خلاصه داستان: در دنیای برنامههای کودکان تلویزیونی، رینجو روز (روبین ویلیامز) بازیگر محبوبی است که با سرکوب شدن از سریالش به دلیل فساد اخلاقی، جای خود را به شای ربینشتاین (ادوارد نورتون) - یک نوپا با اخلاق سرشار از خوبی - میدهد. شای با نام «سموچی» به عنوان یک شخصیت سبزرنگ و مثبت شروع به کار میکند، اما به زودی درگیر توطئههای رینگو برای انتقام و فساد درون صنعت تفریحی میشود. این کمدی تلخ، به همراه کاترین کینر و جان استوارت، به طنز تلخی از دنیای سطحی و فاسد برنامههای کودکان میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 802,701 میلادی، مردی با اختراع ماشین زمان به آینده سفر میکند و جامعهای دوگانه را میبیند که در آن دو گروه انسانی متفاوت در حال زندگی هستند: ایلوئیها که ظاهراً بیتفاوتی و سادهزیستی دارند و مورلوکها که در تاریکی زندگی میکنند و به ایلوئیها شکار میکنند. او کشف میکند که این دو گروه نسلگذشته بشر هستند که به دلیل تفکیک طبقاتی و فساد اجتماعی به این شکل تبدیل شدهاند. در نهایت، او تصمیم میگیرد به زمان خود بازگردد و هشدار دهد که اگر بشر به همین روش زندگی ادامه دهد، این سرنوشت در انتظارش خواهد بود.
خلاصه داستان: در این فیلم انیمیشن، آرنولد و دوستانش در شهرشان با تهدید تخریب و ساخت مجدد مواجه میشوند. آرنولد به همراه دوستانش تصمیم میگیرند تا با کمک یک دفترچه راهنما، شهردار شهر را متقاعد کنند تا از این طرح صنعتی دست بردارد و شهرشان را از ویرانی نجات دهد.
خلاصه داستان: مردانی که روزهای دوشنبه را دریغ میکنند داستان چند تن از کارگران آتشنشانی بیکار در اسپانیا را روایت میکند که با مشکلات زندگی روزمره و بیکاری دست و پنجه نرم میکنند. آنها در یک بار جمع میشوند و در حالی که به زندگی و آینده خود فکر میکنند، سعی میکنند با شوخی و گاهی با جدیت راه حلی برای وضعیت خود پیدا کنند. این فیلم به تلخی و طنز زندگی افرادی میپردازد که در یک جامعه صنعتی دچار بحران شدهاند.
خلاصه داستان: میلی، یک طراح مد موفق در نیویورک، مجبور میشود به خانهی گذشتهاش در آلاباما بازگردد تا طلاق خود را از جیک، همسر دبیرستانیاش، که سالها پیش رها کرده بود، نهایی کند. در این سفر، او با خاطرات و احساسات قدیمیاش مواجه میشود و باید بین زندگی شلوغ شهری و راحتی روستایی خود انتخاب کند. در نهایت، میلی میفهمد که خانه واقعاً کجاست و تصمیم مهمی برای آیندهاش میگیرد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه اف.بی.آی به نام ویل گراهام، که قبلاً با یک قاتل زنجیرهای به نام هانیبال لکتر مواجه شده بود، برای رسیدگی به یک پرونده جدید دوباره به خدمت باز میگردد. این بار او با یک قاتل متجاوز به نام «فرشته شب» مواجه میشود که قربانیان خود را قبل از کشتن، به شدت آزار میدهد. برای درک ذهنیت این قاتل، گراهام به کمک لکتر - که در زندان نگهداری میشود - روی میآورد. در حالی که لکتر به گراهام کمک میکند، او نیز به طور مخفیانه به فریب دادن او میپردازد. در نهایت، گراهام باید با خطراتی که لکتر برایش ایجاد میکند، مواجه شود و پرونده را حل کند.
خلاصه داستان: یک کارگردان در حال تلاش برای فیلمبرداری یک صحنه رابطه جنسی بین دو بازیگر جوان است که با یکدیگر کاملاً مخالف هستند. او با کمک بازیگر زن اصلی خود به دنبال راهی برای ساختن صحنه ایدهآل بدون اینکه احساسات واقعی بازیگران را آشکار کند.
خلاصه داستان: در زندان زنان، زندانیان با سرکوب شدید و فشار روانی روبرو هستند. یکی از زندانیان، لیزا، به دنبال رهایی از این شرایط سخت است و تلاش میکند تا از طریق اعتراضات صلحآمیز، وضعیت را بهبود بخشد. در این بین، او با چالشهای فراوانی روبرو میشود و باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرد تا بتواند زندگی خود و دیگران را نجات دهد.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک دختر نوجوان به نام آنا در روز تولد شانزدهم خود با وقایع عجیب و غمانگیزی مواجه میشود که زندگیاش را به طور کامل تغییر میدهد. در حالی که امیدوار به جشن عروسی خواهرش است، او با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشود که باعث میشود بین احساسات خوشحالی و ناامیدی گیج شود. این داستان به دقت به بررسی تغییرات روانی و عاطفی یک نوجوان در یک روز حساس میپردازد.
خلاصه داستان: داهمر، مردی که در دهه ۱۹۸۰ در میلواکی آمریکا زندگی میکرد، به یکی از معروفترین قاتلهای زنجیرهای تبدیل شد. او با جذب مردان جوان به خانهاش و کشتن آنها، اعضای بدن آنها را میبرید و حتی در برخی موارد، آنها را میخورد. داهمر با شیوه بیرحمانه و ترسناک خود، بسیاری را به مرگ دعوت کرد و جامعه را به یک وحشت طبیعی تبدیل کرد.