خلاصه داستان: هلن و جو، دو زندانیِ سابق که در فروشگاهی بزرگ کار میکنند، عاشق هم میشوند و میکوشند گذشتهشان را پشت سر بگذارند. اما وقتی دوستان خلافکار جو او را به سرقتی تازه وسوسه میکنند و رازهای هلن آشکار میشود، عشق و زندگی تازهشان به خطر میافتد.
خلاصه داستان: اومیتسو، مادری تنها که برای تأمین زندگی پسرش در بار بندری کار میکند، با بازگشت ناگهانی همسرش به امید آغاز دوبارهای دل میبندد؛ اما فقر و درماندگی خانواده را در برابر انتخابهایی تلخ قرار میدهد.
خلاصه داستان: جرج ام. کوهن، ستارهای پرشور، از کودکی در گروه خانوادگی روی صحنه میرود و با پشتکار به چهرهای نامدار در تئاتر برادوی بدل میشود. این فیلم موزیکال، فرازونشیبهای زندگی او و سرودهای میهنپرستانهای را روایت میکند که دل مردم را گرم میکنند.
خلاصه داستان: هارولد، مردی ثروتمند و وسواسی که مدام نگران سلامتیاش است، برای استراحت راهی جزیرهای گرمسیری میشود؛ اما بهجای آرامش، وسط انقلابی گرفتار میشود. او با کمک غولی مهربان میکوشد از آشوب جان سالم به در ببرد و شورشیان را شکست دهد.
خلاصه داستان: رادی برک برای حفظ آینده دوستش، اتهامی نادرست را به گردن میگیرد و از مدرسه اخراج میشود. این تصمیم آغاز سقوطی تلخ است؛ او در مسیر فقر و تنهایی، برای بازگشت به خانه و آشتی با خانوادهاش میجنگد.
خلاصه داستان: آنا، دختر روستایی سادهدل، با ازدواجی دروغین فریب میخورد و پس از رهاشدن و مرگ فرزندش، در مزرعهای زندگی تازهای آغاز میکند. اما آشکارشدن گذشتهاش او را به دل کولاک و رودخانهای یخزده میکشاند؛ جایی که دیوید برای نجاتش به دل خطر میزند.
خلاصه داستان: استاد گیاهشناسی خجالتی در نیویورک دلباخته خوانندهای در یک کلوپ شبانه میشود و پس از ازدواجی ناگهانی، او را به شهر زادگاهش میبرد. پنهانکردن این ازدواج از پدر سختگیر و نامزد پیشینش، ماجراهایی خندهدار و دردسرساز بهدنبال دارد.
خلاصه داستان: باس هولر، بندباز پیشین که زندگی خانوادگیاش را برای عشق به زنی تازهوارد رها کرده، دوباره به صحنه سیرک بازمیگردد. اما رقابت و حسادت در مثلث عشقی خطرناکی شعلهور میشود که سرانجامی تراژیک دارد.
خلاصه داستان: اینه، دختر بزرگ خانوادهای کشاورز و تنگدست، کرهاسبی را با مهر بزرگ میکند؛ اما وقتی دولت دستور فروش اسب به ارتش را میدهد، او برای جدا نشدن از یار محبوبش تلاش میکند.
خلاصه داستان: ژنرال فرانک ساویج فرماندهی گروهی از خلبانان بمبافکن را بر عهده میگیرد که پس از تلفات سنگین، روحیهشان فروپاشیده است. او با رهبری سختگیرانه میکوشد آنان را برای مأموریتهای مرگبار بر فراز آلمان متحد کند، اما بار سنگین فرماندهی بر خود او نیز اثر میگذارد.