خلاصه داستان: اوا پس از ترخیص از بیمارستان روانپزشکی به گلاسگو میرود و با دو نوازنده به نامهای جیمز و کسی آشنا میشود. آنها با هم یک گروه موسیقی تشکیل میدهند و در طول یک تابستان طولانی، مسیر پرفراز و نشیب رشد هنری و روابط عاشقانه خود را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: دوناتو، نجاتغریق برزیلی، پس از غرق شدن یک توریست آلمانی با دوست او، کنراد، آشنا شده و برای شروع زندگی جدیدی با او به برلین مهاجرت میکند. سالها بعد، برادر کوچکترش آیرتون برای یافتن او راهی آلمان میشود و این سه نفر در مسیر جستجوی هویت و رهایی با یکدیگر روبرو میشوند.
خلاصه داستان: دیوید فرانک، وکیلی داغدیده که خانهاش را در یک طوفان از دست داده، پس از امتناع شرکت بیمه از پرداخت خسارت به بهانه «بلایای طبیعی»، تصمیم میگیرد علیه خودِ خداوند شکایت کند! او نمایندگان ادیان مختلف را به دادگاه میکشاند، اما این دعوای حقوقی عجیب، او را به سفری عمیق برای درک ایمان، رنج و معنای زندگی میبرد.
خلاصه داستان: پس از مرگ مادر، آن، کارگردان جوانی که در جستجوی حقیقت است، با کشف عکسها و نامههای قدیمی به رازی پنهان در گذشته والدینش پی میبرد. حضور ناگهانی برادر گمشده پدرش و عشقی ممنوعه و آتشین، هویت و اصالت خانوادگی او را با چالشی عمیق روبرو میکند.
خلاصه داستان: کالین، یک تاجر جوان نیویورکی، برای نجات یک معامله میلیاردی با یک شیخ دوبی، راهی روستایی در بلژیک میشود تا یک کبوتر مسابقهای نایاب را خریداری کند. اما آشنایی او با ایزابل، نوه صاحب کبوتر، او را در دوراهی سختی میان جاهطلبی کاری و عشقی حقیقی قرار میدهد.
خلاصه داستان: جان چپمن، تفنگدار سابق نیروی دریایی که از اختلال روانی رنج میبرد، پس از حمله وحشیانه به خواهرش در برزیل، برای انتقام راهی ریو دو ژانیرو میشود. او در این مسیر پرخطر، وارد دنیای تاریک قاچاق و فساد شده و به تنهایی در مقابل مافیای بیرحم یاکوزا میایستد.
خلاصه داستان: در چکسلواکی سال ۱۹۸۳، آنا، دونده جوان و بااستعداد، برای المپیک انتخاب میشود اما وارد برنامه مخفیانه دوپینگ دولتی میگردد. وقتی او تصمیم به قطع مصرف داروها میگیرد، مادرش که المپیک را تنها راه فرار به غرب میداند، مخفیانه به او دارو میدهد. این فیلم درامی تکاندهنده از تقابل اخلاق، خانواده و رژیم استبدادی است.
خلاصه داستان: پس از بیدار شدن بیروس، خدای نابودی، او در جستجوی یک مبارز قدرتمند به سراغ گوکو میرود. گوکو پس از شکستی سخت، با اتحاد دیگر سایانها به نیروی افسانهای «سوپر سایان خدای» دست مییابد تا در نبردی حماسی زمین را از نابودی نجات دهد.
خلاصه داستان: ده سال پس از شیوع ویروسی مرگبار، سزار جامعهای صلحآمیز از میمونهای هوشمند را رهبری میکند. با ورود گروهی از انسانهای بازمانده که برای بقا تلاش میکنند، صلحی شکننده میان دو گونه شکل میگیرد؛ اما کینه و خیانت، خیلی زود آتش جنگی تمامعیار را برای بقای نهایی شعلهور میسازد.