خلاصه داستان: فیلم «وحشیها» (به فرانسوی: Sauvages) یک انیمیشن استاپموشن محصول مشترک سوئیس، فرانسه و بلژیک به کارگردانی کلود باراس است. داستان در جنگلهای بورنئو رخ میدهد و درباره کریا (بابِت دو کاستر)، دختری ۱۱ ساله است که با پدرش، کارگر مزرعه روغن نخل، زندگی میکند. مادر مرحوم کریا از مردم بومی پنان بود، اما او علاقهای به این میراث ندارد. کریا و پدرش یک بچه اورانگوتان به نام اوشی را نجات میدهند. وقتی سلای (مارتین ورسه)، پسرعموی پنان کریا، به دلیل تخریب جنگل توسط شرکتهای چوببری به خانه آنها پناه میآورد، کریا، سلای و اوشی برای نجات جنگل بومی و کشف ریشههای کریا مبارزه میکنند. فیلم با تصاویر خیرهکننده استاپموشن، موسیقی «Tous les Cris les S.O.S» از دانیل بالاوان، و موضوعات زیستمحیطی و ضداستعماری، به مسائل حقوق بومیان و حفاظت از طبیعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و قابلپیشبینی، ریتم کند برای کودکان، و فقدان دیدگاههای نو، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۱۰۰٪ در راتن تومیتوز از ۷ نقد، ۶.۸/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی دو کاستر و ورسه، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و پایانبندی معمولی نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ (بخش مخاطبان جوان) نمایش داده شد و نامزد بهترین انیمیشن و فیلم اروپایی در جوایز فیلم اروپا شد.
خلاصه داستان: فیلم «پسر پیتزافروش ریک» یک تریلر اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیسون پارک و محصول شرکت Hypatude است. داستان درباره ریک (جیسون پارک)، بازیگری ناموفق است که بهعنوان پیتزافروش در شهر کار میکند. در یکی از شبهای تحویل پیتزا، او با مردی در حال مرگ (کریستوفر دیون) مواجه میشود که از او میخواهد قبل از نیمهشب بستهای را به آن سوی شهر برساند تا جانش را نجات دهد. این ماموریت ساده به سرعت به یک بازی مرگبار و پرپیچوخم تبدیل میشود که ریک را با شخصیتهایی مانند استونز (برایس آنتونی هلر)، برندا (مدیسون اوکلی)، و مایک (کریس جفریس) درگیر میکند. فیلم با الهام از آثاری مانند «یادداشت مرگ» و سکانسهای اکشن شبانه مانند تعقیبوگریز و درگیری خیابانی، به موضوعات انتخابهای اخلاقی، بقا و رویاهای دستنیافتنی میپردازد. با این حال، به دلیل بازیگری ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی، داستان قابلپیشبینی، و تولید کمبودجه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۴.۰/۱۰ در IMDb، ۸/۱۰ از Film Threat). بازی پارک، طنز گاهبهگاه، و پایانبندی غیرمنتظره تحسین شدند، اما کیفیت فنی پایین و ریتم ناهموار نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آقای کی» یک درام-رازآلود-سورئال به کارگردانی و نویسندگی تالولا هیزکمپ شواب و محصول مشترک نروژ، بلژیک و هلند است. داستان درباره آقای کی (کریسپین گلاور)، یک شعبدهباز دورهگرد، است که پس از اقامت در هتلی دورافتاده، متوجه میشود نمیتواند از آن خارج شود و در کابوسی کافکایی گرفتار میشود. تلاشهای او برای یافتن خروج، او را عمیقتر در راهروهای پیچدرپیچ هتل و تعامل با ساکنان عجیب آن، از جمله مسئول پذیرش خشن (باربارا سرافیان)، سرآشپز سختگیر (بیورن ساندکویست)، دو خواهر سالخورده (فینولا فلاناگان و دیربلا مولوی)، و گروهی از نوازندگان به رهبری گاگا (سانی ملس)، فرو میبرد. هتل که ظاهراً در حال کوچک شدن است، با طراحی عجیب و رنگ سبز غالب، استعارهای از تنهایی، انزوا و تلاش برای کنترل واقعیت است. فیلم با الهام از آثار فرانتس کافکا و حالوهوای فیلمهایی مانند «هتل بزرگ بوداپست» و «درخشش»، به موضوعاتی چون پوچی وجود، مبارزه با وضعیت موجود، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان وضوح روایی، ریتم کند، و پایانبندی مبهم که آقای کی به سمت نوری شنا میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی گلاور، طراحی بصری فرانک گریب، و موسیقی استیجن کول تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شخصیتپردازی سطحی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بیاصلونسب» (به چینی: 白衣蒼狗) یک درام تایوانی-سنگاپوری-فرانسوی به کارگردانی چیانگ ویلیانگ و یین یو-چائو است که در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان درباره اوم (وانلوپ رانگکومجاد)، یک مهاجر غیرقانونی تایلندی در مناطق کوهستانی تایوان است که بدون مدارک یا آموزش رسمی، بهعنوان پرستار سالمندان و معلولان کار میکند. او تحت فشار رئیس بیرحمش، هسینگ (دانیل هونگ یو-هونگ)، مجبور به انجام کارهای سخت و گاه غیرقانونی است. اوم با مراقبت از می (لو یی-چینگ) و هوی (کئو شو-وی)، رابطهای عاطفی با آنها برقرار میکند، اما با عدم پرداخت دستمزد و سوءاستفادههای هسینگ، بین حفظ انسانیت و بقا گرفتار میشود. فیلم با فیلمبرداری در نسبت آکادمیک و استفاده از سکوت و نماهای نزدیک، به موضوعات مهاجرت، استثمار، و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ناکافی برخی نقشها، و داستان گاه یکبعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۱۰۰٪ در راتن تومیتوز از ۷ نقد، میانگین ۷.۸/۱۰). بازی وانلوپ، فیلمبرداری مایکل کاپرون، و فضای غمانگیز تحسین شدند، اما روایت بسته و کمبود طنز نقد شدند. فیلم جوایزی از جمله ذکر ویژه دوربین طلایی کن و بهترین فیلم آسیایی در جشنواره سنگاپور را کسب کرد
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خوشبختی» یک درام حقوقی کرهای به کارگردانی چو چانگ-مین و با بازی جو جونگ-سوک، لی سون-کیون و یو جه-میونگ است که با الهام از داستان واقعی تای یون-کی، وکیل مدافع سرهنگ پارک هونگ-جو در پی ترور رئیسجمهور پارک چونگ-هی در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ ساخته شده است. داستان در کره جنوبی بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ رخ میدهد و از دیدگاه جونگ این-هو (جو جونگ-سوک)، وکیلی جوان و جسور، روایت میشود که وظیفه دفاع از پارک ته-جو (لی سون-کیون)، دبیر ارشد آژانس اطلاعاتی که در ترور رئیسجمهور دخیل بوده، را بر عهده میگیرد. این-هو، که ابتدا به دلیل احتمال کمک به آزادی پدر زندانیاش این پرونده را میپذیرد، با وجود پیشداوری نظامی علیه ته-جو، برای عدالت و محاکمه عادلانه مبارزه میکند. فیلم با نمایش تنشهای سیاسی و اجتماعی، از جمله قیام گوانگجو و ظهور چون دو-هوان (با نامی تغییر یافته به دلیل قوانین افترا)، به موضوعات عدالت، وفاداری و پیچیدگیهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل صحنههای دادگاهی تکراری، طنز نابجا، و شباهت به فیلم «۱۲.۱۲: روز» (۲۰۲۳)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سون-کیون (در نقش پستیوموس) و جو جونگ-سوک، و بازسازی دقیق دوره تاریخی تحسین شدند، اما ریتم کند و داستان قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تو سیب چشم منی» یک کمدی-درام-عاشقانه کرهای به کارگردانی چو یانگ-میونگ در اولین تجربه کارگردانی بلند اوست که بازسازی فیلم تایوانی ۲۰۱۱ به همین نام، بر اساس رمان نیمهخودزندگینامهای گیدنز کو است. داستان در کره دهه ۲۰۰۰ رخ میدهد و حول جین-وو (جونگ جین-یونگ)، دانشآموز دبیرستانی بازیگوش و بیهدف، میچرخد که ادعا میکند برخلاف دوستانش هیچ علاقهای به سون-آه (کیم دا-هیون)، دانشآموز ممتاز و محبوب کلاس، ندارد. با این حال، جین-وو بهتدریج عاشق او میشود و طی ۱۵ سال، از جوانی تا بزرگسالی، سفری پر از عشق، دوستی و رشد شخصی را تجربه میکند. فیلم با طنز، لحظات احساسی مانند اولین اعتراف عاشقانه جین-وو، و موسیقی نوستالژیک دهه ۲۰۰۰ مانند «Now Do You» از مودی آیوندا، به موضوعات عشق اول، بلوغ و نوستالژی میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه اصلی، تعاملات محدود بین جین-وو و سون-آه، و کاهش نقش سون-آه به یک معشوقه صرف بهجای دختری با آرزوهای مستقل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دا-هیون در اولین تجربه بازیگریاش، شیمی بین او و جین-یونگ، و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخوشیرین که سون-آه با فرد دیگری ازدواج میکند، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «نمیفهممت» یک کمدی سیاه-ترسناک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی مشترک برایان کرانو و دیوید جوزف کریگ است. داستان درباره دام (نیک کرول) و کول (اندرو رانلز)، زوج همجنسگرایی از لسآنجلس، است که در آستانه به فرزندخواندگی گرفتن فرزندی از کندیس (آماندا سایفرد) هستند. آنها برای جشن دهمین سالگردشان به ایتالیا سفر میکنند، اما وقتی ماشین اجارهایشان در راه رستورانی دورافتاده در اورویتو در گودالی گیر میکند، در بارانی شدید در منطقهای روستایی گرفتار میشوند. بدون دسترسی به تلفن همراه و ندانستن زبان ایتالیایی، سوءتفاهمهای فرهنگی و ترسهایشان به هرجومرج و خشونت خندهدار اما خونین منجر میشود. آنها با زیا لوچیانا (نونزیا اسکیانو)، صاحب رستوران، و پسرش ماسیمو (مورگان اسپکتور) روبهرو میشوند که تصور میکنند تهدیدی برایشان هستند. فیلم با الهام از تجربه واقعی کارگردانان در فرزندخواندگی، به موضوعات اضطراب والدینی، سوءتفاهم فرهنگی، و روابط عاشقانه میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ناهموار، داستان آشوبناک، پایانبندی ضعیف، و عدم انسجام ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۶٪ در راتن تومیتوز، ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی کرول و رانلز، و فضای زیبای ایتالیا تحسین شدند، اما فیلمنامه و لحن غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چگونه یک قتل را رقم بزنیم» (به فرانسوی: Un Ours dans le Jura) یک کمدی سیاه-جنایی فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی فرانک دوبوسک است. داستان درباره میشل (فرانک دوبوسک) و کتی (لور کالامی)، زوجی میانسال و گرفتار مشکلات مالی در منطقه ژورا فرانسه است که زندگی یکنواختشان با یک حادثه غیرمنتظره دگرگون میشود. میشل هنگام رانندگی در شب کریسمس برای اجتناب از برخورد با یک خرس، با خودرویی تصادف میکند و دو سرنشین آن، که قاچاقچی مواد مخدر هستند، کشته میشوند. آنها کیفی حاوی دو میلیون یورو و یک اسلحه پیدا میکنند. به جای گزارش حادثه، تصمیم میگیرند اجساد را مخفی کرده و پول را نگه دارند، اما تلاشهای ناشیانه آنها برای لاپوشانی، آنها را وارد مارپیچی از جنایت، دروغ و موقعیتهای پوچ میکند. بازرس محلی، ژان (بنوا پولورد)، که ظاهراً سادهلوح است، به آنها مشکوک میشود، اما ممکن است زیرکتر از آنچه نشان میدهد باشد. فیلم با طنز سیاه، الهام از «فارگو» برادران کوئن، و صحنههایی مانند پنهان کردن اجساد در برف، به موضوعات طمع، اخلاق و روابط خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، طنز گاه ناهمخوان، و شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دوبوسک، کالامی و پولورد، و فیلمبرداری لودویک کولبو در مناظر برفی ژورا تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی ساده نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تفنگها بالا» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی ادوارد دریک است. داستان حول ری هیز (کوین جیمز)، یک پلیس سابق و مرد خانوادهدار، میچرخد که بهعنوان打手برای مافیا کار میکند. ری که قصد دارد از «خانواده» مافیایی جدا شود و رستورانی با همسرش آلیس (کریستینا ریچی) باز کند، در آخرین ماموریتش با مشکل بزرگی مواجه میشود. وقتی کار بهطور وحشتناکی خراب میشود، ری تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش، از جمله فرزندانش سیوبهان (کینا ماری) و لئو (لئو ایستون کلی)، را از شهر خارج کند قبل از اینکه مافیا او را از بین ببرد. او با دشمنانی مانند لونی کستیگان (تیموتی وی. مورفی)، گانگستر بیرحم، و ایگناتیوس لاک (لوئیس گوزمن) روبهرو میشود. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی و تعقیبوگریز، و طنز خانوادگی، به موضوعات فداکاری، حفاظت از خانواده و رهایی از گذشته جنایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شباهت به فیلمهایی مانند «نوبادی» و «جان ویک»، شخصیتپردازی سطحی، و جلوههای بصری متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوین جیمز و کریستینا ریچی، و برخی صحنههای اکشن مانند درگیری در رستوران تحسین شدند، اما ریتم کند و دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دومین معجزه در سلول شماره ۷» یک درام خانوادگی-کمدی اندونزیایی به کارگردانی هروین نوویانتو و نویسندگی عالم سودیو است که دنبالهای بر فیلم «معجزه در سلول شماره ۷» (۲۰۲۲) و بازسازی فیلم کرهای ۲۰۱۳ به همین نام است. داستان دو سال پس از اعدام دودو رزاک (وینو جی. باستین)، پدر معلول ذهنی، رخ میدهد. کارتیکا (گراسیلا ابیگیل)، دختر او، که حالا با هندرو (دنی سومارگو)، رئیس زندان، و همسرش لیندا (آگلا آرتالیدیا) زندگی میکند، از مرگ پدرش بیخبر است. همه، از جمله زندانیان سلول شماره ۷ مانند جاپرا (ایندرو وارکوپ)، زکی (تورا سودیرو)، و دیگران، توافق کردهاند حقیقت را برای محافظت از احساسات او پنهان کنند. وقتی هندرو تصمیم به پذیرش قانونی کارتیکا میگیرد، اداره خدمات اجتماعی به دلیل گذشته او مانع میشود. در همین حال، هنکی (مهادکلی آچو)، رئیس جدید و سختگیر زندان، محدودیتهایی برای دیدارهای کارتیکا با زندانیان ایجاد میکند و گذشتهای کینهتوزانه با دودو فاش میشود. زندانیان و هندرو برای عدالت و حفظ خانواده کارتیکا مبارزه میکنند. فیلم با طنز تلخ و لحظات احساسی مانند خواندن دفترچه خاطرات جویتا (مارشا تیموتی)، به موضوعات خانواده، ازدستدادن، و امید میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای جدید، و پایانبندی کلیشهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی وینو جی. باستین، گراسیلا ابیگیل، و موسیقی ماهالینی رحرجا تحسین شدند، اما ریتم کند و تکرار فرمول فیلم اول نقد شد