خلاصه داستان: لولا دختر نوجوانی است که در مناقشات روزمره زندگی، به تازگی قلبش توسط دوست پسر بی لیاقتش شکسته شده و حالا دنیا در جلوی چشمانش تیره و تار شده است ! اما با آغاز سال تحصیلی جدید اتفاقات تازه ای برای او رخ می دهد که روی هم رفته حال او را دگرگون می کند و…
خلاصه داستان: زندگی؛ فیلمی درام به کارگردانی الیور هرمانوس است که بر اساس فیلمنامهای از کازوئو ایشیگورو، اقتباسشده از فیلم ژاپنی زیستن ۱۹۵۲ به کارگردانی آکیرا کوروساوا که به نوبهٔ خود از رمان روسی مرگ ایوان ایلیچ اثر لئو تولستوی الهام گرفته شده، ساخته شدهاست. داستان در سال ۱۹۵۳ لندن میگذرد و یک دیوانسالار در بخش دپارتمان عمومی را در حال مواجهه با یک بیماری کشنده به تصویر میکشد…
خلاصه داستان: هزار سال پس از تحولات عظیمی که موجب فرار انسان ها از زمین شده است ، اکنون یک ستاره خانه جدید انسان ها شده است . ژنرال سایفر ریج به همراه پسرش کیتای طی یک ماموریت به زمین اعزام می شود اما سفینه در میانه راه گرفتار طوفان می شود و آن ها روی زمین سقوط می کنند . سایفر در لابه لای سفینه گیر کرده و در حال مردن است و کیتای باید مامور نجات پدرش شود..
خلاصه داستان: مامور کنایرام، یک کارآگاه، به زور در روستای زادگاهش به خاطر اختلاف دارایی میراث خانوادگی اش می ماند، یک مستندساز که برای کارهای پروژه خود از روستا دیدن می کند، برای مصاحبه به ملاقات "کنایرام" میرود و...
خلاصه داستان: ایر؛ فیلمی بیوگرافی ورزشی درام به کارگردانی بن افلک و بازیگری مت دیمون، جیسون بیتمن، مارلون وینز، کریس مسینا، کریس تاکر و وایولا دیویس است. داستان درباره منشأ خط تولید کفش ایر جردن را شرح میدهد و یکی از کارمندان شرکت نایکی بهدنبال معاملهای تجاری با مایکل جردن، بسکتبالیست تازهکار است…
خلاصه داستان: پس از مرگ چاراس، لینو و جولیا مسئولیت را بر عهده گرفتند و واحد جدید مواد مخدر را تشکیل دادند. لینو که مصمم است قاتلان برادر و مربی خود را پیدا کند، به شکار خود ادامه میدهد و اجازه نمیدهد کسی مانع راه او شود.
خلاصه داستان: تاتسومی یک جنگجو است که به همراه دو دوست دوران بچگیش برای تامین هزینه های روستایشان به پایتخت سفر میکنند تا در آنجا با شکار هیولاها و پیوستن به ارتش بتوانند روستای خود را نجات دهند، اما در پایتخت هیولاهایی زندگی میکنند که از تمام هیولاهای جهان مخوفتر هستن …
خلاصه داستان: «ژنرال پرز»، فرمانده فضاپيمای «اوريگا»، باکمک هفت افسر دانشمند و چهل و دو خدمه در پي استفاده از «بيگانه» هاست. «الن ريپلي» دويست سال پيش با فداکردن جان خود جلوي تکثير «بيگانه» ها را گرفته است، اما حالا در اوريگا از طريق نمونه هاي خوني که از او باقي مانده، شبيه سازي مي شود تا به يک «ملکه ي بيگانه» دسترسی پيدا کنند.