خلاصه داستان: دنیای یک سرآشپز مشهور و یک گورو تناسب اندام وقتی به او پیشنهاد می دهد تا یک میان وعده نیمه شب درست کند، با هم برخورد می کنند و باعث ایجاد ارتباط غیرمنتظره ای بین سبک زندگی متضاد آنها می شود.
خلاصه داستان: سازمان پلیس به دلیل اقتصاد مجبور به ریاضت مالی است و به دنبال راه هایی برای کاهش هزینه ها است. یک "دپارتمان حسابداری ویژه" ایجاد شده است که شامل افسر پلیس مادوکا هاجیمه (کانا هاشیموتو) می شود. ...
خلاصه داستان: تمیس به عنوان الهه قانون و نظم در اساطیر یونان شناخته می شود. این داستان در یک دانشکده حقوق اتفاق می افتد که در آن دانش آموزان آرزو دارند قاضی، دادستان و وکیل شوند. شیزوکو هیراگی، که هم قاضی و هم معلم حقوق است، من...
خلاصه داستان: دختری یهودی که رویای سفر به اسرائیل را در سر میپروراند، با معلم سابق خود قراردادی برای یک ازدواج صوری میبندد. اما با آغاز این پیوند مصلحتی و در میان سفرهای فرهنگی، احساساتی واقعی و عمیق میان آنها شکل میگیرد که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: پلویرونگ طراح جواهرات است و به مین مین رفته که پر از مردههای وحشتناک است. وقتی جسد کارگران را پیدا میکنند و یک حلقه عروسکی با مروارید از عمق بیرون میآید، روح مودا – زنی که یکصد سال پیش قربانی حسادت شده و در همان مکان مرده – آزاد میشود. حالا روح کینهور مودا با حلقهٔ نفرت در حال انتقام از دو خواهر ناتنی (پیلین و موودا) است تا کار قدیمیاش را تمام کند. یک بازپرس جوان، پرئوک، که عاشق یکی از خواهرها است، وارد این دنیای تاریک میشود و باید عشق، انتقام و رازهای پنهان را به هم گره بزند تا جان خود و عشقش را نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان درمورد دو برادره که تو چهارده سالگی میفهمن از نوادگان تنگو هان ،برادر اول توانایی صحبت با حیوونا رو داره و برادر دوم بالهای نادری داره که حتی بین هم نوعاشون هم متفاوته همین فرق این دو برادر رو از جامعه دور کرده و سریال روی زندگی روزمره اشون متمرکزه
خلاصه داستان: میری کونو بانوی جوانی است که پس از شکست در رویای پیانیست شدن از توکیو به کوبه نقل مکان کرد. در حالی که در مورد زندگی خود افسرده است، با سورا آئوکی، مردی که یک تجارت ماشین آشپزخانه را اداره می کند، ملاقات می کند در حالی که از یک اختلال تجزیه ای رنج می برد...
خلاصه داستان: داستان درمورد کاشیواگی کوکورو دانشجوی دانشگاهه که از زندگی دانشجوییش لذت میبره و تازه با کامیجو سایو هم رابطه عاشقانه ای شروع کرده اما روزی نامزد سابقش که ازش جداشده بود وارد خونه اش میشه و شروع به زندگی در اونجا میکنه ،کوکورو از این اتفاق چیزی به سایو نمیگه واقعا چه اشتباه بزرگی احتمالا باید منتظر یه انفجار باشیم نه؟