خلاصه داستان: ویلی و جوجو، دو دوست صمیمی دوران کودکی، برای فرار از روزمرگی در یک پیست موتورسواری تمرین میکنند. اما با فاش شدن راز پنهان جوجو، تنشها و تعصبات جامعه کوچکشان برانگیخته شده و دوستی دیرینه آنها در معرض امتحانی سخت و چالشبرانگیز قرار میگیرد.
خلاصه داستان: سه سرنوشت به ظاهر نامرتبط در تاجیکستان به هم گره میخورند: کارگردانی در حال بازسازی یک فیلم کلاسیک ایرانی، یک مسئول اسلحه سینمایی هراسان از تفنگی قاچاقی، و زنی که پس از یک تصادف رانندگی، خود را در میان یک توطئه بزرگ و پیچیده مییابد.
خلاصه داستان: دو عکاس ماجراجو به نامهای بروکر و تنر برای ثبت تصاویر وارد یک ساختمان متروکه میشوند، اما مواجهه با یک بیخانمان مرموز، خاطرات تروماتیک گذشته را بیدار میکند. این رویارویی آنها را در کابوسی هولناک و روانی گرفتار میکند که مرز میان واقعیت و توهم را از بین میبرد.
خلاصه داستان: جیمی، نوجوان ۱۴ سالهای است که در جریان یک سفر کمپینگ خانوادگی، با دانی، دوستِ دوستدختر خالهاش آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره که ابتدا با حسادت آغاز شده، به تدریج به رابطهای عمیق تبدیل میشود و جیمی را در مسیر کشف هویت، بلوغ و پذیرش خود قرار میدهد.
خلاصه داستان: مستند «ادی بودن» نگاهی صادقانه و جذاب به زندگی و مسیر موفقیت ادی مورفی، از دوران استندآپ کمدی در جوانی تا تبدیل شدن به یکی از اسطورههای بیتکرار هالیوود دارد. این اثر با همراهی و روایت دوستان و همکاران نزدیک او، ابعاد دیدهنشدهای از زندگی این ستاره کمدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۷، رابین، نوجوانی که با هویت خود دستوپنجه نرم میکند، به شهری جدید نقل مکان کرده و با قلدر مدرسه دوست میشود. او به زودی درگیر یک رابطه پیچیده و انتخابهای اخلاقی سختی میشود که مرز بین پذیرفتهشدن در گروه همسالان و وفاداری به خود را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه وحشت اردوگاههای کار اجباری، جوزف باو با استفاده از هنر، شوخطبعی و مهارتش در جعل مدارک، راه فرار را برای صدها اسیر هموار میکند. او در میان این تاریکی مطلق، عشق زندگیاش ریبکا را مییابد؛ عشقی که به نور امیدی برای بقا در دل جنگ تبدیل میشود.
خلاصه داستان: پس از قتل بیرحمانه فرزندش، کالب فاکنر برای انتقامجویی، کودک قاتل را میرباید و به مکانی دورافتاده میبرد. اما رویارویی او با پدر قاتل و فاش شدن حقایقی تاریک درباره مرگ پسرش، او را در مسیر پرتنشی از درد، انتقام و مواجهه با حقیقت قرار میدهد.
خلاصه داستان: بانل و آداما، دو جوان عاشق در روستایی دورافتاده در شمال سنگال، برای آغاز زندگی مشترک خود تلاش میکنند. اما مخالفت جامعه با تصمیمات آنها و امتناع آداما از پذیرش نقش سنتی رهبری قبیله، رابطهشان را به چالش میکشد. در این میان، وقوع یک بحران محیطزیستی و خشکسالی شدید، عشق و پایداری آنها را در برابر فشارهای اجتماعی محک میزند.