خلاصه داستان: دیرین دیرین نام یک مجموعه پویانمایی ایرانی در ژانر طنز است که با کارگردانی و تصویرگری علی درخشی است که به مشکلات اجتماعی و اقتصادی و زیست محیطی می پردازد اولین قسمت این مجموعه مسافرت های نوروزی بود. این مجموعه نخستین بار در نوروز ۹۴ منتشر شد و سریال آن در سال 99 از طریق فیلیمو پخش شد. محمدرضا علیمردانی گویندگی تمام قسمت ها و شخصیت های این انیمیشن را تا کنون بر عهده داشته است فقط در قسمت های رپچه لیدا مومنی همراه محمدرضا علیمردانی گویندگی می کند.
خلاصه داستان: پسری فقیر برای پیدا کردن شغل باید در مسابقهای با بچههای فقیر دیگر شرکت کند. هرکدام از بچهها بهتر بتواند بچهای که پاهایش را در جنگ از دست دادهاست را برای رفتن به مدرسه کول بگیرد، برنده است. مسابقه آغاز میشود و سرانجام پسر فقیر برنده میشود. پسر در مقابل دریافت ۱ دلار دستمزد روزانه، هر روز پسر بیپا را مانند اسب به کول میکشد و با خود به مدرسه میبرد و میآورد. وقتی که او را بر کول خود دارد با خرها و اسبهایی که در کوچه رفت و آمد میکنند، مسابقه میدهد. او را در خانه به حمام میبرد و بر تاب سوار میکند اما پسر بیپا از او ناراضی است، چون آنطور که او میخواهد هنوز برایش اسب نشدهاست
خلاصه داستان: این فیلم به ماجرای مهاجرت غیرقانونی یک زوج جوان افغانستانی به نام های گل ممد و گل نساء به ایران می پردازد که در یکی از کورههای آجرپزی مشغول به کار میشوند و زندگی آنها به واسطه اتفاقاتی که برای شان رخ می دهد، دستخوش تغییر و تحولاتی میشود.
خلاصه داستان: فیلم چهار داستان از چهار شخصیت را روایت می کند که در معرض یک انتخاب اخلاقی غیرقابل تصور، اما ساده قرار می گیرند، انتخابی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روابط و همه زندگی آن ها اثر می گذارد…
این فیلم برنده خرس طلایی هفتادمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین شد. پس از جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان که در سال 1395 به فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی تعلق گرفت، خرس طلایی مهمترین جایزه سینمایی است که یک فیلمساز ایرانی توانسته است در چند سال اخیر کسب کند.
خلاصه داستان: فیلم جاده خاکی اولین فیلم پناه پناهی، پسر جعفر پناهی است. این فیلم جادهای داستان خانوادهای است که برای بدرقه پسرشان راهی سفری جادهای میشوند.
خلاصه داستان: داستان یک گروه فیلمبرداری را روایت میکند که در حال ساخت فیلمی هستند. آنان برای چند سکانس از فیلم احتیاج به یک خر دارند و همین امر کل گروه را با ماجراهای مختلفی مواجه میکند …
خلاصه داستان: “ما، در بهشت” داستان هانیه، معلم مدرسه دخترانهای در حومه تهران است که به دلیل دور بودن راه از اداره آموزش و پرورش درخواست جابجایی کرده است…
این فیلم که به مدت سه سال و بدون کسب مجوز در ایران فیلمبرداری شده است ظریفانه بخشهایی از زندگی یک معلم جوان و زندگی در یک مدرسه دخترانه حومه تهران را نشان میدهد.
خلاصه داستان: فاطمه (فخری خوروش) و پوران (پوران)، دو زن بیوه، در باغ وحش با هم آشنا می شوند و پوران از فاطمه می خواهد که در خانة او و در کنار هم زندگی کنند. پوران در مؤسسه ای ماشین نویس است و در خانه با دستگاه بافندگی می کند. احمد (ایرج قادری) به او علاقه دارد و با دریافت بورسیه ای از طرف شرکت به خارج می رود، و پوران خوانندة رادیو می شود. سال ها می گذرد و دختران فاطمه و پوران بزرگ می شوند. کبری (سپیده)، که نام سوزی را بر خود گذاشته، از این که مادرش کلفت است ناراضی است و لی لی (آتش) از این که مادرش وقت خود را در رادیو می گذراند دل تنگ است. سوزی دوستی به نام فرهاد دارد؛ اما فرهاد او را به این بهانه که مادرش کلفت است از خود می راند. احمد از سفر باز می گردد و از پوران خواستگاری می کند، در حالی که لی لی هم به او علاقه مند است. پوران برای خاطر دخترش به احمد پاسخ منفی می دهد؛ اما لی لی نمی پذیرد. فاطمه بیمار می شود، و احمد به فرهاد به جهت برخوردش نسبت به کبری اعتراض می کند و او را مجاب می کند که با کبری ازدواج کند. احمد کبری را به بالین مادرش می رساند؛ اما فاطمه قبل از رسیدن دخترش جان می دهد.