خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.
خلاصه داستان: در سال 2025، فیلمی به نام "Son" به نمایش در میآید که داستان پدر و پسر را روایت میکند. این فیلم در ژانر ترسناک و معمایی قرار دارد و به دنبال سفری پر از هیجان و رازآلود برای شخصیتهای اصلی میباشد. "Son" با بازیگری استثنایی و فیلمبرداری زیبا، مخاطبان را به دنیایی متفاوت و پر از رمز و راز دعوت میکند.
خلاصه داستان: در سال 1973، یک مرد جوان به نام جیمز ویدون در یک روستای کوچک در انگلستان زندگی میکند. او یک جادوگر مبتدی است که تلاش میکند تا مهارتهایش را بهبود بخشد و به یک جادوگر معروف تبدیل شود. با وجود تلاشهای بیوقفهاش، جیمز همیشه در حضور مردم شکست میخورد و نمیتواند اعتماد به نفس کافی برای اجرای جادوگری در برابر جمعیت داشته باشد. یک روز، جیمز با یک جادوگر بزرگسال به نام الیور برخورد میکند که او را به عنوان شاگرد خود میپذیرد و به او آموزش میدهد. با کمک الیور، جیمز یاد میگیرد که چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کند و جادوگری را بهتر انجام دهد. در نهایت، جیمز موفق میشود تا در یک مسابقه جادوگری شرکت کند و با اجرای یک ترفند شگفتانگیز، برنده مسابقه میشود و به یک جادوگر معروف تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در داستان "جن"، یک مهندس معماری جوان به نام "دینا" پس از مرگ والدینش به ارث یک خانه قدیمی در شهر کوچکی میبرد. در حالی که مشغول مرمت خانه است، به طور تصادفی یک قوطی عتیقه را باز میکند و یک جن شرور را آزاد میکند. این جن قادر به تبدیل خواستههای دینا به کابوسهای وحشتناک است و او مجبور میشود با کمک یک شیخ محلی با جن مبارزه کند تا جانش را و جان اهالی شهر را نجات دهد. در طول این ماجرا، دینا با تاریکترین ترسهای خود روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا قدرت جن را برای انتقام استفاده کند یا خود را به خدا بسپارد.
خلاصه داستان: در سال 1970، در زمانی که جنگ ویتنام در اوج خود بود، یک گروه از سربازان آمریکایی در یک ماموریت خطرناک در جنگلهای ویتنام گیر میافتند. آنها با مواجه شدن با دشمنان ناشناخته و تهدیدهای طبیعی، مجبور میشوند با ترس و اضطراب مواجه شوند. در این بین، یکی از سربازان، «جک»، با تجربههای عجیب و غیرقابل توضیح روبرو میشود که باعث میشود واقعیت و خیال برایش مبهم شود. او مجبور میشود با ترسهای درونی خود مقابله کند تا بتواند زنده بماند و به خانوادهاش بازگردد.
خلاصه داستان: در این مستنداری، ما به دنیای جنبش "دعا برای درمان" میپردازیم که ادعا میکند همجنسگرایی را میتوان با دعا و رویکرد مذهبی درمان کرد. فیلم به شهادت کسانی میپردازد که زندگی خود را وقف این جنبش کردند و سپس از آن دست کشیدند، و نیز به داستان کسانی که همچنان در این جنبش فعال هستند. این سفر عاطفی و آگاهیبخش به مخاطب نشان میدهد که چگونه این باورها میتوانند زندگی افراد را نابود کنند و آسیبهای بلندمدتی به جامعه وارد کنند.
خلاصه داستان: یک کارگردان تئاتر ژاپنی به همراه راننده زن جوان خود به شهری در حومه هیروشیما سفر میکند تا نمایشنامه «انتیگونه» ادغامی را به روی صحنه ببرد. در طول این سفر، او با گذشتهاش و رازهایی که در زندگیاش پنهان بودهاند مواجه میشود.
خلاصه داستان: یک خانواده مهاجر ویتنامی در آمریکا با ورود یک دختر جوان به زندگی آنها مواجه میشوند. این دختر، که خود را خواهر خواندهی آنها معرفی میکند، باعث تغییراتی اساسی در روابط و پویشهای خانواده میشود. در حالی که خانواده تلاش میکنند با این وضعیت جدید سازگار شوند، رازهایی از گذشته خود را نیز کشف میکنند که باعث میشود روابط آنها به چالش بکشند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ میلادی، در جزیره ایتالیایی کوچک، یک جوان سرکش به نام چارلی، در پی آزادی از سنتهای سنتی و قوانین سختگیرانه روستایش، با دختری جوان و شورانگیز به نام بیانکا، رابطهای ممنوعه برقرار میکند. عشق ممنوعشان منجر به فرار از روستا میشود، اما در این بین، چارلی به طور تصادفی مرتکب قتل میشود و مجبور به فرار از دادگاه میگردد. در حالی که دنبال جنگلهای عمیق و دریاهای آزادی هستند، آنها به دنبال بهشت موعودی هستند که هرگز وجود ندارد. «آخرین بهشت» داستان عشق، طغیان و جستجوی آزادی در دنیایی سختگیر و سنتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم، سوتی، یک ورزشکار پارالمپیک کور، برای کسب درآمد به عنوان یک نگهبان مجازی در یک اپلیکیشن مشغول به کار میشود. او به یک خانه بزرگ در جنگل فراخوانده میشود تا از طریق دوربینهای امنیتی آن را نظارت کند. اما شبی در خانه، دزدانی وارد میشوند و سوتی مجبور میشود با کمک یکی از مشتریهای اپلیکیشن، خود را و صاحبخانه را از آنها محافظت کند. بین او و دزدان بازی خطرناکی آغاز میشود که هر لحظه میتواند مرگبار باشد.