خلاصه داستان: داستان درمورد سردبیر انتشارات مانگاست که خیلی به کارش پایبنده و حتی تو خونه هم اضافه کاری میکنه همه کارای انتشاراتی رو با برنامه و منظم پیش میبره آنقدر محتاطه که تو شرکت به آقای بی ریسک مشهوره اما هیچکس نمیدونه این کار رو برای پر بودن وقتش میکنه تا آرزوی قدیمیش که نویسندگیه و قبلا شکست خورده به یادش نیاد درهمین موقع ستاره انتشاراتیشون بی خبر از شرکت اعلام میکنه که مدتی رو استراحت میکنه و آقای سردبیر مجبور میشه شخصا به دیدنش بره و علت این حرف رو بدونه و اونجاست که مشخص میشه نویسنده معروفشون دیگه انگیزه ای برای نوشتن نداره باید دید سردبیر بدون ریسکمون چطور این مشکل رو حل میکنه
خلاصه داستان: دختر به طور جادویی به قد 15 سانتی متر (6\") کوچک می شود و در اتاق خواب معشوق سابق دوران کودکی خود پنهان می شود، هر دو به امید بازگشت او به حالت عادی.
خلاصه داستان: هفت سوراخ به طور ناگهانی در نقاط اطراف ژاپن ظاهر می شود. آنها در مکان های تصادفی مانند در آسمان، در وسط جاده، در یک مزرعه یا در وسط شهر ظاهر می شوند. شهروندان سردرگم هستند و تحقیقات مختلفی انجام می شود...
خلاصه داستان: داستان درمورد یه کارمند فداکار نوانخانه است که شب و روزش وثف بچه ها شده و باهاشون غذا میخوره و ازشون مراقبت میکنه و کمک میکنه رویاهاشون رو پرورش بدن تا اینکه براثر حمله ای بیهوش میشه و به کما میره بیست سال بعد که بهوش میاد دیگه اثری از نوانخانه عزیزش نیست اما در این بیست سال چی شده و چه بلایی سر این بچه ها اومده
خلاصه داستان: در 18 ژانویه، سالگرد ازدواج مگورو و میرای، مگورو از پله های اضطراری محل کارش پایین می افتد و می میرد. میرای غرق در غم و اندوه، در نتیجه به بیماری مرموزی مبتلا می شود که به دلیل ...
خلاصه داستان: یک کارگردان صحنه و همسر بازیگرش از طریق یک طلاق طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند که آنها را به سمت افراط های شخصی و خلاقانه سوق می دهد. نگاه دقیق و دلسوزانه نوآ بامباخ به ازدواجی که از هم پاشیده و خانواده ای با هم می ماند...
خلاصه داستان: داستان درمورد مادوکا رزیدنت سال اولیه که داره با محیط کارش و اصطلاحات جدیدی که باهاشون مواجه میشه تطبیق پیدا میکنه و کمک استاد راهنمای که پزشک کارکشته و متینیه او رو تو مسیر پر از سختی که پیش رو داره امیدوار میکنه