خلاصه داستان: کوتا شیمورا، دانشآموز فقیر دبیرستانی که همواره مورد آزار قرار میگیرد، پس از پخش تصادفی و ویرال شدن یکی از مبارزاتش در فضای مجازی، متوجه میشود که از این راه میتواند درآمد کسب کند. او با راهاندازی کانال پخش زنده «مبارزه خودآموز»، وارد مسیر هیجانانگیز و خطرناکی برای تغییر سرنوشت خود میشود.
خلاصه داستان: هه جیه، یک طراح مانگا، به طرز معجزهآسایی وارد دنیای کمیک خود یعنی «عشق کریستالی» میشود. او برای بازگشت به دنیای واقعی، باید شخصیت منفی داستانش را نجات داده و او را به فرد بهتری تبدیل کند، اما پر کردن حفرههای بیپایان داستان، او را درگیر یک ماجرای عاشقانه و کمدی میکند.
خلاصه داستان: این مستند تکاندهنده داستان واقعی یک سرآشپز بازنشسته دانمارکی را روایت میکند که به مدت ده سال به عنوان جاسوس به درون یکی از مخفیترین حکومتهای جهان، یعنی کره شمالی، نفوذ میکند تا پرده از معاملات غیرقانونی اسلحه و مواد مخدر آنها بردارد.
خلاصه داستان: حماسهای باشکوه از عشق، دوستی و خانواده که ۷۰ سال تاریخ را از دوران رونق صنعت زغالسنگ در جزیره هاشیمای ناکازاکی در سال ۱۹۵۵ تا توکیوی مدرن به تصویر میکشد؛ داستانی تماشایی از امیدها، آرزوها و پیوندهای عمیق انسانی در دوران بازسازی پس از جنگ و رشد پرشتاب اقتصادی.
خلاصه داستان: ماناتسو بعد از جدایی از نامزد و خستگی از شغل قبلی، به عنوان PR در شرکت ساعتسازی TOWANI شروع به کار میکند. آنجا با مدیرعامل تایمو روبهرو میشود که دقیقاً شبیه نامزد سابقش است، اما او متأهل است. دو نفر به تدریج جذب هم میشوند در حالی که همسر تایمو عشقی شدید و وسواسگونه به او دارد.
خلاصه داستان: هفت عضو تراویس ژاپن پس از تور جهانی خود، با بازدید از پارک ملی آرچس، دورانگو، دره یادبود، و سدونا، نقاط دیدنی ایالات متحده را کاوش می کنند و پیوند گروهی نزدیک خود را آشکار می کنند.
خلاصه داستان: لی کو، یک دانشآموز معمولی، پس از حادثهای مرموز و حک شدن نقشی عجیب بر پشتش، توسط وو شی به کویر خطرناک بیدین جاران برده میشود. آنها در این سفر پرمخاطره به دنبال کشف مقبره کهن و ممنوعه گوتونگ جینگ هستند؛ جایی که رازهای باستانی، مومیاییها و سایههای تاریک انتظارشان را میکشند.
خلاصه داستان: سه زن با رویای رسیدن به موفقیتهای بزرگ راهی توکیو میشوند، اما در آستانه ۳۵ سالگی با چالشهای غیرمنتظرهای در عشق، کار و خانواده مواجه میگردند. آنها در میان شکستها و ناامیدیها، با حمایت از یکدیگر و به اشتراک گذاشتن اشکها و لبخندها، تلاش میکنند تا مسیر واقعی زندگی خود را پیدا کنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۹، ویراستار جوانی به نام کونان به همراه گروهی وارد عمارت مرموز «خانه ساعت» میشوند؛ جایی که در جریان یک جلسه احضار روح، ناپدید شدن ناگهانی یک واسطه، آغازگر زنجیرهای از قتلهای وحشتناک میشود. همزمان، نویسنده جنایی، شیمادا، برای کشف راز شعر مرموز صاحب عمارت، وارد این بازی مرگبار