خلاصه داستان: داستان درمورد زنیه که از شغل قبلیش اخراج شده اما هنوز به ویژگی رک و راستیش اصرار داره و حالا خیلی غیر منتظره ازدواجش هم بهش اعلام شده ولی یه نکته مهم این وسط هست که بیکاری تو پیدا کردن همسر نقطه ضعف محسوب میشه و برای همین تصمیم گرفته تغییر شغل بده و معلم بشه
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که بعد از یه تصادف شدید دچار فراموشی شده اما با کمک دوست و نامزدش زندگی خوبی رو میگذرونه تا اینکه روزی در مظان اتهام قتلی که هیچی ازش به یاد نداره قرار میگیره و حالا در فضایی پر از شک و اتهام و خیانت و ابهام قرار گرفته
خلاصه داستان: ژائو نوآن نوآن یک طراح کمیک با مهارت های برجسته در طراحی است که همیشه رویای تبدیل شدن به برترین هنرمند کمیک اصیل چینی را داشته اما بارها شکست خورده. او که فرد بدشانسی است به صورت تصادفی با گو یی چن آشنا شده و متوجه میشود، زمانی که به گو یی چن نزدیک می شود، شانس او در کارها زیاد میشود و…
خلاصه داستان: داستان درمورد هان سورانه که در دنیای واقعی دوستی نداره و تنها کسی که باهاش در ارتباطه که سوران ساکنه کوانگ یاست ،روزی سوران با دوست پسر سابقش که چهار سال پیش باهاش قطع ارتباط کرده روبرو میشه و او که فردی در اصطلاح آنالوگه و نه تلفن هوشمند داره و نه در شبکه های اجتماعی عضوه راز پشت پرده سوران و که سوران که هردو در کوانگ یا ساکنن رو کشف میکنه
خلاصه داستان: چنگ من، زنی قوی در دنیای سرمایه گذاری خطرپذیر در شانگهای، به همراه دخترش سانیا برای تعطیلات سال نو قصد بازگشت به زادگاه خود را دارد. از طرفی کونگ لینگ چی، بنیانگذار یک شرکت تامین مالی نیز به دنبال او میرود تا بتواند برخی از مسائل را حل کند… باید دید این منطقه یعنی دونگ بی با گرمای منحصر به فرد خود آیا میتواند یخ قلبهای کسانی که به این شهر خواهند رفت را از بین ببرد و اهداف زندگی خود را پیدا خواهند کرد؟
خلاصه داستان: گو رن چی به دلیل خانواده ای که داشت دارای شخصیتی بسته بود. او از بیماری میسوفوبیا (آلودگی هراسی) رنج میبرد. شوانگ جیائو قبلاً خانواده ای خوشبخت داشت ، اما بعد از اینکه مادر خود را در یک تصادف رانندگی از دست میدهد، به فردی لوس تبدیل میشود. این دو وقتی شوانگ جیائو کارمند شرکت نظافت گو رن چی میشود، با یک دیگر آشنا میشوند و …
خلاصه داستان: در پاییز 2019، در اولین روز ترم جدید، لینگ هوژونگ، دانش آموز فقیری که از گوانگژو به نینگبو منتقل شده بود، به پیرزنی کمک می کرد تا در مسیر مدرسه از جاده عبور کند که با همکلاسی اش می شیائو لونگ روبرو شد و از او کمک گرفت هر دو دیر به مدرسه رسیدند و این شروعی برای دوستی آن ها بود و...
خلاصه داستان: هان جونگ هیون (جی جین هی) زمانی که مشغول تحصیل در دانشکده پلیس بوده به عنوان مامور NIS (سرویس اطلاعات ملی) انتخاب می شود. او سپس با هویت مخفی روی یک پرونده فوق محرمانه کار و با چوی یون سو (کیم هیون جو) دیدار میکند و سپس با نام مستعار خود عاشق چوی یون سو شده و با هم ازدواج می کنند و …