خلاصه داستان: داستان عاشقانهای در سال ۱۹۴۰ در کارولینای جنوبی رخ میدهد که پیرمردی به نام دوک، داستان عشق پرشور و ممنوعه بین دختری از خانوادهای ثروتمند به نام الی همیلتون و پسری فقیر به نام نوآ کالهان را برای بیماری آلزایمر داستانگویی میکند. این داستان که در تابستانی به یاد ماندنی روایت میشود، ماجراهای عشق آنها، جداییشان به دلیل اختلاف طبقاتی و جنگ جهانی دوم، و بازگشت دوبارهشان به یکدیگر را در سالهای بعد دنبال میکند و در نهایت مشخص میشود که دوک همان نوآ پیر است و داستان را برای الی پیر میخواند که حافظهاش را از دست داده است.
خلاصه داستان: فیلم «اثر پروانهای» داستان مردی جوان به نام ایوان تریبن را روایت میکند که از نظر ژنتیکی دارای قدرت سفر در زمان است. او با بازگشت به گذشته و تغییر رویدادهای کوچک، میتواند آینده را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، اما هر تغییری عواقب غیرمنتظره و ویرانگری برای خود و اطرافیانش به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن در کریسمس» (Surviving Christmas) داستان دو خانواده را روایت میکند که در تعطیلات کریسمس با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. در سال ۲۰۰۴، دو خانواده که هر دو در آستانه فروپاشی هستند، بهطور اتفاقی در یک خانه در نیویورک به هم میرسند و مجبور میشوند با وجود اختلافات و مشکلات فراوان، تعطیلات را با هم سپری کنند. این وضعیت عجیب و غیرمنتظره، منجر به بروز کشمکشها و موقعیتهای کمدی و در عین حال تلخ و شیرین میشود که هر یک از شخصیتها را وادار میکند تا با واقعیتهای زندگی خود روبرو شوند و درسهای مهمی درباره خانواده، عشق و بخشش بیاموزند.
خلاصه داستان: فیلم تابستانی درباره یک تیم قایقرانی نوجوان است که برای شرکت در مسابقات قایقرانی به یک اردوی تابستانی میروند. در آنجا، دوستی قدیمی بین دو نفر از اعضای تیم به یک رابطه عاشقانه پیچیده تبدیل میشود و آنها را درگیر چالشهای عاطفی و اجتماعی میکند که در نهایت منجر به کشف خود و بلوغ عاطفی میشود.
خلاصه داستان: هیچکس (۲۰۰۴) داستان چهار کودک است که در آپارتمانی در توکیو به صورت پنهانی زندگی میکنند. مادرشان آنها را ترک کرده و تنها پول کمی برایشان گذاشته است. بچهها باید با همکاری هم و با تکیه بر کودکیشان، برای بقا در دنیای بزرگسالان تلاش کنند و در عین حال امیدوار باشند که مادرشان بازگردد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم «ماریا پر از لطف»، ماریا دختر جوان کلمبیایی است که برای فرار از فقر و بیکاری، قاچاق مواد مخدر را به عنوان یک «کالا» میپذیرد. او با بلعیدن تعداد زیادی بسته کوکائین، به عنوان یک «کالا» به نیویورک سفر میکند تا با تحویل آنها پول زیادی به دست آورد. اما وقتی یکی از بستهها در معدهاش پاره میشود، ماریا مجبور میشود برای نجات جان خود و دیگران، دست به انتخابهای سخت و خطرناکی بزند.
خلاصه داستان: فیلیپو، پسر جوانی که در یک کارخانه کوچک در حومه رم کار میکند، با دختری به نام آدریانا آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما این عشق با مشکل روبرو میشود چون پدر آدریانا، مردی سختگیر و مذهبی، با این رابطه مخالف است. فیلیپو برای جلب رضایت خانواده و اثبات شایستگیاش، دست به اقدامی بزرگ میزند: ساخت یک کلیسای کوچک در روستا. او با کمک دوستانش و با وجود مخالفتها، تلاش میکند تا با ساخت این کلیسا، عشقش را به آدریانا و ایمانش را به خداوند ثابت کند.
خلاصه داستان: زندگی معجزه است (Life Is a Miracle) یک فیلم درام و کمدی محصول سال 2004 به کارگردانی امیر کوستوریتسا است. داستان در روستایی در بوسنی در آستانه جنگ داخلی در سال 1992 روایت میشود. لیکار، یک مهندس راهآهن صرب، به دستور مقامات مجبور میشود خانوادهاش را ترک کند تا بر روی پروژهای در منطقهای دورافتاده کار کند. او در آنجا عاشق یک زن جوان اهل بوسنی به نام سابا میشود. وقتی جنگ آغاز میشود، لیکار و سابا با هم فرار میکنند و در طول مسیر به یک پناهگاه امن میرسند. آنها با کمک دوستان و غریبههایی که در طول راه ملاقات میکنند، سعی میکنند از خود در برابر خشونتهای جنگ محافظت کنند و در عین حال امید خود را به زندگی حفظ کنند.
خلاصه داستان: فیلم «قوانین جذب» داستان دو وکیل متخصص در پروندههای طلاق به نامهای آدریان و دانیل را روایت میکند که در جریان یک پرونده جنجالی در ایرلند با یکدیگر رقابت میکنند. در حالی که آدریان و دانیل برای رسیدن به پیروزی تلاش میکنند، رابطه حرفهای آنها به تدریج به یک رابطه عاشقانه پیچیده تبدیل میشود و آنها را درگیر مسائلی میکند که فراتر از دادگاه است.
خلاصه داستان: فیلم «فرشتههای آهنین» داستان فعالیتهای الیس پال و لوسی برنز در جریان جنبش حق رای زنان در دهه ۱۹۱۰ آمریکا را روایت میکند. این دو با وجود مخالفتهای شدید، با رهبری کتی هاروود و مورا کوایلی، دست به اعتراضات گسترده و اعتصاب غذا زدند تا حق رای را برای زنان به دست آورند.