خلاصه داستان: پس از آنکه الکساندر، کشیش کاتولیک، در سال 2019 با انتشار پستی در فیسبوک از کشیشی به نام برنارد پرینو به دلیل سوءاستفاده جنسی از او شکایت میکند، پروندهای قضایی علیه این کشیش و کلیسای کاتولیک در لیون فرانسه آغاز میشود. در این میان، گروهی از قربانیان دیگر نیز با رهبری پاتریک، که سالها پیش مورد آزار قرار گرفته، به آنها میپیوندند تا با کمک یکدیگر با سیستم پیچیده کلیسایی و سکوت مقامات آن مبارزه کنند و حقیقت را برای همگان آشکار سازند.
خلاصه داستان: دختری با گوشواره مرواریدی داستان گریت، خدمتکار جوان و سادهای در خانه یان ورمر، نقاش مشهور قرن هفدهم هلند را روایت میکند. گریت به عنوان دستیار نقاش به او کمک میکند و با وجود تفاوتهای طبقاتی، پیوند عاطفی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه الهامبخش خلق یکی از معروفترین نقاشیهای جهان میشود، اما عواقب پیچیدهای برای زندگی هر دو به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم دختری با چمدان داستان دختری به نام لیدیا است که پس از ترک معشوقهاش، به دنبال پناهگاهی در خانهی خانوادهی پانچری به سر میآید. در آنجا، او با پسر خانواده، آگوستو، روبرو میشود که درگیر یک رابطهی عاطفی پیچیده با دختری به نام لائورا است. لیدیا به تدریج با مشکلات و تنشهای خانوادگی آنها آشنا میشود و خود را در مرکز یک مثلث عاطفی مییابد که در آن احساسات، وظیفه و تضادهای اجتماعی در هم تنیده میشوند.
خلاصه داستان: ویلی، نهنگ قاتل جوانی که در یک پارک آبی در اورگان اسیر شده، با پسری به نام جسی دوست میشود. جسی که پسری تنها و در حاشیه است، با کمک ویلی سعی میکند از دست مربیان و صاحبان پارک که قصد فروش او را دارند فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «فوتیز» (Foutaises) به کارگردانی ژان-پیر ژونه، داستان دو برادر به نامهای ژول و جیم را روایت میکند که در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند و هر روز صبح با هم به سر کار میروند. ژول در یک شرکت بیمه کار میکند و جیم در یک رستوران شلوغ پیشخدمت است. آنها هر دو عاشق دختری به نام کاترین هستند که در همان ساختمان زندگی میکند. کاترین ابتدا با ژول قرار میگذارد، اما پس از مدتی به سراغ جیم میرود. در نهایت، کاترین هر دو برادر را ترک میکند و آنها در تنهایی و غم خود به زندگی ادامه میدهند. این فیلم کوتاه، نگاهی اجمالی به زندگی، عشق و تنهایی دارد.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی کشنده» (Force Majeure) داستان یک خانواده ثروتمند سوئدی را روایت میکند که برای تعطیلات به یک پیست اسکی در آلپ فرانسه سفر کردهاند. در یک روز آفتابی، در حالی که آنها در تراس رستوران مشغول صرف ناهار هستند، به دلیل رانش برف، بهمن عظیمی به سمت آنها میآید. در لحظه وحشت، پدر خانواده (توماس) به جای محافظت از همسر و فرزندانش، به تنهایی فرار میکند. خوشبختانه بهمن تنها یک رانش مصنوعی برای فیلمبرداری بوده و خطری آنها را تهدید نمیکند، اما این حادثه که تنها چند ثانیه طول کشید، بنیان خانواده را متزلزل میکند و توماس را در برابر اتهامات زن و فرزندانش قرار میدهد که چرا در لحظه خطر، آنها را رها کرده است. این اتفاق آغازگر یک بحران عمیق روانی و اخلاقی است که نقشهای سنتی مردانگی و حامیگری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم فروشنده در سال 2016 ساخته شده است و داستان زوج جوانی به نامهای رعنا و عماد را روایت میکند که در حین بازی در نمایش "مرگ فروشنده" آرتور میلر، با حادثهای ناگوار در خانهشان مواجه میشوند. این حادثه آنها را مجبور به نقل مکان به آپارتمانی جدید میکند که قبلاً توسط زنی ناشناس اشغال شده بود. با پیدا شدن وسایل شخصی آن زن، عماد که معلمی محتاط است، تلاش میکند تا با یافتن صاحب وسایل، معمای آزاردهندهای را که زندگی مشترکشان را تهدید میکند، حل کند.
خلاصه داستان: فیلم «فیدلیتی» (Fidelity) به کارگردانی آندری زویاگینتسف، داستان زنی به نام نادیا را روایت میکند که در سال 2020 در یک کلینیک روانپزشکی مشغول به کار است. او با همسرش ایگور که یک جراح پلاستیک موفق است، ازدواج کرده و زندگی به ظاهر بینقصی دارد. اما وقتی نادیا به اشتباه متهم به قتل یکی از بیمارانش میشود، زندگیاش به کابوسی تبدیل میشود. او برای اثبات بیگناهیاش مجبور میشود با وکیلی به نام کارن همکاری کند که روشهای غیرمعمولی دارد. در این میان، رابطه نادیا با همسرش نیز دچار تنشهای عمیقی میشود و اسرار تاریکی از گذشتهی هر دو فاش میشود. نادیا در میان این بحرانها، برای نجات جان، آبرو و ازدواجش باید با حقایق تلخی روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم انقراض (Extinction) داستان پیتر را روایت میکند که با دیدن کابوسهای مکرر از حمله بیگانگان به زمین دست و پنجه نرم میکند. این رویاها زندگی خانوادگی او را تحت تأثیر قرار میدهند تا اینکه بیگانگان واقعی به زمین حمله میکنند و پیتر باید برای نجات همسر و دخترانش تلاش کند.
خلاصه داستان: فیلم «آزمایش شیطانی» (The Lazarus Effect) داستان زوج جوانی به نامهای فرانک (مارک دوپلاس) و زویی (اولیویا وایلد) را روایت میکند که دانشمندان تحقیقاتی در زمینه احیای مردگان هستند. آنها با موفقیت سگی به نام «ریز» را با استفاده از یک سرم مخصوص احیا میکنند، اما زمانی که آزمایشگاه به دلیل آتشسوزی ویران میشود و زویی بهطور ناگهانی فوت میکند، فرانک تصمیم میگیرد آزمایش را بهطور غیرقانونی روی جسد معشوقهاش انجام دهد. با احیای زویی، قدرتهای تاریک و خطرناکی در او شکل میگیرد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج میکند و تیم تحقیقاتی را درگیر یک کابوس مرگبار میکند.