خلاصه داستان: داستان درمورد ضلع سوم یه مثلث عشقیه که برای سه سال با اشتراک گذاشتن تمام عکسایی که با همسر زن دیگه ای داره میخواد انتقام بگیره ولی از طرف دیگه با مردی آشنا شده که او رو از اعماق قلبش دوست داره و بدون اینکه حرفی از این رابطه پیچیده بزنه باهاش درارتباطه و معتقده این مرد آنقدر خوب هست که نباید آسیب ببینه حالا باید دید این مسیر انتقام آلوده به عشقی جدید به چی ختم میشه
خلاصه داستان: با گروه هاردکور بالتیموری «ترناستایل» در سفری میان آرامش و آشوب همراه شوید. «هرگز کافی نیست» یک آلبوم تصویری ۱۴ قطعهای و جذاب است که شما را به اعماق صدای این گروه برنده جایزه گرمی و جستجوی آنها برای یافتن معنا میبرد.
خلاصه داستان: زندگی ماتسوری پس از ازدواج مجدد مادرش زیر و رو میشود؛ چرا که او ناگهان خود را خواهر ناتنی سه برادر از یک گروه موسیقی آیدل محبوب میبیند. تلاشهای او برای صمیمی کردن این برادران ناسازگار، زمانی به یک درام عاشقانه و پیچیده تبدیل میشود که یکی از آنها اعتراف میکند دیگر نمیتواند به او به چشم یک خواهر نگاه کند.
خلاصه داستان: آی موریکاو، زن ۳۰ ساله و خستهای است که در یک شب پاییزی با پسری ۱۶ ساله به نام نگیسا ملاقات میکند. این دو روح تنها با وجود اختلاف سنی ۱۴ ساله، پیوندی عمیق و آرامشبخش میان خود شکل میدهند که مرزهای میان عشق و خانواده را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان بعد از اعتراف ناموفق میکوتو اوچیای اتفاق میفته وقتی که روی پشت بوم دبیرستان وایساده و میخواد خودش رو پرت کنه پایین اما با اومدن جین هیبا دبیر فیزیک که به بی مسئولیتی مشهوره ،وقفه میفته ،اما هیبا به جای اینکه اوچیای رو منصرف کنه بهش پیشنهاد میده قبل از خودکشی باهم دیگه وارد رابطه بشن،به نظرتون عشق بین این دختر دبیرستانی ناامید و این دبیر بی مسئولیت به کجا میکشه؟
خلاصه داستان: از افسانه مانگا هیرواکی سامورا، خالق Blade of the Immortal و Die Wergelder، چیزی کاملا متفاوت آمده است، سفر یک زن جوان ناراضی به سوی تندبادهای وحشی رادیو گفتگو.
خلاصه داستان: کورت، جوانی مهربان که از گروه قهرمانان اخراج شده، متوجه میشود مهارتهای غیرنظامیاش در بالاترین سطح ممکن یعنی رتبه SSS قرار دارد. او در حالی که کاملاً از استعدادهای خارقالعاده خود بیخبر است، به عنوان مدیر یک کارگاه جدید تلاش میکند تا از شاهزادهای محافظت کند که صلح میان دو کشور به او وابسته است.
خلاصه داستان: ماروین، کارآگاه تندخویی است که برای متلاشی کردن یک شبکه بزرگ مواد مخدر، به عنوان آشپز وارد یک رستوران مشکوک میشود. او در این مسیر با خینگ، یوتیوبر ماجراجو و نوه صاحب رستوران، همراه میشود تا با همکاری یکدیگر پرده از هویت واقعی رئیس مافیا بردارند.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر ثروتمندش، زندگی تئودور از هم میپاشد. او پس از فرار از یک سوءقصد، توسط مردی به نام درک نجات مییابد و رابطهای یکشبه میان آنها شکل میگیرد؛ اما فرار او به یک قایق تفریحی در سواحل ایتالیا، آغازگر مارپیچی از تاریکی و اعتیاد میشود.