خلاصه داستان: فیلم کمدی «پای آمریکایی: اردوی موسیقی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی استیو رش، ادامهدهنده مجموعه محبوب «پای آمریکایی» است. در این قسمت، استیف استیفلر (با بازی تادوروس جیمز) که برادر کوچک استیف استیفلر شخصیت اصلی اولین فیلم است، پس از یک شوخی بیمزه در مراسم فارغالتحصیلی، توسط قاضی شرمن (با بازی یوجین لوی) مجبور به شرکت در اردوی گروه موسیقی میشود. استیف که در ابتدا قصد دارد این اردو را به جهنمی برای همه تبدیل کند، به تدریج با کمک دوستان جدیدش، متوجه میشود که میتواند از مهارتهایش برای اهداف بهتری استفاده کند. این فیلم با حضور بازیگرانی چون آریل کبل، کریستوفر کوپر و جیسون ارلز، پر از صحنههای خندهدار و طنزآمیز است که طرفداران این فرنچایز را راضی نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «فرشته الف» (Angel-A) فیلمی فانتزی-درام به کارگردانی لوک بسون محصول سال ۲۰۰۵ است که در آن آندره (با بازی ژامل دبوز) مردی خوشقلب اما بدشانس و غرق در بدهی است که در پاریس زندگی میکند. در اوج ناامیدی و زمانی که تصمیم به خودکشی میگیرد، با آنجلا (با بازی ریانا) زنی مرموز و بلندقامت آشنا میشود که ادعا میکند یک فرشته است و برای کمک به او آمده. آنجلا به آندره کمک میکند تا با ترسها و ضعفهای خود روبرو شود و مسیر زندگیاش را تغییر دهد. در این مسیر، رابطه عمیق و عاشقانهای بین آن دو شکل میگیرد و آندره متوجه میشود که نجاتدهندهاش نیز به اندازه خود او به کمک نیاز دارد. این فیلم سیاه و سفید با تصاویر خیرهکننده از پاریس، داستانی شاعرانه و نمادین را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از اعضای باند خیابانی بیرحم به نام «استریت تاندر» به رهبری وارث، به ایستگاه پلیس متروکه شماره ۱۳ در لسآنجلس حمله میکنند تا انتقام کشته شدن چند تن از اعضای خود را بگیرند. در داخل ایستگاه، افسر پلیسی به نام بیشاپ که قرار است آخرین شب کاری خود را در آن ایستگاه بگذراند، همراه با چند کارمند و یک زندانی محکوم به اعدام به نام ناپولئون ویلسون، محاصره میشوند. این گروه ناهمگون باید برای بقا در برابر حملات بیامان باند، با هم متحد شوند و از خود دفاع کنند. جان کارپنتر در سال ۱۹۷۶ با بودجهای محدود، این فیلم اکشن و هیجانانگیز را با الهام از فیلم کلاسیک «آخرین پایگاه» ساخت که تبدیل به یکی از آثار کالت شد.
خلاصه داستان: این فیلم هنری و عرفانی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ناصر خمیر، روایتگر داستان پیرمرد نابینایی به نام بابعزیز و نوه کوچکش است که در بیابانهای وسیع شمال آفریقا سفر میکنند. بابعزیز که یک درویش است، قصد دارد تا در گردهمایی بزرگی که هر سی سال یکبار برگزار میشود، شرکت کند. در طول سفر، او داستان شاهزادهای را برای نوهاش تعریف میکند که روزی در کنار چاهی نشست تا به عمق روح خود بنگرد و در جستجوی حقیقت، خود را در آینه آب ببیند. این سفر استعاری، تماشاگر را به سفری روحانی و درونی میبرد و مفاهیم عرفانی، عشق و وحدت وجود را به تصویر میکشد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از طبیعت و موسیقی روحنواز، اثری تأملبرانگیز و عمیق را خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک روانپزشک جوان به نام دکتر دیوید کالاهان در یک آسایشگاه روانی قدیمی مشغول به کار میشود. او به زودی متوجه میشود که این مؤسسه تحت مدیریت دکتر برتون، پزشک مرموزی است که از روشهای درمانی غیراخلاقی و خطرناکی استفاده میکند. دیوید با کمک یکی از پرستاران به نام جین، سعی میکند رازهای تاریک آسایشگاه را افشا کند، اما به زودی خودش نیز هدف توطئهای قرار میگیرد که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی با بازی جاش همیلتون، سارا داگدیل و بروس پین، تماشاگر را در فضایی پرتعلیق و تاریک غرق میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-جنایی «با حال باش» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اف. گری گری و با بازی جان تراولتا، اوما تورمن و دنزل واشنگتن، ادامه ماجراهای چیلی پالمر (تراولتا) پس از اتفاقات فیلم «داستان عامهپسند» است. چیلی که اکنون از دنیای جنایتکاران دست کشیده و به صنعت موسیقی روی آورده، با مرگ ناگهانی دوست و شریکش، مالکیت یک شرکت موسیقی را به دست میآورد. او به زودی متوجه میشود که این شرکت درگیر بدهیهای سنگین به یک باند روسی است و برای نجات کسبوکار جدیدش، باید با کمک خوانندهای جوان به نام لیندا مون (کریستینا میلیان) و مدیر سابقش (ونسا ال. ویلیامز)، وارد دنیای پرخطر موسیقی و جنایت شود. در این میان، یک تهیهکننده موسیقی عجیب و غریب به نام راجر (وینس وان) و یک رپر خودنما به نام داب (آندره ۳۰۰۰) نیز مشکلات او را دوچندان میکنند و چیلی باید با تکیه بر هوش و جذبهی خود، از پس تمام ماجراها برآید.
خلاصه داستان: یک سالن زیبایی در آتلانتا، جایی که جینا نروز با استعداد و جسور تصمیم میگیرد کسبوکار خود را راهاندازی کند. او که پیشتر در سالن مشهور جورج با اعتمادبهنفس کار میکرد، حالا با شهامت تمام، مغازهای کوچک در محلهای جدید اجاره میکند تا رویاهایش را دنبال نماید. اما این مسیر پر از چالش است؛ او باید با رقابت سنگین، مشتریان جدید و مشکلات مالی دست و پنجه نرم کند. در این میان، دوستیهای جدید، رابطههای عاشقانه و حمایت جامعه محلی به او کمک میکند تا در برابر مشکلات ایستادگی کرده و ثابت کند که با استعداد و پشتکار میتوان به موفقیت رسید. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۵ با کارگردانی بیله وودرو و بازی کوین بیز، آلیشیا سیلورستون، آلفره وودارد، آندیه مکداول و دایانا روس، داستانی الهامبخش از زنی را روایت میکند که برای رسیدن به استقلال و موفقیت تلاش میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و شاعرانه به کارگردان گرگوری کولبرت که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این اثر هنری که ترکیبی از فیلم ۶۰ دقیقهای، تصاویر ثابت و نامههای خیالی است، داستانی فلسفی را روایت میکند که در آن یک مرد (با صدای لورنس فیشبورن) به سفرهای دورافتاده میرود تا ارتباط عمیق و باستانی بین انسان و حیوانات را کشف کند. فیلم در محیطی رویایی و مملو از نور طبیعی، تعاملات صلحآمیز انسان با فیلها، نهنگها، پلنگها و دیگر موجودات را به تصویر میکشد و مخاطب را به تأمل در مورد همزیستی و احترام به طبیعت دعوت میکند. «خاکستر و برف» اثری بدون دیالوگ است که با موسیقی متن زیبای مایکل بروک و تصاویر خیرهکننده، تجربهای مراقبهگونه و بصری خلق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در ادامه فیلم موفق ۸میلیمتری، این بار داستان حول محور یک کارآگاه خصوصی به نام دیوید فینچر میچرخد که برای نجات یک دختر جوان از دنیای تاریک فیلمهای مستهجن و قاچاق انسان، وارد ماجرایی خطرناک میشود. او در این مسیر با شبکهای زیرزمینی و قدرتمند مواجه میشود که به تولید و توزیع محتوای غیرقانونی مشغول هستند. کارآگاه فینچر باید پیش از آنکه دیر شود، این شبکه را از هم بپاشد و جان دختر جوان را نجات دهد. این فیلم محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جیسن کانتری و با بازیگرانی چون جان هنسلی، لورن هالی و جولی بنز است که درامی جنایی و هیجانانگیز را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم مهیج و سیاهسینمایی «۱۳ تزامتی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جلا بابوآنی، داستان مرد جوان و فقیری به نام سباستین را روایت میکند که در آستانه ورشکستگی قرار دارد. او با مرگ ناگهانی یکی از مشتریانش، صندوقچهای حاوی یک نقشه و بلیت قطار را پیدا میکند. سباستین که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد به جای آن مرد مرحوم، در یک رویداد مرموز و زیرزمینی شرکت کند، غافل از اینکه این سفر او را به قلب دنیای خطرناک و مرگبار بازیهای روسی رهن میکند. این فیلم با بازی ژرژ بابوآنی و فیلمبرداری هنرمندانه در سبک سیاهسینما، فضایی پرتنش و نفسگیر را خلق کرده است.