خلاصه داستان: نیاتی، دختر نابغه و یتیمی است که با بورسیه وارد یک مدرسه اشرافی و معتبر میشود. او خیلی زود تحت فشار همکلاسیهای ثروتمندش، وارد یک شبکه پیچیده و خطرناک تقلب در امتحانات شده و بر سر دوراهی اخلاقی سختی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: توپاک رپ را از یک ترند ساده خیابانی به یک هنر نخبه تبدیل کرد. او پایههای تکرار کنونی جنبش هیپهاپ را گذاشت و به عنوان شاعری که داستانهای بیگانگیاش جوانان را مجذوب خود میکرد، به تکامل آن ادامه داد...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «جنیس»، مادری است که پس از اقدام هولناک پسرش در قتل سه تن از همکلاسیهایش، در مارپیچی از خشم، اندوه و گناه گرفتار میشود. او در تلاش برای یافتن آرامش به کلیسا پناه میبرد، اما مواجهه با قضاوتها و باورهای مذهبی، او را در مسیر دشواری برای پذیرش این فاجعه قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک کارشناس خلاق فناوری، دستگاهی عجیب برای برقراری ارتباط با مردگان اختراع میکند. او برای حل پرونده یک قتل و خودکشی مرموز شروع به استفاده از این ابزار میکند، اما به مرور زمان، مرز میان واقعیت و توهم برای او از بین رفته و ذهنش رو به فروپاشی میرود.
خلاصه داستان: یک ستاره کودک میانسال برای تعطیلات به خانه خالی خواهرش میگریزد، اما یک بدلکار مجروح را میبیند که در حالت سگ نشسته است و او میخواهد هر چه سریعتر او را بیرون بیاورد.
خلاصه داستان: پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، یک پسر جوان عاشق سینما با کلکسیونری مخفی آشنا میشود که هزاران فیلم ممنوعه را در زیرزمینهای تهران از نابودی نجات داده است. آنها در کنار هم با به خطر انداختن جانشان، در برابر سانسور و استبداد ایستادگی کرده و عشق به سینما را به ابزاری برای مقاومت فرهنگی تبدیل میکنند.
خلاصه داستان: دو عکاس ماجراجو به نامهای بروکر و تنر برای ثبت تصاویر وارد یک ساختمان متروکه میشوند، اما مواجهه با یک بیخانمان مرموز، خاطرات تروماتیک گذشته را بیدار میکند. این رویارویی آنها را در کابوسی هولناک و روانی گرفتار میکند که مرز میان واقعیت و توهم را از بین میبرد.
خلاصه داستان: جیمی، نوجوان ۱۴ سالهای است که در جریان یک سفر کمپینگ خانوادگی، با دانی، دوستِ دوستدختر خالهاش آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره که ابتدا با حسادت آغاز شده، به تدریج به رابطهای عمیق تبدیل میشود و جیمی را در مسیر کشف هویت، بلوغ و پذیرش خود قرار میدهد.
خلاصه داستان: بانل و آداما، دو جوان عاشق در روستایی دورافتاده در شمال سنگال، برای آغاز زندگی مشترک خود تلاش میکنند. اما مخالفت جامعه با تصمیمات آنها و امتناع آداما از پذیرش نقش سنتی رهبری قبیله، رابطهشان را به چالش میکشد. در این میان، وقوع یک بحران محیطزیستی و خشکسالی شدید، عشق و پایداری آنها را در برابر فشارهای اجتماعی محک میزند.
خلاصه داستان: آندره آ 15 ساله می خواهد عشق پدرش را که با طلاق از مادرش از زندگی آنها ناپدید شد، بازیابی کند. آندریا پدری مهربان را به یاد می آورد و نمی تواند بفهمد که چرا اکنون نمی خواهد فرزندانش را ببیند. توماس یک ...