خلاصه داستان: آلی، یک عکاس حرفهای، ناخواسته درگیر پرونده سرقت جواهراتی بسیار ارزشمند میشود. او برای کشف حقیقت با کارآگاه سم همراه میشود تا راز یک قتل مرموز و زنجیرهای از اتفاقات خطرناک را برملا کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، یک سکوی نفتی در آبهای چین توسط گروهی از مزدوران اشغال میشود. نیروی دریایی چین با اعزام زیردریاییهای پیشرفته و یگان کماندوی نخبه «جیاولونگ»، عملیاتی نفسگیر را در اعماق دریا آغاز میکند تا یک تهدید هستهای پنهان را خنثی و امنیت منطقه را برقرار سازد.
خلاصه داستان: دانیل، خوانندهای که پس از یک موفقیت زودگذر به بنبست رسیده و دست به خودکشی زده، در یک بیمارستان روانی بستری میشود. او برای به دست آوردن آزادیاش، قراردادی عجیب با یک پژوهشگر شادی میبندد تا رهبری گروه کُر بیماران را بر عهده بگیرد؛ تصمیمی که مسیر زندگی و معنای شادی را برای او و دیگران تغییر میدهد.
خلاصه داستان: دینا، دانشجوی سال آخر، برای آخر هفته به خانه بازمیگردد و کار پرستاری از یک بچه را در محلهای آرام در دهه ۱۹۸۰ میپذیرد. اما با پیدا شدن یک بسته رمزآلود و ورود پلیس به ماجرا، او متوجه میشود که درگیر یک بازی مرگبار و شکارچی اسرارآمیز شده است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی یک دختر دانشآموز در یک مدرسه شبانهروزی اسلامی، او به شکلی مرموز و ترسناک به زندگی بازمیگردد. حالا این دختر با روحی سرشار از خشم و رنج، دست به انتقامی خونین و وحشتناک میزند.
خلاصه داستان: فیلم «مادری» داستان دو خواهر در شهر یزد را روایت میکند که هر دو درگیر چالشها و بحرانهای عاطفی عمیقی هستند؛ یکی عشقش را رها کرده و دیگری طعم تلخ رها شدن را چشیده است. در این میان، تلاش آنها برای حل مشکلات خانوادگی و مواجهه با خیانت و جدایی، زندگیشان را در مسیری پیچیده قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان چهار خواهر و برادر از بومیان کری که در کودکی تحت سیاستهای ظالمانه از خانواده خود جدا شده بودند. آنها پس از سالها دوری، در دهه پنجاه زندگیشان برای اولین بار با یکدیگر ملاقات میکنند تا با غلبه بر ترسها و احساسات متناقض، پیوندی دوباره برقرار کرده و زخمهای گذشته را التیام بخشند.
خلاصه داستان: پدری تنها که با رویای رقصیدن دخترش مخالف است، پس از مهاجرت به بمبئی و ابتلای دخترش به بیماری سخت سرطان استخوان، تصمیم میگیرد تمام ترسهایش را کنار بگذارد. او برای تحقق آرزوی بزرگ دخترش، پا به پای او روی صحنه میرقصد تا در اوج ناامیدی، عشق و امید را معنا کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۱ و در بحبوحه تغییرات بزرگ اقتصادی چین، شو چوانگ ده ساله پس از مهاجرت خانوادهاش به شهر، نزد مادربزرگش در روستا میماند. او در این دوران با چرخهی بیپایان زندگی روستایی، از کار روی زمین گرفته تا مراسمهای سنتی ازدواج و مرگ، روبرو شده و معنای عمیقتری از زندگی را کشف میکند.