خلاصه داستان: زندگی آرام رد میلر، چوببر صلحطلب، پس از ربوده شدن و قتل بیرحمانه همسرش مندی توسط یک فرقه مذهبی مخوف، به تاریکی کشیده میشود. او که اکنون غرق در خشم و اندوه است، سلاح به دست میگیرد و برای انتقامی خونین وارد کابوسی سوررئال و توهمزا میشود تا تکتک اعضای این فرقه شیطانی را نابود کند.
خلاصه داستان: یک زن متأهل اسپانیایی برای یافتن هویت واقعی خود، سفر تنهایی را در مسیر کوهستانی آپالاش آغاز میکند. اما مواجهه او با یک کوهنورد جوان و جذاب، این سفر را به چالشی عاطفی میان عشق، تعهد و کشف حقیقت درونش تبدیل میکند.
خلاصه داستان: ریکو، کارگر میانسالی که از زندگی یکنواخت و مشکلات عاطفی خود به تنگ آمده، پس از حادثهای در یک اعتراض خیابانی تصمیم به تغییر مسیر زندگیاش میگیرد. اما خیانت همسرش و بحرانهای خانوادگی، او را در غمی عمیق فرو میبرد تا اینکه به کمک پسرش تلاش میکند تا دوباره خود را پیدا کند و زندگی جدیدی بسازد.
خلاصه داستان: «ست» با دریافت نامهای مرموز به عمارتی مجلل دعوت میشود تا با برادر میلیونر و گمشدهاش دیدار کند. اما این ملاقات خانوادگی به سرعت به بازی روانی خطرناکی تبدیل میشود که در آن رازهای گذشته، وسوسه و خیانت، مرز میان حقیقت و توهم را از بین میبرند.
خلاصه داستان: نوزاکی هاروکا، دختر دانشآموزی که به دهکدهای کوچک نقل مکان کرده، هدف قلدری و آزارهای وحشیانه همکلاسیهایش قرار میگیرد. اما زمانی که خانهاش به آتش کشیده شده و خانوادهاش را از دست میدهد، تصمیم میگیرد با کمک تنها دوستش، انتقامی خونین و بیرحمانه از عاملان این فاجعه بگیرد.
خلاصه داستان: ریچل، یک مدیر تبلیغاتی پرکار که در روز عروسیاش رها میشود، به همراه پدر غایب و بیمسئولیت خود راهی سفر ماه عسل با کشتی کروز میشود. این سفر اجباری آنها را وادار به رویارویی با گذشته، حل اختلافات قدیمی و تغییر نگرش نسبت به زندگی و یکدیگر میکند.
خلاصه داستان: بهار، وکیل سابق و فرمانده یک یگانه تمامزن کرد به نام «دختران خورشید»، برای آزادسازی شهر خود و نجات پسر اسیرش از چنگال داعش وارد نبردی سهمگین میشود. در این میان، یک گزارشگر جنگی فرانسوی به نام ماتیلد با آنها همراه میشود تا داستان شجاعت، رنجها و ایستادگی این زنان قهرمان را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۵۹ در سیدنی، دختر دبیرستانی خجالتی به نام لیزا در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار میشود. او در آنجا با گروهی از زنان مستقل آشنا میشود که افقهای تازهای از عشق، رویاها و آزادی را به روی او میگشایند و نگرش جامعه را نسبت به زنان و مهاجران تغییر میدهند.