خلاصه داستان: فیلمی فانتزی-اکشن محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اووه بول و با بازی کریستنا لوکن در نقش اصلی ریین، یک خونآشام نیمه انسان که به دنبال انتقام از پدر شرورش کگان است. داستان در قرن هجدهم رومانی میگذرد و ریین که توسط گروهی شکارچی خونآشام به نام بریم استون استخدام شده، متوجه میشود که کگان قصد دارد با استفاده از قدرت سه تکه از یک طلسم باستانی، بر دنیا حکومت کند. او به همراه گروهی از متحدانش که شامل ولادیمیر، شکارچی با تجربه و سباستیان، راهب جنگجو میشوند، در یک مأموریت خطرناک برای متوقف کردن کگان و نابودی طلسم قدم برمیدارد. در این راه، ریین نه تنها با قدرتهای خونآشامی خود، بلکه با گذشته اسرارآمیز و هویت واقعی خود نیز روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «حدس بزن کی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی کوین رودنی سالیوان و با بازی برنی مک، اشتون کوچر و زوئی سالدانا، بازسازی مدرنی از فیلم کلاسیک «حدس بزن کی امشب برای شام میاد» (۱۹۶۷) است. داستان حول محور پرسی جونز (اشتون کوچر)، یک کارگزار بورس موفق و خوشتیپ که قصد ازدواج با ترزا (زوئی سالدانا)، دختر یک خانواده مرفه را دارد، میچرخد. همه چیز برای ملاقات خانوادگی و خواستگاری آماده میشود تا اینکه پرسی متوجه میشود که ترزا به خانوادهاش نگفته او یک مرد سیاهپوست است. در مواجهه با والدین ترزا، بهویژه پدرش، پرسی باید با کلیشهها و پیشداوریهای ناخواسته آنها روبرو شود و ثابت کند که شایسته دخترشان است، در حالی که ترزا نیز سعی در مدیریت این موقعیت awkward و طنزآمیز دارد.
خلاصه داستان: دو گردشگر بریتانیایی به نامهای کریستین و لیزی در سفری جادهای به سراسر استرالیا، با مردی به نام میک تیلور که یک شکارچی محلی به نظر میرسد، آشنا میشوند. پس از آنکه اتومبیل آنها در منطقه دورافتاده گرگ کریک از کار میافتد، میک با ظاهری خونگرم و یاریرسان به کمکشان میآید. اما خوشقلبی او پوششی برای شخصیتی شیطانی و بیمار است. آنچه که به عنوان یک اتفاق ناگوار اما قابل حل به نظر میرسید، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. کریستین و لیزی به زودی درمییابند که در دام یک قاتل زنجیرهای روانپریش افتادهاند که از شکنجه و شکار انسانها لذت میبرد و هیچ راه فراری از قلمرو وحشی و بیرحم او وجود ندارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی گرگ مکلین و با بازی جان جارات در نقش آنتاگونیست فراموشنشدنی آن است.
خلاصه داستان: یک کشیش انگلیسی به نام والتر گودفلو که در روستای کوچکی به نام لیتل والدن زندگی میکند، آنقدر درگیر نوشتن موعظههایش است که متوجه مشکلات خانوادهاش نیست. همسرش گلوریا از بیتوجهی او رنج میبرد و به دنبال عشق در جای دیگری است، دختر نوجوانش هالی به شدت به دنبال جلب توجه پسرهاست و پسر کوچکش پیت دائماً مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. زندگی آنها با ورود یک پرستار جدید به نام گریس که قرار است به آنها کمک کند، دگرگون میشود. گریس که زنی مهربان و کارآمد به نظر میرسد، به سرعت مشکلات خانواده را حل میکند، اما روشهای او کمی غیرمعمول و مرموز است. او برای حل هر مشکلی، راهحلهای نهایی و خشنی به کار میبرد که شامل پنهان کردن جسد و حذف فیزیکی افرادی میشود که باعث آزار خانواده شدهاند. گلوریا که از این روشها آگاه میشود، ابتدا شوکه میشود اما به تدریج متوجه میشود که گریس تنها کسی است که واقعاً به فکر راحتی خانواده است. در همین حال، گریس رازی بزرگ را در خود پنهان کرده که به گذشته خانواده گودفلو گره خورده است. این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی نیل جانسون و با بازی درخشان روآن اتکینسون، مگی اسمیت، کریستین اسکات توماس و پاتریک سویزی است که داستانی طنزآمیز و در عین حال تاریک را درباره خانواده، رازها و اخلاقیات روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دوشس سفید» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جیمز آیووری و با بازی رالف فاینس و ناتاشا ریچاردسون، داستان تاد جکسون، دیپلمات سابق آمریکایی را روایت میکند که در شانگهای دهه ۱۹۳۰ زندگی میکند. او که بینایی خود را در یک حادثه از دست داده، با سوفیا، کنتس روسی تبعیدی که برای تأمین زندگی خانوادهاش مجبور به رقصیدن در کابارهها شده، آشنا میشود. جکسون تصمیم میگیرد یک کاباره مجلل به نام «دوشس سفید» تأسیس کند و سوفیا را به عنوان ستاره اصلی آن قرار دهد. در پسزمینه این داستان، بحران سیاسی ژاپن و چین و فضای پرتنش شهر، زندگی این شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و روابط پیچیده آنها را در مسیر سرنوشتسازی قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک نویسنده ثروتمند و گوشهگیر به نام لورل که درگیر بحران خلاقیت است، توسط یک ثروتمند عجیب و غریب به نام فیرفاکس ربوده میشود. فیرفاکس معتقد است که لورل میتواند او را به گنج گمشدهای که در یکی از کتابهایش توصیف شده است، برساند. الن، مدل روی جلد کتابهای لورل که عاشق اوست، برای نجاتش وارد عمل میشود. الن که فردی ناشی و ترسو است، باید شجاعت به خرج دهد و با کمک دوستش جک ترنر، یک ماجراجوی واقعی، به جنگلهای خطرناک برود تا لورل را نجات دهد. در این میان، لورل و الن متوجه میشوند که احساساتشان نسبت به یکدیگر واقعی است و این سفر پرخطر به فرصتی برای کشف دوباره عشق و خودشناسی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۸۱۱ میلادی، دو برادر به نامهای ویل و یاکوب گریم (با بازی مت دیمون و هیث لجر) که به عنوان شکارچیان شیاد ارواح شناخته میشوند، توسط ژنرال فرانسوی دلا توکس (با بازی جاناتان پرایس) دستگیر میشوند. ژنرال آنها را به روستایی میفرستد که دختران جوان به طور مرموزی ناپدید میشوند. برادران گریم باید با نیروهای ماوراءالطبیعه واقعی روبرو شوند و دهکده را از طلسم یک ملکه شرور (با بازی مونیکا بلوچی) نجات دهند. این فیلم فانتزی ماجراجویی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی تری گیلیام است که داستانی تخیلی از زندگی نویسندگان افسانههای مشهور را روایت میکند. در این فیلم پتر استورماره، لنا هیدی و راجر اشتون-گریفیتس نیز ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال ترکی «محافظ» (The Protector) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اونور تان و با بازی چاعاتای اولوسوی در نقش هیزمت است. این سریال فانتزی-اکشن داستان مرد جوانی به نام هیزمت را روایت میکند که پس از کشف راز بزرگی درباره هویت واقعی خود، متوجه میشود که آخرین عضو از یک جامعه باستانی محافظ است که وظیفه محافظت از استانبول را در برابر نیروهای شیطانی بر عهده دارد. او با کمک یک دوست قدیمی و یک استاد مرموز، باید یاد بگیرد که چگونه از قدرتهای خود استفاده کند و در نبردی افسانهای علیه شر مطلق بجنگد. این سریال با ترکیب عناصر مدرن و اساطیر ترکی، ماجراجویی پر فراز و نشیبی را به تصویر میکشد که در آن عشق، فداکاری و سرنوشت به هم گره میخورند.
خلاصه داستان: یک پرستار گوشهگیر و منزوی به نام هانا به یک پلتفرم نفتی دورافتاده فرستاده میشود تا از مردی مرموز به نام جوزف که در یک حادثه سوختگی شدید آسیب دیده و به طور موقت نابینا شده، مراقبت کند. هانا که خود با گذشتهای دردناک از جنگ بالکان دست و پنجه نرم میکند، در ابتدا تمایلی به برقراری ارتباط ندارد، اما به تدریج و در فضای ایزوله و پرتنش پلتفرم، رابطهای عمیق و شفابخش بین این دو شکل میگیرد. این فیلم به کارگردانی ایزابل کوشت و با بازی تحسینبرانگیز سارا پلی و تیم رابینز، داستانی ظریف و انسانی درباره غلبه بر آسیبهای روحی، قدرت بخشش و کشف دوباره زندگی از طریق ارتباط با دیگری را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «ببر و برف» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی روبرتو بنینی، داستان عشق عمیق و فداکاری شاعر و استاد دانشگاهی به نام آتیلیو (با بازی بنینی) را روایت میکند که عاشقانه دوست دارد ویتوریا (با بازی ژان رنو). هنگامی که ویتوریا برای تهیه گزارش به عراق در زمان جنگ میرود، در بمبارانی شدید مجروح شده و به کما میرود. آتیلیو که نمیتواند این وضعیت را تحمل کند، با شهامت و عشق بیپایان خود، راهی سرزمین جنگزده عراق میشود تا معشوقهاش را نجات دهد. او در این مسیر پرخطر با چالشهای متعدد، خطرات جنگ و موانع غیرقابل تصور روبرو میشود، اما عشقش به ویتوریا او را به ادامه راه امیدوار نگه میدارد. در این میان، او با دختر ویتوریا آشنا شده و سعی میکند علاوه بر نجات معشوقهاش، به او نیز کمک کند. این فیلم با ترکیب طنز ظریف بنینی و درام عمیق، تصویری جذاب و انسانی از قدرت عشق و امید در میان ویرانیهای جنگ ارائه میدهد.