خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خدا» محصول سال ۲۰۱۷، روایتگر داستان جانی ساکسبی، جوانی است که در مزرعهای دورافتاده در یورکشایر انگلستان زندگی میکند و با تلخی و بیحوصلگی روزگار میگذراند؛ تا زمانی که گئورگه، کارگر مهاجر رومانیایی برای فصل برهزایی به مزرعه میآید. ورود گئورگه باعث میشود تا جانی که زندگیاش را با مستی و روابط بیثبت پر میکرد، با احساسات عمیق و متفاوتی روبرو شود و این آشنایی به رابطهای عاشقانه و دگرگونکننده منجر میگردد که نگاه او را به آینده و سرزمینش تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم لو محصول سال ۲۰۲۲ داستان زنی مرموز و تنها را روایت میکند که زندگی آرامی در یک جزیره دورافتاده دارد. وقتی دختر همسایهاش در طی یک طوفان سهمگین توسط پدرش ربوده میشود، لو به همراه مادر دخترک برای نجات او به تعقیب آدمربا در جنگلهای خطرناک میروند. در این مسیر، رازهای تاریک گذشته لو و ارتباط او با سازمان سیا و آدمربا فاش میشود و آنها را در یک نبرد جانانه برای بقا قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم جسیکا جیمز باورنکردنی محصول سال ۲۰۱۷، یک کمدی رمانتیک بامزه و صمیمی است که داستان جسیکا جیمز، یک نمایشنامهنویس جاهطلب و درگیر روابط ناموفق عاطفی در شهر نیویورک را دنبال میکند. او که تازه رابطهاش را با یک مرد متاهل به پایان رسانده، در یک قرار ناموفق با بون، یک مرد تازه طلاق گرفته، شرکت میکند و این آشنایی منجر به شکلگیری یک دوستی عجیب و بازتابدهنده میشود که هر دو را با واقعیتهای تلخ و شیرین عشق و رویاهای شکستخورده روبرو میسازد.
خلاصه داستان: انیمیشن آتشبازی (Fireworks) محصول سال ۲۰۱۷، داستان دو پسر دبیرستانی به نامهای نوریمیچی و یوسوکه را روایت میکند که هر دو علاقهمند به دختری به نام نازونا هستند. نازونا که قصد دارد به دلیل مشکلات خانوادگی از شهر فرار کند، از برندهی مسابقه شنا میخواهد که با او همراه شود. وقتی نوریمیچی مسابقه را میبازد و نازونا ناپدید میشود، او با پرتاب یک توپ شیشهای جادویی که قابلیت بازگرداندن زمان را دارد، سعی میکند گذشته را تغییر دهد و روز را نجات دهد، اما متوجه میشود که تغییر سرنوشت آنهم به این سادگیها نیست.
خلاصه داستان: دکتر بن بیس و خبرنگار آلیکس مارتن به دلیل لغو پرواز، مجبور به سوار شدن به هلیکوپتر خصوصی میشوند که در نتیجه تصادف در کوهستان برفی گیر افتاده و تنها باقی میمانند. با کمبود غذا و در معرض سرما، آنها مجبور میشوند تا با یکدیگر همکاری کنند تا زنده بمانند و از این موقعیت خطرناک عبور کنند.
خلاصه داستان: دکتر بن بیس و خبرنگار آکسون وندلی در حالی که در یک فرودگاه گیر افتادهاند، تصمیم میگیرند با یک هواپیمای خصوصی پرواز کنند. اما در راه، هواپیما در کوهستان برفی سقوط میکند و آنها تنها و مجروح در آنجا گیر میافتند. با کمبود غذا و آب و در شرایط سخت طبیعی، آنها مجبور میشوند با یکدیگر همکاری کنند تا زنده بمانند و راهی برای نجات پیدا کنند. در این بین، رابطه آنها از دوستی به عشق تبدیل میشود و آنها با شجاعت و امید به زندگی ادامه میدهند.
خلاصه داستان: یک دانشمند پس از کشته شدن در زمانی کوتاه پس از ارائه دستگاهی نوآورانه که قادر به استخراج، ضبط و پخش خاطرات افراد است، یکی از دوستان نزدیکش برای رفع این رمز و راز و کشف قاتل واقعی وارد عمل میشود. Rememory یا خاطرهسازی، فیلمی در ژانر معمایی-علمی-تخیلی محصول ۲۰۱۷ است که با بازی پیتر دینکلیج و جولیا اورموند ساخته شده است.
خلاصه داستان: در ادامه سریال ترسناک Siccin، داستان در ادامه رویدادهای قبلی قرار دارد و شخصیتهای جدیدی را معرفی میکند که درگیر جادوگری و نیروهای ماورا الطبیعه میشوند. این بار، یک خانواده جوان در یک روستای دوردست با رویدادهای مرموز و ترسناکی مواجه میشوند که به تدریج واقعیت تلخ و تاریکی را در مورد گذشته آنها آشکار میکند. با استفاده از جادو و طلسمهای قدیمی، آنها تلاش میکنند تا از دست قدرتهای شیطانی خلاص شوند، اما هر قدم آنها به عمق تاریکی بیشتری میکشد.
خلاصه داستان: در سریال Electric Dreams، هر قسمت داستان مستقل و منحصربهفردی را روایت میکند که بر اساس آثار فلسفهپردازی و داستانهای علمی-تخیلی فیلیپ ک. دیک ساخته شده است. این داستانها در آیندهای نزدیک یا دور جریان مییابند و به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، کنترل ذهن، و تأثیر تکنولوژی بر زندگی انسان میپردازند. هر قسمت با بازیگران و شخصیتهای متفاوت، جهانهای متفاوتی را به تصویر میکشد که باعث میشود مخاطب در هر بار تماشا، به دنیایی کاملاً جدید و متفاوت وارد شود.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان، رومان هانتر، یک مأمور پلیس، دخترش روی (زندگی) را از بیمارستان به خانه میبرد. روی در حالی که از اعتیاد به مواد مخدر بهبود مییابد، به مدرسه باز میگردد و با جولز و اوون و کتی و کتنیس و لکسی و نت و مککی و لوئیس و جیا و آشتر و فث و کلاید و کلی و دیگران آشنا میشود. روی در حالی که با جولز دوست میشود، با نت که یک ورزشکار محبوب است، دوست میشود و او را به یک مهمانی دعوت میکند. در مهمانی، روی مواد مخدر مصرف میکند و با نت رابطه جنسی برقرار میکند. روز بعد، روی از نت میخواهد که رابطهشان را پنهان نگه دارد، اما او موافقت نمیکند. روی به جولز میگوید که نت را دوست دارد، اما جولز به او میگوید که نت او را دوست ندارد. روی به نت میگوید که او را دوست ندارد و او را ترک میکند. روی به جولز میگوید که او را دوست دارد و آنها یک رابطه عاشقانه شروع میکنند.