خلاصه داستان: فیلم پلیسی فرانسوی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی الیویه مارشال که داستان دو افسر پلیس به نامهای دنیل مونیه (با بازی دپاردیو) و لوئیس شینینسکی (با بازی آمل) را روایت میکند. این دو مأمور واحد جرائم سازمانیافته در منطقه ۳۶ پاریس هستند که برای دستگیری یک باند قاچاقچی مواد مخدر خطرناک تحت تعقیب قرار میگیرند. در جریان این مأموریت پیچیده، آنها با فساد درون سازمان پلیس مواجه شده و مجبور به مبارزه نه تنها با جنایتکاران، بلکه با خیانت همکاران خود نیز هستند. فیلم با بازی قدرتمند دپاردیو و فضای تاریک و پرتنش خود، تصویری واقعگرایانه از دنیای زیرزمینی پلیس پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ژان رنو در نقش شارب، یک گانگستر سابق مارسی که پس از ۱۰ سال دوری از خشونت، زندگی آرامی را با همسر و دو فرزندش میگذراند. اما آرامش او زمانی به پایان میرسد که توسط تونی زکریا، رئیس سابقش که اکنون به یک تاجر ثروتمند تبدیل شده، مورد اصابت ۲۲ گلوله قرار میگیرد. شارب به طرز معجزهآسایی زنده میماند و پس از بهبودی، برای انتقام خونخواهانه برنامهریزی میکند. او با کمک دوستان قدیمی و پلیسی که پروندهاش را پیگیری میکند، وارد جنگ با سازمان مافیایی میشود که روزی عضوی از آن بود. این فیلم اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی ریچارد بری و با بازی ژان رنو، کاد مراد و مارینا فویس است که داستانی از خیانت، انتقام و عدالت را در دنیای زیرزمینی مارسی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و شاعرانه از عباس کیارستمی که در سال ۲۰۱۷ و پس از درگذشت این کارگردان بزرگ ایرانی منتشر شد. این اثر شامل ۲۴ بخش است که هر کدام از یک عکس ثابت آغاز شده و سپس با افزودن حرکت، صدا و عناصر بصری به یک صحنه زنده و پویا تبدیل میشوند. کیارستمی در این آخرین اثر خود، مرز میان عکاسی و سینما را محو کرده و با ترکیب هنر دیجیتال و نگاه عمیقش به طبیعت، روایتی انتزاعی و تأملبرانگیز خلق میکند. هر فریم به نوعی بازتابی از زیباییشناسی، صبر و نگاه فلسفی کارگردان به زندگی، طبیعت و گذر زمان است.
خلاصه داستان: فیلم «۳۰۰۰ شب» (۲۰۱۵) به کارگردانی مای جمالی، داستان واقعی لیال، یک معلم فلسطینی (با بازی مایسا عبدالهدی) را روایت میکند که در سال ۱۹۸۰ توسط نیروهای اسرائیلی به اتهام اشتباه دستگیر و در یک زندان اسرائیلی محبوس میشود. در زندان، او با شرایط سخت و شکنجههای روحی و جسمی مواجه میشود، اما با مقاومت و پایداری، به نمادی از امید و ایستادگی تبدیل میشود. در طول حبس، لیال باردار میشود و پسرش را در زندان به دنیا میآورد و برای محافظت از او و دیگر زندانیان، به مبارزهای بیامان علیه سیستم ظالمانه زندان دست میزند. این فیلم با بازیهای قدرتمند، به ویژه از سوی مایسا عبدالهدی، تصویری تکاندهنده و انسانی از مقاومت و امید در تاریکترین شرایط ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «گل صحرا» (Desert Flower) فیلمی درام و زندگینامهای محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی شری هورمان است که داستان واقعی ورقا دیریه، مانکن مشهور سومالیایی را روایت میکند. این فیلم با بازی لیلا ابیدا در نقش اصلی، همراه با بازیگرانی چون سالی هاوکینز، کریگ پارکینسون و تیموتی اسپال، زندگی ورقا را از کودکی در صحراهای سومالی تا تبدیل شدن به یکی از مشهورترین مانکنهای جهان دنبال میکند. داستان با تمرکز بر ختنهی زنان در کودکی ورقا و فرار او از ازدواج اجباری در سن ۱۳ سالگی آغاز میشود و سپس به تلاشهای او برای ساختن زندگی جدید در لندن و مبارزه برای رسیدن به رویاهایش میپردازد. فیلم که بر اساس کتاب خاطرات خود ورقا دیریه ساخته شده، همزمان به موفقیتهای او در دنیای مد و فعالیتهایش به عنوان سفیر سازمان ملل علیه ختنهی زنان میپردازد و داستانی الهامبخش از مقاومت، شجاعت و مبارزه برای حقوق زنان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دنیای انیمیشن سهبعدی شگفتانگیز «من نفرتانگیز»، گراو، یک ابرشرور خوشقلب اما بداقبال، با یک نقشه بلندپروازانه برای دزدیدن ماه، زندگی خود را میگذراند. او که توسط جامعه طرد شده، در خانهای تاریک و غمانگیز زندگی میکند و تنها همکارانش مینونهای زرد کوچک و دوستداشتنی هستند. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که سه دختر کوچک یتیم به نامهای مارگو، ادیث و اگنس وارد زندگی او میشوند. گراو که در ابتدا فقط برای پیشبرد نقشهاش آنها را به فرزندی میپذیرد، به تدریج تحت تأثیر معصومیت و محبت این سه دختر قرار میگیرد و درگیر کشمکشی درونی بین ماهیت شرورانهاش و احساسات پدرانهای میشود که برای اولین بار تجربه میکند. این انیمیشن کمدی و ماجراجویانه محصول سال ۲۰۱۰، به کارگردانی پیر کوفن و کریس رناد، با صداپیشگی استیو کارل در نقش گراو، داستانی طنز و تأثیرگذار را روایت میکند که نشان میدهد گاهی بزرگترین دگرگونیها از کوچکترین قلبها سرچشمه میگیرند.
خلاصه داستان: در قلب دهه ۱۹۹۰ پاریس، جنبش ACT UP (ائتلاف برای آزادی قدرت همگانی) با خشم و عشق برای مبارزه با بیتفاوتی جامعه در برابر اپیدمی ایدز شکل میگیرد. این فیلم عمیقاً احساسی که برنده جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره کن ۲۰۱۷ شد، داستان گروهی از فعالان جوان و پرانرژی را روایت میکند که به رهبری شخصیتهایی مانند ناتان (آرنو والوآ) و شان (ناهوئل پرز بیسکایارت)، با برگزاری تظاهراتهای تهاجمی و جلسات پرشور، علیه دولت و شرکتهای دارویی میجنگند تا توجه عمومی را به این بحران جلب کنند. در میان این مبارزات، عشق عمیقی بین شان و ناتان شکل میگیرد که همنبرد و همعشق زندگی یکدیگر هستند. رابین کمپیو، کارگردان فیلم، با ترکیب مستندگونهای از صحنههای اعتراضی پرانرژی و لحظات شخصی و عاشقانهای عمیقاً انسانی، اثری خلق کرده که هم یادبودی برای کسانی است که از این بیماری جان باختند و هم شعلهی امید و مقاومت را در دل تاریکترین روزها زنده نگه میدارد. این فیلم با بازیهای درخشان و کارگردانی قدرتمند، تجربهای تکاندهنده و بهیادماندنی از عشق، از دست دادن و مبارزه برای زندگی است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی معروف آلن رنه، کارگردان فقید فرانسوی، ساخته شده است. داستان حول محور سه زوج میانسال میچرخد که با خبر ابتلای دوست مشترکشان، جرج رایلی، به یک بیماری لاعلاج مواجه میشوند. جرج، که همیشه فردی شاد و سرزنده بوده، تصمیم میگیرد آخرین روزهای زندگیاش را با انجام کاری که همیشه دوست داشته، یعنی بازی در یک نمایش آماتور، سپری کند. این خبر زندگی این سه زوج را به هم میریزد و باعث میشود هر یک از آنها به رابطه خود، آرزوهای از دست رفته و معنای واقعی زندگی و دوستی بیندیشند. در حالی که آنها سعی میکنند به جرج در تحقق آخرین آرزویش کمک کنند، خودشان نیز درگیر احساسات پیچیده، خیانتهای کوچک و بزرگ و بازنگری در مسیر زندگیشان میشوند. فیلم با بازی بازیگرانی چون سابین آزما، هیرام کِلو، کارولین سیهول و میشل وویولت، نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق به مواجهه با مرگ و ارزش لحظات زندگی دارد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی مایکل لمن و با بازی جاش هارتنت، شارلیز ترون و پائولا گارسیس است. داستان درباره مت سالیوان (هارتنت) است که پس از جدایی دردناک از دوستدخترش، تصمیم میگیرد برای ۴۰ روز و ۴۰ شب تا رسیدن به عید پاک، از هرگونه فعالیت جنسی خودداری کند. او با چالشهای زیادی روبرو میشود، به خصوص زمانی که با اریکا (ترون) آشنا میشود و عاشق او میشود. این تصمیم او زندگی شخصی و حرفهایاش را تحت تأثیر قرار میدهد و ماجراهای خندهدار و در عین حال تأملبرانگیزی را رقم میزند.
خلاصه داستان: یک مدیر اجرایی شرکت وولف در پاریس به نام دایان د مونتو در تلاش است تا قرارداد انحصاری توزیع فیلمهای انیمههای هرزهنگاری خشن ژاپنی را برای شرکتش به دست آورد. او با همکارش الیس درگیر رقابت و توطئههایی میشود که به قتل یکی از مدیران رقیب میانجامد. دایان به تدریج در دنیای تاریک و پیچیدهای از فناوریهای پیشرفته، هرزهنگاری و خشونت آنلاین غرق میشود. او سعی میکند با نفوذ به سرورهای یک وبسایت هرزهنگاری به نام دیمنلاور، اطلاعاتی به دست آورد، اما در نهایت توسط یک هکر اسرارآمیز دستگیر و در دام یک شبکه زیرزمینی قاچاق جنسی و شکنجه مجازی گرفتار میشود. فیلم به کارگردانی الیویر آسایاس و با بازی کوننی لو، ژیل دوپاردیو، شارلوت رمپلینگ و شاسم اردکبی، مرزهای واقعیت و دنیای مجازی را در هم میآمیزد و تصویری هولناک از انحطاط اخلاقی در عصر دیجیتال ارائه میدهد.