خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مایک نیوول که داستان رقابت دو کنترلر ترافیک هوایی به نامهای نیک «دیوانه» فالکو (با بازی جان تراولتا) و راسل بِل (با بازی بیلی باب تورنتون) را روایت میکند. نیک که بهترین کنترلر فرودگاه نیویورک است، با ورود راسل که فردی آرام و مرموز است، به چالش کشیده میشود. رقابت آنها به سرعت از محیط کار فراتر رفته و زندگی شخصیشان را تحت تأثیر قرار میدهد و منجر به درگیریهایی میشود که پای همسر نیک، کانی (با بازی کیت بلانشت) را نیز به ماجرا باز میکند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون آنجلینا جولی، کورت وودورد و جیک وبر، تصویری طنزآمیز و پرتنش از زندگی این افراد را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: جو هیکم، نوجوانی در شهر معدنی کوچک کول وود در ویرجینیای غربی در سال ۱۹۵۷، پس از مشاهده اسپوتنیک در آسمان، شیفته موشکسازی میشود. با وجود مخالفتهای پدرش، جان، که مدیر معدن است و انتظار دارد پسرش راه او را ادامه دهد، جو و دوستانش کوآنتل، اودل و روی لی، گروهی به نام «پسران موشکی» تشکیل میدهند. آنها با کمک معلم علوم، خانم فریدا رایلی، که مشوق آنهاست، به ساخت و آزمایش موشک میپردازند. پس از یک سری آزمایشهای پرخطا و حوادث، از جمله اتهام به آتشسوزی، جو با استفاده از دانش ریاضیات مسیر موشک را محاسبه کرده و بیگناهی خود را ثابت میکند. در نهایت، جو با کسب مدال در نمایشگاه علوم ملی، بورسیه تحصیلی میگیرد و راهی برای فرار از سرنوشت محتوم کار در معدن پیدا میکند. این فیلم در سال ۱۹۹۹ توسط جو جانستون کارگردانی شده و جیک جیلنهال، کریس کوپر، لورا درن و کریس اوانس در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: فیلم Bringing Out the Dead محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی نیکلاس کیج در نقش فرانک پیرس، یک تکنسین اورژانس در جهنم بخش منهتن است که طی سه شب متوالی در حال مبارزه با خستگی، فشار روانی و عذاب وجدان ناشی از مرگ یک دختر جوان به نام رز است. فرانک که دیگر قادر به نجات جان افراد نیست، درگیر توهمات و رویاهای بیداری میشود و با ارواح گذشته، به ویژه روح رز، مواجه میشود. او با مری، دختر معتاد به مواد مخدر و همسر سابق رز، آشنا میشود و تلاش میکند تا به او کمک کند و در عین حال، خود را از چنگال جنون و ناامیدی نجات دهد. این فیلم که بر اساس رمانی از جو کانلی ساخته شده، تصویری تاریک و خشن از زندگی در شهری بیرحم را به تصویر میکشد و اسکورسیزی با استفاده از نورپردازی اکسپرسیونیستی و فیلمبرداری پرتحرک، فضایی پرتنش و روانپریشانه را خلق میکند.
خلاصه داستان: فیلمی فراطبیعی و هیجانانگیز به کارگردانی روفوس نوریس که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد. داستان حول محور فرانکی پیج (پاتریشیا آرکت)، یک آرایشگر جوان و بیخدا در پیتسبورگ، میگردد که پس از دریافت یک تسبیح از طرف مادرش که به تازگی از برزیل بازگشته، دچار حملات وحشتناک و غیرقابل توضیحی میشود. این حملات که شامل زخمهای اسرارآمیزی شبیه به نشانهای مسیح (استیگماتا) بر بدن او میشود، توجه واتیکان را به خود جلب میکند. کاردینال هوسمن (جاناتان پرایس)، یک مقام ارشد و محافظهکار، پدر اندرو کرنان (گابریل بیرن)، یک کشیش دانشمند و متخصص در بررسی معجزات، را برای تحقیق در این مورد میفرستد. کرنان که در ابتدا به دنبال یافتن توضیحی علمی برای این پدیده است، به تدریج متقاعد میشود که فرانکی توسط یک روح قدیس به نام پدر آلامیدا تسخیر شده است. روح این کشیش که به دلیل افشای یک انجیل گمشده و ممنوعه توسط واتیکان به قتل رسیده، از فرانکی به عنوان واسطهای برای رساندن پیامی مهم به جهان استفاده میکند: پیامی که کلیسای کاتولیک سعی در پنهان کردن آن دارد. فیلم با ترکیبی از صحنههای خوفناک، تعلیقهای نفسگیر و بازی تحسینبرانگیز آرکت، تماشاگر را درگیر یک معمای پیچیده مذهبی و فراطبیعی میکند.
خلاصه داستان: یک بازیکن بیسبال کهنهکار به نام بیلی چیپل در آستانه بازنشستگی، در طول آخرین بازی حرفهای خود در یانکی استادیوم، خاطرات زندگی شخصی و عشقی پنج ساله با جین آبری، یک طراح موفق، را مرور میکند. او که در آستانه جدایی از معشوقهاش قرار دارد، در طول این بازی تاریخی به گذشته سفر میکند و موانع و مشکلات رابطهشان را به یاد میآورد. در حالی که بیلی برای ثبت یک بازی کامل و بینقص تلاش میکند، باید تصمیم بگیرد که آیا عشق به بازی برای او کافی است یا زندگی در کنار جین ارزش مبارزه دارد. این فیلم درام ورزشی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی سم ریمی و با بازی کوین کوستنر در نقش بازیکن اصلی و کلی پرستون در نقش معشوقهاش است.
خلاصه داستان: در روستایی آرام در آناتولی، فیلمسازی به نام «مظفر اوزدمیر» برای ساخت فیلم جدیدش به زادگاه خود بازمیگردد. او با همراهی دستیارش، در جستجوی مکانهای مناسب برای فیلمبرداری و بازیگران محلی، با زندگی روزمره مردم روستا آشنا میشود. در این میان، پدر سالخوردهی مظفر که به باغداری و زندگی سادهی روستایی عشق میورزد، نگران آیندهی پسرش و حفظ میراث خانوادگی است. مظفر در مواجهه با خاطرات کودکی، روابط خانوادگی و واقعیتهای زندگی روستایی، باید بین آرزوهای هنری خود و تعهدات خانوادگیاش تعادل برقرار کند. این فیلم که در سال ۱۹۹۹ توسط نوری بیلگه جیلان ساخته شده، با بازیگانی چون محمد اوزدمیر، فاتما اوزدمیر و ابراهیم اوزدمیر، تصویری ظریف و شاعرانه از تقابل سنت و مدرنیته، و رابطهی پیچیدهی انسان با طبیعت و خاطراتش ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی که در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جان برونو ساخته شد، با بازی دانالد ساترلند، جیمی لی کرتیس، ویلیام بالدوین و جوآن کزمارک، داستانی هیجانانگیز را روایت میکند. داستان از آنجا آغاز میشود که یک کشتی باری بزرگ روسی به نام «ولادیمیر» در اقیانوس آرام ناپدید میشود و تنها یک کشتی یدککش آمریکایی به نام «سی بریزر» در نزدیکی آن قرار دارد. خدمه این کشتی متوجه میشوند که موجودات بیگانهای که از طریق سیگنالهای الکترونیکی منتقل میشوند، کنترل کشتی ولادیمیر را به دست گرفته و قصد نابودی بشریت را دارند. حالا این گروه کوچک باید با این تهدید مرموز که از فناوری علیه خود انسانها استفاده میکند، بجنگند. آنها در یک نبرد نابرابر برای بقا، باید راهی برای متوقف کردن این موجودات فرازمینی پیدا کنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد نیکی، دختر محبوب دبیرستان، است که برای شرکت در مهمانی شب رقص مدرسه با دوست پسرش به مشکل میخورد. او تصمیم میگیرد با همسایه و همکلاسی خود، چاد، که یک پسر غیرمحبوب و عجیب است، معامله کند: او ظاهر و رفتار چاد را تغییر میدهد تا در عوض او را به عنوان همراه به مهمانی ببرد و دوست پسر سابقش را حسادت کند. اما در طول این فرآیند، آنها متوجه میشوند که شاید برای یکدیگر مناسبتر از آنچه فکر میکردند باشند. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جان شولتز و با بازی ملیسا جوآن هارت و آدرین گرنیر است که داستانی شیرین و سرگرمکننده از عشق نوجوانی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک گروه متشکل از سه فرد به نامهای تئو، لوک و نل برای شرکت در یک آزمایش روانشناسی به قلعهی هیل، عمارتی عظیم و اسرارآمیز، دعوت میشوند. دکتر دیوید ماروِی، دانشمند کنجکاو، قصد دارد واکنش آنها را در مواجهه با ترس مورد مطالعه قرار دهد. به تدریج، این مکان به نظر خالی از سکنه، تبدیل به کابوسی تمامعیار میشود. خانه با نیروهای ماوراءالطبیعهای که در دیوارهایش نهفتهاند، شروع به تسخیر ذهن و روح مهمانانش میکند و رازهای تاریک گذشتهی هر یک از آنها را علیه خودشان به کار میگیرد. آنچه آغازش یک تحقیق علمی به نظر میرسید، به نبردی مرگبار برای بقا تبدیل میشود. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جان دوئیگان و با بازی لیام نیسون، کاترین زیتا-جونز، اوون ویلسون و لیلی تیلور است.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جان برونو و با بازیگری دانالد ساترلند، جیمی لی کرتیس و ویلیام بالدوین است. داستان فیلم حول محور یک کشتی باری آمریکایی به نام «سی برا» میگردد که در اقیانوس آرام با یک کشتی تحقیقاتی روسی به نام «آکادمیک ولادیمیر پتروف» مواجه میشود که تمام خدمه آن ناپدید شدهاند. خدمه کشتی سی برا متوجه میشوند که موجودات بیگانهای به شکل انرژی الکترومغناطیسی، کنترل سیستمهای کامپیوتری کشتی روسی را در دست گرفته و قصد دارند از طریق ماهوارهها به زمین حمله کنند. این موجودات که از فضا آمدهاند، با استفاده از فناوری پیشرفته خود، رباتها و سیستمهای دفاعی را علیه انسانها به کار میگیرند و خدمه کشتی آمریکایی باید برای نجات بشریت با این تهدید مرموز و کشنده مبارزه کنند. فیلم با صحنههای اکشن پرتنش و جلوههای ویژه قابل توجه، نبرد انسانها را در برابر یک هوش مصنوعی بیگانه به تصویر میکشد.