خلاصه داستان: مأمور مخفی بدشانس اما باهوش، جانی انگلیش، پس از آنکه یک حمله سایبری تمام مأموران فعال MI7 را افشا میکند، از بازنشستگی فراخوانده میشود. در حالی که سازمان با بحرانی بیسابقه روبرو است، انگلیش با روشهای قدیمی و غیرمتعارف خود، همراه با دستیار وفادارش بنگل، برای مقابله با یک تبهکار فناوری به نام جیسون ولتا وارد عمل میشود. این مأمور کهنهکار که با فناوریهای مدرن میانه خوبی ندارد، باید در دنیای دیجیتال امروز، با تکیه بر غریزه و شمشیری که همیشه همراه دارد، از بریتانیا محافظت کند. روآن اتکینسون در سومین قسمت از فرنچایز محبوبش، بار دیگر با بازی درخشان خود، ترکیبی از اکشن و کمدی را به تصویر میکشد که توسط دیوید کِر در سال ۲۰۱۸ کارگردانی شده است.
خلاصه داستان: یک خانواده آمریکایی پس از تجربه یک حمله ترسناک در خانهشان، به امید شروع زندگی جدید به یک عمارت مجلل در حومه شهر نقل مکان میکنند. پسر کوچکشان، جود، پس از ورود به این خانه، یک عروسک چینی به نام برامز را در جنگل پیدا کرده و با آن ارتباط عجیبی برقرار میکند. مادرش، لیزا، ابتدا از این دوستی خوشحال است، اما به زودی متوجه رفتارهای غیرعادی و خطرناک پسرش میشود که به نظر میرسد تحت تأثیر این عروسک مرموز قرار دارد. او در حالی که شوهرش، شان، موضوع را جدی نمیگیرد، سعی میکند راز این عروسک و گذشته تاریک آن را کشف کند. هر چه بیشتر تلاش میکند، بیشتر در دام ترس و وحشتی عمیق میافتد و درمییابد که برامز فقط یک عروسک نیست، بلکه نیرویی شیطانی است که قصد نابودی خانوادهاش را دارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ویلیام برنت بل و با بازی کیتی هولمز، اووآیشن اووآیشن، رالف اینسون و کریستوفر کانوری است که دنبالهای بر فیلم "پسر: برامز" محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک گروه از استادان کونگفو که توسط استادشان گرد هم آمدهاند، با استفاده از مهارتهای رزمی خود در فوتبال، انقلابی در این ورزش به پا میکنند. استیون چو در نقش ستاره سابق فوتبال، هونگ (با بازی شائو یوِن)، را متقاعد میکند تا به عنوان مربی به تیم بپیوندد و آنها را برای مقابله با تیم شیطانی «تیم شیطان» آماده کند. این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۰۱ هنگ کنگ به کارگردانی و بازیگری استیون چو، با ترکیب طنز و حرکات آکروباتیک، داستانی الهامبخش و خندهدار را روایت میکند که در آن قدرت روح و مهارتهای رزمی برای رسیدن به رویاها به کار گرفته میشوند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «جریان انسانی» (Human Flow) به کارگردانی هنرمند چینی «آی ویووی» در سال ۲۰۱۷، تصویری گسترده و عمیق از بحران مهاجرت و پناهندگی در سراسر جهان را به نمایش میگذارد. این اثر سینمایی که با همکاری بیش از ۲۰۰ نفر در ۲۳ کشور جهان ساخته شده، زندگی میلیونها انسان آواره را در اردوگاههای پناهندگان، مرزهای بسته و مسیرهای خطرناک مهاجرت دنبال میکند. آی ویووی با استفاده از دوربین خود، نه تنها آمار و ارقام خشک را به تصویر میکشد، بلکه داستانهای شخصی، رنجها، امیدها و مقاومت این انسانها را ثبت میکند. او از اردوگاههای پناهندگان در یونان، ترکیه و کنیا گرفته تا مرزهای اروپا و آمریکا، مخاطب را به قلب یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی قرن بیست و یکم میبرد. این فیلم که با تصاویر هوایی خیرهکننده و مصاحبههای صمیمی همراه است، تلاش میکند تا ابعاد انسانی این فاجعه جهانی را برجسته کرده و مخاطب را به تأمل وادارد.
خلاصه داستان: سوژان، دانشجوی جوانی که پس از مرگ پدرش مجبور به ترک تحصیل میشود، برای تأمین معاش به عنوان معشوقه چهارم یک ارباب ثروتمند در دهه ۱۹۲۰ چین استخدام میشود. او به خانهای بزرگ و پررمزوراز نقل مکان میکند که در آن قوانین سختگیرانهای برقرار است؛ هر شب، ارباب تصمیم میگیرد با کدام یک از همسرانش باشد و برای مشخص شدن این انتخاب، فانوس قرمزی جلوی اتاق آن زن روشن میشود. سوژان به تدریج درگیر رقابتهای پیچیده و توطئههای خطرناک میان همسران میشود و در این میان، اسرار تاریک خانه و سرنوشت غمانگیز معشوقه پیشین او فاش میشود. این فیلم تحسینشده به کارگردانی ژانگ ییمو، با بازی گونگ لی در نقش اصلی، تصویری تکاندهنده از جامعه فئودالی چین و سرکوب زنان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «اوشین» سریال حماسی ژاپنی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی هیدهو اومورا است که زندگی دختری به نام اوکاوا شین (با بازی آیاکو کوبایاشی در کودکی و نوجوانی، و یوکو تاناکا در بزرگسالی) را از اوایل قرن بیستم تا دوران معاصر روایت میکند. این مجموعه با شروع از سال ۱۹۰۷، داستان اوشین را دنبال میکند که در خانوادهای فقیر در استان یاماگاتا به دنیا میآید و در هفت سالگی برای کار به عنوان خدمتکار به خانه اربابی فرستاده میشود. او در طول زندگی پر فراز و نشیب خود با مشکلاتی همچون فقر، جنگ جهانی دوم، زلزله بزرگ کانتو، و از دست دادن عزیزان مواجه میشود، اما با پشتکار، صداقت و عشق بیپایان به خانوادهاش، بر تمامی سختیها غلبه کرده و به تاجری موفق تبدیل میشود. این سریال نمادین که در ایران نیز با استقبال گسترده مواجه شد، ارزشهایی مانند سختکوشی، فداکاری و امید را به تصویر میکشد و زندگی چند نسل از یک خانواده ژاپنی را در بستر تحولات تاریخی این کشور به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار مشهور به نام جین وای در سال ۱۹۴۱ و در آستانه جنگ جهانی دوم به شانگهای بازمیگردد تا طلاق خود را از یک کارگردان تئاتر نهایی کند. اما ورود او به این شهر اشغالشده، بازیای پیچیده از جاسوسی، فریب و نقشههای سیاسی را به راه میاندازد. جین که برای بازی در نمایشی تحت نظر کارگردان سابقش آماده میشود، بهطور مرموزی در مرکز یک شبکه اطلاعاتی قرار میگیرد و هر حرکتی از سوی او زیر ذرهبین نیروهای ژاپنی، مقاومت و بازیگران مختلف این صحنه پرتنش قرار دارد. «Saturday Fiction» (۲۰۱۹) به کارگردانی لو یه و با بازی گونگ لی، مارک ژائو و تام هیردستون، اثری نوآر و پرتعلیق است که در آن واقعیت و تئاتر در هم میآمیزند و هر صحنه میتواند به معنای مرگ یا زندگی باشد.
خلاصه داستان: **Yesterday** (۲۰۱۹) فیلمی موزیکال و کمدی-درام به کارگردانی دنی بویل است که با بازی هیمش پاتل، لیلی جیمز، کیت مککینون و اد شیرن. داستان درباره جک مالیک (پاتل)، خواننده-ترانهسرای ناموفقی است که پس از یک قطعی برق جهانی مرموز، متوجه میشود که او تنها کسی روی زمین است که آهنگهای گروه بیتلز را به یاد دارد. در دنیایی که هرگز بیتلز را نشناخته، جک شروع به اجرا و ثبت این آهنگها به نام خودش میکند و به شهرتی بیسابقه دست مییابد. اما این موفقیت ناگهانی او را با چالشهای اخلاقی، عاطفی و هویتی مواجه میسازد، بهویژه در رابطه با دوستدختر و مدیرش، الی (جیمز)، و همچنین با هنرمندان دیگری مانند اد شیرن که نقش خودش را بازی میکند. این فیلم با بهرهگیری از میراث موسیقایی غنی بیتلز، داستانی خیالانگیز و سرگرمکننده را روایت میکند که به مفاهیمی مانند اصالت، عشق و ارزش هنر واقعی میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی راسل هاربرگ و با بازیگری تحسینبرانگیز کریس کوپر، جولیت بینوش و فرانسیس مکدورمند است. داستان فیلم حول محور خانوادهای میچرخد که پس از مرگ پدر خانواده، با چالشهای عاطفی و تغییرات عمیقی در روابطشان مواجه میشوند. مادر خانواده (مکدورمند) و دو پسرش هر یک به شیوهای متفاوت با فقدان عزیزشان کنار میآیند و در این مسیر، عشق و ارتباطات جدیدی را تجربه میکنند. فیلم با نگاهی ظریف و انسانی، فراز و نشیبهای زندگی پس از فقدان را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند در اشکال مختلف و در زمانهای غیرمنتظره دوباره متولد شود.
خلاصه داستان: فیلم «دوشس سفید» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جیمز آیووری و با بازی رالف فاینس و ناتاشا ریچاردسون، داستان تاد جکسون، دیپلمات سابق آمریکایی را روایت میکند که در شانگهای دهه ۱۹۳۰ زندگی میکند. او که بینایی خود را در یک حادثه از دست داده، با سوفیا، کنتس روسی تبعیدی که برای تأمین زندگی خانوادهاش مجبور به رقصیدن در کابارهها شده، آشنا میشود. جکسون تصمیم میگیرد یک کاباره مجلل به نام «دوشس سفید» تأسیس کند و سوفیا را به عنوان ستاره اصلی آن قرار دهد. در پسزمینه این داستان، بحران سیاسی ژاپن و چین و فضای پرتنش شهر، زندگی این شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و روابط پیچیده آنها را در مسیر سرنوشتسازی قرار میدهد.