خلاصه داستان: در ساحل بهشتی، مردی به نام فرانکو که گذشتهای پر از درگیریها و خشونت دارد، تصمیم میگیرد با دوستانش در یک جزیره کوچک در تایلند زندگی آرامی داشته باشد. اما زندگی آرام او به هم میخورد وقتی که یکی از دوستانش به او اعلام میکند که دشمنان قدیمی او در جستجوی وی هستند. فرانکو مجبور میشود با گذشتهاش مواجه شود و برای حفاظت از دوستانش و جزیرهای که به خانهاش تبدیل شده، به یک نبرد خشن با دشمنانش بپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2025، کلوی یک دختر نوجوان است که پدرش یک مأمور سیا است. پدرش او را در خانه محبوس میکند و به او اجازه میدهد فقط در حیاط خانه راه برود. کلوی فکر میکند که دنیای خارج خطرناک است و مادرش مرده است. اما یک روز کلوی متوجه میشود که پدرش دروغ میگوید و مادرش هنوز زنده است. او تصمیم میگیرد از خانه فرار کند و حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو زن جوان به نامهای سلین و ژولی به طور تصادفی با هم آشنا میشوند و دوست میشوند. آنها شروع به بازی کردن با زمان و واقعیت میکنند و در یک خانه مرموز وارد یک راز قدیمی میشوند. این دوستی و بازی آنها منجر به کشف رازهایی در گذشته میشود که زندگی آنها را به طور شگفتانگیزی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال 1920، در دوران جنگ استقلال ایرلند، دو برادر ایرلندی به نامهای دمین و تد، به عنوان اعضای ارتش خلق ایرلند، در مبارزه علیه حکومت بریتانیا شرکت میکنند. آنها با شرکت در فعالیتهای شبهنظامی و تبلیغات ضد-بریتانیا، به دنبال آزادی کشورشان هستند. اما با توافق صلح بین ایرلند و بریتانیا، اختلاف نظر بین برادران شروع میشود و راههای آنها از هم جدا میشود.
خلاصه داستان: Olga Hepnarova، یک زن جوان چکی، در سال ۱۹۷۳ در برنو، جمهوری چک، متولد شد. او از کودکی با مشکلات روانی و احساس تنهایی و انزوا مواجه بود. در سال ۱۹۷۳، Olga با یک کامیون کوچک به تعدادی از مردم حمله کرد و ۸ نفر را کشت و ۱۲ نفر دیگر را مجروح کرد. این حمله، یکی از بدترین حملات تروریستی در تاریخ چک بود. Olga در دادگاه به اعتراف پرداخت که او این حمله را به عنوان یک شکل از انتقام از جامعه انجام داده است. در نهایت، او در سال ۱۹۷۵ اعدام شد.
خلاصه داستان: در داستان «چگونه یک همسر خوب باشیم»، مارتین، یک زن جوان در دهه ۱۹۶۰، زندگی خود را در یک خانهی حومهای سنتی میگذراند. او به دقت دستورالعملهای یک کتاب آموزش زندگی خانگی را دنبال میکند تا همسر و مادر ایدهآل باشد. اما با شروع به تجربه خوابهای مرموز و حواسپرتیهای عجیب، مارتین شروع به شک کردن در زندگیاش میکند. آیا او واقعاً همسر خوبی است یا اینکه دستورالعملهایی که پیروی میکند، او را به یک زندگی خالی و محدود تنزل دادهاند؟
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جنگنده سابق در نیروی هوایی آمریکا به دلیل شکست در یک ماموریت حیاتی، به عنوان یک پروازکننده بدون سرنشین در یک پایگاه نظامی دورافتاده گم میشود. او به طور ناگهانی با یک تهدید ناشناس مواجه میشود که میتواند امنیت کشور را به خطر بیندازد. با کمک یک تیم جدید و فناوری پیشرفته، او باید اعتماد به نفس خود را بازیابد و با استفاده از مهارتهای خود، تهدید را از بین ببرد و شهرتش را بازسازی کند.
خلاصه داستان: در داستان "کوون"، یک گروه از جادوگران جوان در یک دبیرستن خصوصی در نیواورلئان جمع میشوند تا مهارتهای جادویی خود را توسعه دهند. زمانی که یکی از آنها، زنی جوان به نام زوی بایدس، به این مدرسه میآید و مشخص میشود که او نیز یک جادوگر قدرتمند است، او با چالشهای جدیدی روبرو میشود. زوی بایدس با کمک استاد جادوگر مدرسه، کوردیلیا فوکس، و سایر دانشآموزان، به دنبال یادگیری کنترل قدرتهایش است. اما او به زودی متوجه میشود که جهان جادوگری پر از خطرات و رقابتهاست. در حالی که او و دوستانش با آموزشهای سخت و مسابقات جادویی سر و کار دارند، آنها با تهدیدهایی از جمله جادوگران شرور و نیروهای تاریکی مواجه میشوند. زوی بایدس باید تصمیم بگیرد که آیا قدرتهایش را برای خیر استفاده کند یا تسلیم وسوسه قدرت مطلق شود. در این سفر، او با درک عمیقتری از خویشتن و جهان جادوگری مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد بخشی از این جهان باشد یا خارج از آن زندگی کند.
خلاصه داستان: در سال 1814، جیمز کیزیا دلی، یک مردی که سالها در آفریقا سرگردان بوده، به لندن بازمیگردد تا امپراتوری دریایی خانوادگی خود را به ارث ببرد پس از مرگ پدرش. اما نکاتی در مورد گذشته او و رازهایی که با خود حمل میکند باعث میشوند او را در معرض خطر جدی قرار دهد.
خلاصه داستان: لینکو، یک مامور بیمارستان، با مردی که از خودکشی نجات مییابد، آشنا میشود. او به او کمک میکند تا زندگیاش را دوباره آغاز کند و در این راه، او به خاطرات و رازهایی از گذشتهاش پی میبرد که او را به سفری پر از هیجان و رمزآلود میبرد.