خلاصه داستان: Omori Momoe بیست و هفت ساله است، مجرد و در استودیو دلتا کار می کند. او لاغر و جذاب است. او باید از خواستگاران خواستگاری کند و محصول خود را انتخاب کند. خوب، در واقع او این کار را می کند. او با وجود مجرد بودن در حال رابطه جنسی است. ...
خلاصه داستان: از افسانه مانگا هیرواکی سامورا، خالق Blade of the Immortal و Die Wergelder، چیزی کاملا متفاوت آمده است، سفر یک زن جوان ناراضی به سوی تندبادهای وحشی رادیو گفتگو.
خلاصه داستان: کییچی مائبارا به روستای به ظاهر آرام هینامیزاوا نقلمکان میکند و با گروهی از دختران محلی دوست میشود. اما با نزدیک شدن به جشنواره سالانه، رازهای تاریک، فجایع تکرارشونده و ترسی روانی سایه خود را بر روستا میافکنند. حالا او باید برای نجات دوستانش، با حقایق هولناک و پنهان این جامعه کوچک روبرو شود.
خلاصه داستان: هفت عضو محبوب گروه بیتیاس، دور از هیاهوی شهر و هیاهوی شهرت، به دل یک جنگل آرام و دورافتاده پناه میبرند. این مجموعه واقعنما، لحظات صمیمی، استراحت و سرگرمیهای روزمره این ستارگان جهانی را در فضایی آزاد و صمیمانه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «من میتوانم صدای تو را ببینم» یک مسابقه تلویزیونی هیجانانگیز و معمایی است که در آن مهمانان باید بدون شنیدن صدای واقعی شرکتکنندگان و تنها از روی ظاهر و سرنخها، خوانندگان بد را از استعدادهای واقعی تشخیص دهند. این برنامه با ترکیب موسیقی، حدس و گمان، چالش و سرگرمی جذابی را برای مخاطبان خلق میکند.
خلاصه داستان: داستان یک پزشک بااستعداد که پس از سقوط به تاریکترین دوران زندگیاش، با یک افسر پلیس مهربان آشنا میشود. این ملاقات غیرمنتظره، نوری از امید در دل او روشن کرده و به او کمک میکند تا با عبور از سختیها، دوباره روی پای خود بایستد و مسیر خوشبختی را پیدا کند.
خلاصه داستان: نیران، بانوی جوانی که در تکاپوی یافتن عشق واقعی در شلوغی شهر است، با مردی مرموز به نام تاون آشنا میشود. این آشنایی، پیوندی عمیق و سرنوشتساز میان آنها برقرار میکند و زندگیشان را در مسیری پر فراز و نشیب از عشق و درام قرار میدهد.
خلاصه داستان: این سریال مستند و واقعگرایانه با اجرای لوک ویلسون، به دنیای پرتنش و حیاتی اپراتورهای مرکز تماس اضطراری ۹۱۱ در شهرهای مختلف آمریکا میپردازد. این برنامه لحظات بحرانی و نفسگیری را به تصویر میکشد که درست قبل از رسیدن نیروهای امدادی رخ میدهند.
خلاصه داستان: آکیرا شیمازاکی، بادیگارد سابق که پس از حادثهای ناگوار به عنوان نگهبان ساختمان کار میکرد، دوباره به یک شرکت امنیتی میپیوندد تا به عنوان محافظی تازهکار فعالیت کند. اما تلاش او برای پنهان کردن گذشتهاش، موقعیت جدید و زندگیاش را با تهدیدی جدی روبرو میکند.
خلاصه داستان: لی ته پونگ بعد از تصادف هوش کودکانه ای دارد. هان یو جونگ شغل رویایی خود را رها می کند تا از خانواده فقیر خود در میان اعمال ناشایست دوقلو خود حمایت کند. زندگی آنها در هم تنیده می شود زیرا با معجزه در درگاه مرگ روبرو می شوند.