده، نه تنها ثبت یک همکاری موسیقایی استثنایی است، بلکه سفری شاعرانه به قلب فرهنگ کوبا، زندگیهای پر فراز و نشیب این موزیسینهای سالخورده و قدرت زنده موسیقی برای عبور از مرزهاست. دوربین وندرس با ظرافت زندگی روزمره، خاطرات و روحیه مقاوم این هنرمندان را به تصویر میکشد و در نهایت آنها را به اجرای تاریخی در کارنگی هال نیویورک میبرد. این فیلم که در سال ۱۹۹۹ ساخته شد، به یک پدیده جهانی تبدیل شد و موسیقی سنتی کوبا را به گوش میلیونها نفر در سراسر جهان رساند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: لئو (نیکلاج لی کاس) و لوئیس (مادس میکلسن) دو برادر هستند که در یک شهر کوچک زندگی می کنند. لئو که به تازگی با همسرش لوئیس (ریفا الینگ) صاحب فرزند شده، با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند. لوئیس، برادر بزرگتر، فردی خشن و غیرقابل پیش بینی است که در یک کاباره کار می کند و رابطه پیچیده ای با یک زن رقصنده دارد. در همین حال، فردریک (زلاتکو بوریک) که در یک کتابفروشی کار می کند، به دنیای خشونت بار فیلم های وسترن و جنایی پناه می برد و به تدریج مرز بین واقعیت و خیال برایش محو می شود. این سه داستان به تدریج در هم تنیده شده و به سوی یک پایان خشن و غیرمنتظره پیش می روند. فیلم «بلیدر» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی نیکلاس ویندینگ رفن، یکی از آثار شاخص سینمای دانمارک است که با بازی بازیگرانی چون مادس میکلسن، نیکلاج لی کاس و ریفا الینگ، تصویری تاریک و خشن از زندگی در حاشیه جامعه را به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: مردی که در گذشته به همسرش خیانت کرده، اکنون درگیر یک رابطه عاشقانه مخفیانه با زنی مرموز به نام میراندا است. رابطه آنها به سرعت به یک بازی خطرناک جنسی و روانی تبدیل میشود که در آن مرزهای اعتماد، خیانت و واقعیت محو میشوند. زمانی که یکی از شخصیتها به قتل میرسد، این رابطه پیچیده به یک معمای جنایی تاریک و پر از راز و ابهام تبدیل میشود که هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مانوئل گومز پریرا و با بازیگرانی چون ویکتوریا آبریل، خاویر باردم و کارمن الیاس است.
خلاصه داستان: سریال کمدی-درام سیاسی «شورای غربی» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی آرون سورکین و با بازی مارتین شین در نقش رئیسجمهور جوسیا بارتلت، داستان زندگی و چالشهای کارمندان ارشد کاخ سفید را روایت میکند. این مجموعه با نگاهی واقعگرایانه به پشت صحنه سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا، روابط شخصی و حرفهای تیم بارتلت را به تصویر میکشد و در عین حال طنز ظریفی را در دل دیالوگهای سریع و هوشمندانه خود جای داده است. «شورای غربی» به مدت هفت فصل ادامه یافت و به عنوان یکی از برترین سریالهای سیاسی تاریخ تلویزیون شناخته میشود.
خلاصه داستان: این فیلم به کارگردانی دایان کوریس در سال ۱۹۹۹، داستان عشق پرشور و پرتلاطم دو نویسنده بزرگ قرن نوزدهم، ژرژ ساند (با بازی ژولیت بینوش) و آلفرد دو موسه (با بازی برنار ژیرودو)، را به تصویر میکشد. داستان در پاریس قرن نوزدهم آغاز میشود؛ زمانی که آفرین، با نام مستعار ژرژ ساند، به عنوان یک زن پیشرو و نویسندهای جسور شناخته میشود. او که از زندگی متعارف زنانه فراری است، با آلفرد دو موسه، شاعر جوان و جذاب اما بیبندوباری آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به عشقی آتشین و ویرانگر تبدیل میشود که زندگی هر دو را زیر و رو میکند. رابطه آنها پر از فراز و نشیب، حسادت، خیانت و جداییهای مکرر است و در نهایت به تراژدی ختم میشود. این فیلم نه تنها یک درام عاشقانه عمیق است، بلکه تصویری زنده از جامعه ادبی و فرهنگی آن دوران را نیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم دروازه نهم (The Ninth Gate) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی رومن پولانسکی و با بازی جانی دپ، فرانک لانگلا و امانوئل سینیور، درباره دین کورسو، یک فروشنده کتابهای کمیاب و متخصص در آثار مرموز است که توسط یک کلکسیونر ثروتمند به نام بالزاک استخدام میشود تا نسخههای اصلی یک کتاب نادر به نام «دروازههای پادشاهی سایهها» را بیابد. این کتاب که توسط نویسندهای مرموز به نام آریستید تورکیا نوشته شده، گفته میشود قدرت احضار شیطان را دارد. کورسو در سفر خود به اروپا متوجه میشود که تنها سه نسخه از این کتاب وجود دارد و هر کدام دارای نقاشیهای متفاوتی هستند که در مجموع رمزگشایی یک آیین شیطانی را ممکن میکنند. او در این مسیر با زنی مرموز به نام دختر سبز و دشمنان خطرناکی روبرو میشود که به دنبال کتاب هستند و حاضرند برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزنند.
خلاصه داستان: رعنا، دختری جوان و زیبا در روستای «سانهتای»، عاشق لو یوشنگ، معلم جدید مدرسه میشود. این عشق در فصل زمستان و در میان برف و سکوت روستا شکل میگیرد و رعنا با پختن غذاهای خوشمزه برای او، محبتش را نشان میدهد. لو یوشنگ نیز به تدریج مجذوب سادگی و زیبایی رعنا میشود. پس از ازدواج، لو یوشنگ به شهر فراخوانده میشود و رعنا در روستا منتظر او میماند. سالها بعد، لو یوشنگ درگذشته و پسرشان برای مراسم خاکسپاری به روستا بازمیگردد. مادر که حالا پیر شده، اصرار دارد پیکر همسرش را طبق سنت قدیم، با پای پیاده از بیمارستان تا روستا حمل کنند تا روحش راه خانه را گم نکند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازیگری ژانگ زیئی و سون هونگلِی، داستانی عاشقانه و عمیق درباره وفاداری، عشق ابدی و پیوندی ناگسستنی است که مرگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد.