خلاصه داستان: فیلم سینمایی پیکسوت به کارگردانی هکتور بابنکو در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. داستان فیلم درباره پسری نوجوان به نام پیکسوت است که پس از دستگیری به دلیل جرمهای خرد، روانه کانون اصلاح و تربیت میشود. در آنجا با پسری به نام دیتو آشنا میشود و این دو با هم رابطهی عمیقی پیدا میکنند. آنها پس از فرار از کانون، در جامعهی خشن و بیرحم سائو پائولو سرگردان هستند و برای زنده ماندن دست به هر کاری میزنند. این فیلم تصویری تکاندهنده از فقر، خشونت و بیعدالتی در برزیل ارائه میدهد و به بررسی تأثیرات مخرب محیط بر روان کودکان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «فانتوم» داستان یک زیردریایی روسی به نام «فانتوم» را روایت میکند که در سال ۱۹۶۸ در اوج جنگ سرد به مأموریتی مخفیانه در آبهای آمریکا اعزام میشود. خدمه زیردریایی که از دستورات متناقض و اسرار پنهانی که توسط فرماندهشان پنهان میشود، سردرگم شدهاند، باید با یکدیگر متحد شوند تا از یک فاجعه هستهای جلوگیری کنند و در عین حال با تهدیدات بیرونی و داخلی دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: پیتر پن داستان پسری جوان به نام پیتر پن است که هرگز بزرگ نمیشود و در سرزمینی به نام "نِوِرلند" زندگی میکند. او وندی دارلینگ را به همراه برادرانش به سرزمین عجایب میبرد، جایی که با دزدان دریایی به رهبری کاپیتان هوک مبارزه میکنند و ماجراهای جادویی را تجربه میکنند. این انیمیشن کلاسیک دیزنی که در سال ۱۹۵۳ ساخته شده، روایتی جاودان از کودکی، تخیل و ماجراجویی است.
خلاصه داستان: فیلم «People I Know» داستان الوین لیپسکی (با بازی آل پاچینو)، یک منیجر مشهور و باتجربه در عرصه روابط عمومی در نیویورک را روایت میکند که درگیر یک بحران حرفهای و شخصی شده است. الوین که به شدت تحت فشار است، تلاش میکند تا مراسمی برای یک بازیگر مشهور به نام کری گرانت (با بازی تی رود) ترتیب دهد، اما با چالشهای متعددی از جمله مشکلات مالی، روابط پیچیده و یک قتل مواجه میشود. در این میان، او با الهه (با بازی تیا لئونی)، یک فعال اجتماعی مرموز که به دنبال کمک برای نجات برادرش است، همراه میشود. داستان در یک شب پرتنش در نیویورک اتفاق میافتد و الوین را در مسیری قرار میدهد که در آن باید بین وفاداری به دنیای پر زرق و برق و انجام کار درست یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلیپ رابینسون، پزشک نیواورلئانز، جسد مردی را که به تازگی فوت کرده میبیند و با معاینه آن، بیماری طاعون را در او تشخیص میدهد. او برای جلوگیری از شیوع بیماری و وحشت عمومی، باید در عرض ۴۸ ساعت، منبع بیماری و افرادی که با آن مرد در تماس بودهاند را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی پالما داستان یک سگ هاسکی به نام پالما را روایت میکند که بهطور اتفاقی در فرودگاه از صاحبش جدا میشود و به دست پسری جوان به نام ویکتور میرسد. ویکتور که در مزرعهای دورافتاده با پدربزرگش زندگی میکند، رابطهای عمیق و دوستانه با پالما برقرار میکند، اما این سگ درگیر یک مأموریت خطرناک برای نجات جان صاحب اصلیاش میشود و...