خلاصه داستان: بیلی مدیسون، ساختهی سال ۱۹۹۵ به کارگردانی تام دی، داستان بیلی مدیسون (آدام سندلر) را روایت میکند؛ مردی ثروتمند و تنبل که در آستانهی سیسالگی، تمام زندگیاش را به بطالت و خوشی گذرانده است. وقتی پدرش، برایان مدیسون (دارن مکگاوین)، تصمیم میگیرد شرکت بزرگ خانوادگی را به دست اریک (برادلی ویتفورد)، مدیر حیلهگر و بیرحم، بسپارد، بیلی برای اثبات شایستگی خود و بازپسگیری میراثش، یک شرط عجیب را میپذیرد: او باید ظرف ۲۴ هفته، تمام ۱۲ پایهی تحصیلی، از کلاس اول تا دوازدهم، را دوباره طی کند و در هر مقطع، نمرهی قبولی کسب کند. این سفر مسخره اما تاثیرگذار، بیلی را با چالشهای مضحک، رقابت با کودکان و نوجوانان، و عشق به معلم زیبا و مهربانش، ورونیکا (بریجیت ویلسون)، مواجه میکند و به او ثابت میکند که برای رسیدن به موفقیت، باید ابتدا از درون رشد کند.
خلاصه داستان: یک فیلم درام جنایی ایرانی محصول سال ۱۴۰۱ به کارگردانی و نویسندگی واروژ کریممسیحی است که در آن نوید محمدزاده در نقش علی، یک کارگر مهاجر افغانستانی که در ایران با مشکلات فراوانی روبرو است، ایفای نقش میکند. داستان زمانی آغاز میشود که علی در یک ساختمان نیمهکاره، کیف پول گمشدهای را پیدا میکند و تصمیم میگیرد آن را به صاحبش بازگرداند. این تصمیم ساده، او را وارد مسیری پرپیچوخم میکند که با موانع اداری، بیعدالتیهای اجتماعی و رویارویی با شخصیتهای مختلف، زندگی او را به طور غیرقابل بازگشتی تغییر میدهد. این فیلم که در جشنوارههای معتبری مانند جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، نگاهی عمیق و انسانی به مسائل اجتماعی و زندگی مهاجران دارد. بازی قدرتمند نوید محمدزاده و کارگردانی دقیق کریممسیحی، «آن سوی دیوار» را به یکی از آثار مهم سینمای ایران در سالهای اخیر تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم درام تاریخی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی پل ورهوون، زندگی بندیتا کارلینی، راهبهی ایتالیایی در قرن هفدهم را روایت میکند. ورژین افرا در نقش اصلی این فیلم، در صومعهای در توسکانی زندگی میکند و ادعا میکند که تجربیات عرفانی و رویاهایی از عیسی مسیح دارد. با ورود بارتولومئا، راهبهی جوانی که توسط پدرش مورد آزار قرار گرفته، به صومعه، رابطهای عمیق و عاشقانه میان این دو زن شکل میگیرد. این رابطهی ممنوعه و همجنسگرایانه به تدریج آشکار میشود و با ادعاهای بندیتا مبنی بر معجزه و ارتباط با مسیح در هم میآمیزد. کلیسا و مقامات مذهبی به این اتفاقات مشکوک میشوند و تحقیقات خود را آغاز میکنند. فیلم با بازی شارلوت رامpling، لمبرت ویلسون و اولیویه رابوردین، به بررسی تقابل میان ایمان، شهوت، قدرت و فریب در فضایی مذهبی و تاریخی میپردازد و داستانی جنجالی و پرتنش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس به نام دنی مکدونا که به تازگی از همسرش جدا شده، برای حل پرونده قتل یک زن جوان استخدام میشود. در حالی که او درگیر این پرونده پیچیده میشود، با زنی مرموز به نام کارلا آشنا میشود که در یک کلاب شبانه کار میکند. دنی به زودی متوجه میشود که کارلا ارتباط نزدیکی با پرونده قتل دارد و این آشنایی او را در مسیری خطرناک قرار میدهد. کارآگاه باید بین عشق تازه پیدا شده و وظیفهاش برای رسیدن به حقیقت یکی را انتخاب کند، در حالی که هر قدم او را به خطر بیشتری نزدیک میکند.
خلاصه داستان: دو خواهر رقصنده به نام کیت و مارین در یک آکادمی رقص نخبه در پاریس ثبتنام میکنند، جایی که رقابت برای کسب جایزهٔ معتبر «بازیل» به شدت بالا است. کیت، یک دختر آمریکایی سختکوش اما کمتجربه، با مارین، یک دختر فرانسوی مرموز و جذاب که از خانوادهای ثروتمند و بانفوذ است، هماتاق میشود. مارین که به تازگی داغدار شده، شخصیتی پیچیده و اغواگر دارد و به سرعت کیت را وارد دنیای رازآلود خود میکند. رابطهٔ آنها ترکیبی از دوستی، رقابت و جاذبهای عمیق است که مرزها را در هم میشکند. در حالی که آنها برای آمادهسازی یک رقص انفرادی که سرنوشت حرفهایشان را تعیین میکند، تلاش میکنند، رازهای تاریک، فداکاریهای غیرمنتظره و آزمونهای شدید روحی، مسیر آنها را به سوی نقطهای بیبازگشت هدایت میکند. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی سارا ادلر و با بازی کریستین فرای-وندت و دیانا سیلبرز است.
خلاصه داستان: یک سامورایی آمریکایی نابینا به نام نیک پارکر، که در جنگ ویتنام بینایی خود را از دست داده اما مهارتهای شمشیرزنی فوقالعادهای کسب کرده، برای نجات پسر دوستش وارد ماجراجویی میشود. نیک که توسط یک خانواده ویتنامی پرورش یافته و به یک جنگجوی ماهر تبدیل شده، حالا باید از کودکی به نام بیلی در برابر قاچاقچیان مواد مخدر محافظت کند. فیلم «شمشیر کور» محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی فیلیپ نویس و با بازی راتجر هاور در نقش اصلی، ترکیبی جذاب از اکشن، کمدی و درام است که با صحنههای مبارزه خیرهکننده و بازی تحسینبرانگیز هاور همراه شده است.
خلاصه داستان: دو برادر ایتالیایی به نامهای پریمو و سکوندو در دهه ۱۹۵۰ در شهر کوچکی در نیوجرسی رستوران کوچکی به نام «پارادایس» را اداره میکنند. پریمو، آشپز بااستعداد اما کمالگرا، حاضر نیست ذرهای از کیفیت و اصالت غذاهای ایتالیایی خود بکاهد، در حالی که سکوندو، برادر کوچکتر و مدیر رستوران، نگران مشکلات مالی و ورشکستگی قریبالوقوع است. رقیب ثروتمند و موفق آنها، رستوران «پارادایسو» به مدیریت پابلو، پیشنهاد میدهد که با دعوت از ستاره مشهور لوئیجی پریمو، یک شب بزرگ (Big Night) را در رستوران آنها برگزار کند تا کسبوکارشان رونق بگیرد. این شام مهم، تمام امیدها و تلاشهای دو برادر را در خود جای داده و سرنوشت رستوران و رابطه آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی کمپبل اسکات و استنلی توچی و با بازی استنلی توچی، تونی شلهوب، ایان هولم و ایزابلا روسلینی است.
خلاصه داستان: مل گیبسون و گلدی هان در این کمدی اکشن به یادماندنی به کارگردانی جان بادهام و محصول سال ۱۹۹۰، داستان ریک جامپین، یک شاهد تحت پوشش افبیآی را روایت میکنند که پس از پانزده سال مخفیکاری، به طور اتفاقی با دوستدختر سابقش، ماریان، روبرو میشود. زمانی که دو عامل شرور به رهبری دیوید کارادین به دنبال انتقام از ریک هستند، این زوج مجبور میشوند با هم فرار کنند و در یک ماجراجویی پرسرعت و خندهدار، ضمن فرار از دست شکارچیان، بار دیگر احساسات گذشته خود را کشف کنند. این فیلم با صحنههای اکشن مهیج و شیمی طنازانه بین دو بازیگر اصلی، به یکی از محبوبترین فیلمهای دهه ۹۰ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: سریال «عشق بزرگ» محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی مارک و. اولسن و ویل شیفر، داستان زندگی بیل هنریکسون (با بازی بیل پکستون) را روایت میکند؛ مردی که در ظاهر یک فروشگاه بزرگ لوازم خانگی در حومه شهر را اداره میکند و زندگی عادی و موفقی دارد. اما در پشت پرده، بیل یک مورمون چندهمسر است که با سه همسر خود به نامهای بارب (جین تریپلهورن)، نیکی (کلوئه سونی) و مارگین (گینفر گودوین) و فرزندانشان در سه خانه مجاور زندگی میکند. این سریال به بررسی پیچیدگیهای روابط خانوادگی، تعارضات مذهبی، فشارهای اجتماعی و چالشهای پنهانکاری در جامعه مدرن آمریکا میپردازد و در هر فصل، مخاطرات بیشتری را برای حفظ این خانواده غیرمعمول به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «بنهور» شاهکار حماسی ویلیام وایلر محصول سال ۱۹۵۹ با بازی چارلتون هستون در نقش یهودا بنهور، شاهزاده یهودی است که توسط دوست دوران کودکیاش، مسالا، که اکنون فرمانده رومی شده، خیانت میبیند و به بردگی گرفته میشود. پس از سالها رنج و تلاش برای بقا، بنهور به اورشلیم بازمیگردد تا انتقام بگیرد، اما مسیر زندگیاش با مواجهه با عیسی مسیح تغییر میکند. این فیلم با صحنههای باشکوه بهویژه مسابقه ارابهرانی بینظیرش، داستانی از خیانت، انتقام و رستگاری را روایت میکند که در دوران امپراتوری روم و در زمان ظهور مسیحیت میگذرد. فیلم برنده ۱۱ جایزه اسکار شد و به عنوان یکی از بزرگترین آثار تاریخ سینما شناخته میشود.