خلاصه داستان: کمیل، یک زن جوان در سن ۲۵ سال، در یک روز معمولی در شهر پاریس، تصمیم میگیرد که از رابطهاش با آرتور جدا شود. آرتور، شوهر کمیل، یک مرد سی و پنج ساله است که اخیراً به دلیل مشکلات مالی و فشارهای زندگی، به الکل و مواد مخدر روی آورده است. کمیل، که از این وضعیت ناراضی است و به دنبال یک زندگی بهتر برای خودش است، تصمیم میگیرد که از آرتور جدا شود و به دنبال آرامش و آزادی شخصی خود باشد. در طول روز، کمیل با چالشهای مختلفی مواجه میشود، از جمله تماسهای تلفنی با آرتور که سعی میکند او را قانع کند تا تصمیمش را برندارد، گرفتن وسایلش از خانه و احساس تنهایی و اضطراب در شهر بزرگ پاریس. در نهایت، کمیل با قدرت و ارادهای که در خودش مییابد، تصمیم میگیرد که به سمت آیندهای بهتر و آزادانهتر حرکت کند.
خلاصه داستان: در سال 1989، یک روزنامهنگار جوان در لندن به دنبال تحقیق در مورد یک فضیحه سیاسی بزرگ است. او کشف میکند که یک وزیر ارشد دولت درگیر یک روابط غیراخلاقی با یک دختر جوان است. این روابط نه تنها اخلاقی بوده، بلکه شامل فشار و تهدید برای دختر نیز میشود. روزنامهنگار با وجود مخاطرات، تصمیم میگیرد تا حقیقت را آشکار کند و در این راه با مخفیکاریهای قدرتمند دولتی و رسانهای مواجه میشود. او باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را فاش کند و زندگی خود و اطرافیانش را به خطر بیندازد یا سکوت کند و فضیحه را پنهان کند.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان، یک مرد سیاهپوست، و یک مرد ناشنوا در یک شهر کوچک جنوبی آمریکا در دهه ۱۹۳۰، با هم زندگی میکنند و در تلاشند تا در جهانی پر از تنهایی و تبعیض، به معنای واقعی انسان بودن پی ببرند.
خلاصه داستان: سیناتور آمریکایی که به تازگی به واشنگتن آمده، با فساد سیاسی مواجه میشود و تصمیم میگیرد با ایستادگی در برابر آن، حق و عدالت را به نمایندگی از مردم برقرار کند.
خلاصه داستان: جیسون X دهمین فیلم در سری جیسون ویورز است که در سال 2001 ساخته شده و داستان را در سال 2010 آغاز میکند. در این فیلم، جیسون ویورز به دلیل قدرت بازسازی عجیبش در یک مرکز تحقیقاتی زندانی میشود. دکتر Wimmer قصد دارد قدرت بازسازی جیسون را مطالعه کند، اما جیسون فرار میکند و تمامی افراد مرکز را میکشد. دکتر Rowan لابیانت، تنها نفر باقیمانده، جیسون را در یک اتاق فریز میکند. در سال 2455، یک تیم تحقیقاتی فضایی زمین را ترک کرده و به کره مریخ میرود. آنها اتاق فریز شده جیسون و Rowan را پیدا و به فضاپیما خود باز میگردانند. با بیدار شدن Rowan و جیسون، فاجعه آغاز میشود و جیسون شروع به کشتار افراد فضاپیما میکند.
خلاصه داستان: در داستان "سکس، عشق و درمان"، دو متخصص روانشناسی - یک مرد و یک زن - با وجود تفاوتهای فکری و رویکردهای متفاوت در درمان بیماران، به یکدیگر علاقهمند میشوند. این دو شخصیت اصلی، که هر کدام باورهای ویژهای درباره رابطه جنسی و عشق دارند، در حین کار و مشاوره به بیماران، به یکدیگر نزدیک میشوند و این نزدیکی منجر به یک رابطه عاشقانه میشود. فیلم به دنبالهای از رویدادهای طنزآمیز و احساسی است که در نتیجه این رابطه رخ میدهد و نشان میدهد که چگونه دو نفر با دیدگاههای متفاوت میتوانند به یکدیگر علاقهمند شوند و چالشهایی که در این رابطه پیش میآید.
خلاصه داستان: Carlos یک سریال بیوگرافیای دربارهٔ کارلوس تفیلینگر، یکی از معروفترین تروریستهای بینالمللی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ است. سریال به زندگی و فعالیتهای این تروریست آلمانیتبار میپردازد که در ارتباط با جنبشهای چپگرای مختلف و سازمانهای تروریستی فلسطینی فعالیت میکرد. کارلوس به دلیل عملیاتهایی مانند اشغال سفارت فرانسه در کشاکش ۱۹۷۵ به شهرت جهانی رسید و به یکی از موردنفرتترین شخصیتهای جهان تبدیل شد. سریال به تفصیل زندگی شخصی و سیاسی او را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه او از یک فعال سیاسی جوان به یک تروریست بینالمللی تبدیل شد.
خلاصه داستان: در این فیلم، کاونت دراکولا، شمردهای از ترانسیلوانیا، به لندن سفر میکند تا انتقام گرفتن از کسانی که در گذشته به خانوادهاش ظلم کردهاند. در این میان، با خانمای به نام مینا آشنا میشود که شباهت خیلی زیادی به همسر مردهاش دارد و این امر باعث علاقه شدید او به مینا میشود. در حالی که دراکولا تلاش میکند مینا را به سمت خود جلب کند، گروهی از مردان جوان به رهبری دکتر ون هلسینگ تصمیم میگیرند او را شکار کنند و شهر را از شر وی رها سازند.
خلاصه داستان: در این فیلم انیمیشن، آرنولد و دوستانش در شهرشان با تهدید تخریب و ساخت مجدد مواجه میشوند. آرنولد به همراه دوستانش تصمیم میگیرند تا با کمک یک دفترچه راهنما، شهردار شهر را متقاعد کنند تا از این طرح صنعتی دست بردارد و شهرشان را از ویرانی نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال 1996، فیلم "طرفدار" داستان روبرت ده نرو (روبرت ده نرو) را روایت میکند که یک طرفدار عاشق بیسبال است و زندگیاش به هم میریزد وقتی بازیکننده مورد علاقهاش، باب روی (ویسلی سناپز) عملکرد بدتری از انتظار دارد. او تصمیم میگیرد تا با تهدید و ارعاب، روی را به عملکرد بهتر وادار کند تا تیمش به قهرمانی برسد.