خلاصه داستان: ماناتسو بعد از جدایی از نامزد و خستگی از شغل قبلی، به عنوان PR در شرکت ساعتسازی TOWANI شروع به کار میکند. آنجا با مدیرعامل تایمو روبهرو میشود که دقیقاً شبیه نامزد سابقش است، اما او متأهل است. دو نفر به تدریج جذب هم میشوند در حالی که همسر تایمو عشقی شدید و وسواسگونه به او دارد.
خلاصه داستان: ماکوتو پس از کشف خیانت دوستپسرش، همزمان رابطه و خانهاش را از دست میدهد. در این شرایط سخت، رئیس بخش او، اوداگیری، که به دلیل رفتار سردش به «رئیس یاکوزا» معروف است، به او پیشنهاد همخانگی میدهد؛ اما اوداگیری در خانه شخصیتی کاملاً متفاوت و شیرین دارد و رازی بزرگ را پنهان میکند: او واقعاً رئیس یک باند یاکوزاست!
خلاصه داستان: داستان مردی جوان و خونسرد که با قلبی آکنده از کینه بازمیگردد تا انتقام خود را از دشمن دیرینهاش بگیرد. او دختر دشمنش را به عنوان مهرهای بیخبر وارد بازی خود میکند، اما طولی نمیکشد که عاشق او میشود و در مسیر این انتقام تاریک، راه بازگشتی برای خود نمییابد.
خلاصه داستان: در تاریکی صنعت سرگرمی، رئیس یک آژانس استعدادیابی با هشداری جدی مواجه میشود: یک مجله هفتگی قصد دارد رسوایی خیانت یکی از بازیگران او را فاش کند. با آغاز جنگی بیرحمانه میان آژانس و رسانه برای جلوگیری از انتشار این خبر، حقایق پنهان و هولناکی از پشت پرده این رسوایی آشکار میشود.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره ماکوتو دومون، کارشناس نابغه سابق پزشکی قانونی است که پس از کنارهگیری، یک دفتر مشاوره راهاندازی میکند. او به همراه شوکو تاکاکورا، روانشناسی با توانایی خارقالعاده در تشخیص دروغ، با استفاده از روشهای علمی و تحلیلهای دقیق به حل پروندههای معمایی و بسیار دشوار میپردازد.
خلاصه داستان: تاکاروکا و ستوروکا، دو دوست صمیمی دوران کودکی، در سال آخر دبیرستان با روزمرگی عجیبی دستوپنجه نرم میکنند. اما کشف تصادفی یک باشگاه مدلسازی پلاستیکی در آستانه تعطیلی، آنها را وارد دنیایی خلاقانه و جادویی میکند که نهتنها زندگی خودشان، بلکه کل مدرسه را متحول میسازد.
خلاصه داستان: در روز جشن سالانه، کاشیوگی آویی پس از مدتها با دوستان دوران کودکیاش ملاقات میکند، اما با شنیدن خبر هولناک مرگ قریبالوقوع یکی از آنها شوکه میشود. آنها متوجه میشوند که همگی توانایی سفر در زمان را دارند و برای نجات جان دوستشان، دست به پرشهای زمانی متوالی میزنند تا حقیقت این حادثه شوم را کشف کنند.
خلاصه داستان: کیمورا میزوهو برای فرار از دوستپسر سابق و آزارگرش به توکیو پناه میبرد، اما پس از ردیابی شدن، در یک لحظه جنون او را به قتل میرساند. با ناپدید شدن ناگهانی و مرموز جسد، او وارد بازی هولناکی میشود تا بفهمد چه کسی و با چه هدفی این جنایت را پنهان کرده است.
خلاصه داستان: در شیبویای سال ۱۹۸۴، یک کارگردان تئاتر جوان و طردشده به تئاتر مرموز و متروک WS پناه میبرد. او در این مسیر تاریک تلاش میکند تا اشتیاق از دست رفتهاش را دوباره زنده کند، اما آیا رویاهایش به حقیقت میپیوندند یا برای همیشه خاکستر خواهند شد؟