خلاصه داستان: خوانندهای مشهور و سرددل، کلر لسکو، خواستگارانش را میرنجاند؛ اما وقتی دانشمند جوانی بهخاطر او دست به خودکشی میزند، احساسات واقعیاش آشکار میشود. حسادت و اختراعات شگفتانگیز، عشق آنها را به ماجرایی پرتعلیق و خیالانگیز میکشاند.
خلاصه داستان: ملوانی پولینزی پس از دفاع از خود به ناحق زندانی میشود و از همسرش دور میافتد؛ در حالی که حاکم جزیره از بخشودن او سر باز میزند، توفانی سهمگین سرنوشت همه را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در قلعهای دورافتاده، مهمانان برای آخرهفتهای شکار گرد هم میآیند؛ اما ورود ناگهانی کنت اوتش که به قتل برادرش متهم است، آرامش جمع را برهم میزند. با رسیدن بیوه مقتول، رازهای گذشته کمکم آشکار میشوند و اقامت در قلعه به معمایی پرتعلیق بدل میشود.
خلاصه داستان: پیانیست نامدار پل اورلاک پس از سانحهای هولناک، دستهای قاتلی اعدامی را پیوند میگیرد و از آن پس در وحشتِ تسخیرشدن و ارتکاب جنایت زندگی میکند. آیا دستهای تازه واقعاً میل به خشونت را به او منتقل کردهاند؟
خلاصه داستان: وانگ لونگ، کشاورزی سختکوش، همراه همسر فداکارش او-لان در دل خشکسالی و قحطی برای حفظ خانواده و زمینشان میجنگد. اما با رسیدن ثروت، آزمونهای تازهای عشق و وفاداری آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در پراگ قرونوسطی، خاخام لوو برای نجات مردمش از فرمان اخراج امپراتور، پیکری غولآسا از گل میسازد و با جادو به آن جان میبخشد. اما موجودی که قرار بود نگهبان باشد، از کنترل خارج میشود و شهر را در آشوب فرو میبرد.
خلاصه داستان: در جریان جنگ جهانی دوم، فرماندهای سختگیر مأمور هدایت گروهی از غواصان تخریب نیروی دریایی میشود؛ مردانی که هنوز در سوگ فرمانده پیشیناند و به تازهوارد اعتماد ندارند. او باید در مأموریتهای خطرناک زیرآبی، شجاعت خود را ثابت کند و اعتماد گروه را به دست آورد.
خلاصه داستان: هارولد لمبِ سادهدل برای محبوبشدن در دانشگاه، از قهرمان فیلمی تقلید میکند و به تیم فوتبال میپیوندد؛ اما شوخیهای همکلاسیها و ناکامیهای پیاپی، او را به دردسر میاندازد. سرانجام فرصتی پیدا میکند تا با شجاعتش خودش را ثابت کند و دل پگی را به دست آورد.
خلاصه داستان: در نیواورلئانِ دههٔ ۱۸۴۰، ماجراجویی زیبا با جا زدن خود بهعنوان کنتسی، دل یک بانکدار ثروتمند را میرباید؛ اما آشنایی با ناخدای کشتیرانی، نقشههای عاشقانهاش را بههم میریزد.
خلاصه داستان: ماری، دختر یتیمی که در بند سرپرستان سنگدل و مردی خشن گرفتار است، دل به ژان، کارگری مهربان، میبازد. جدایی، زندان و فقر بارها میان آن دو فاصله میاندازد، اما عشقشان در دل بندر مارسی خاموش نمیشود.