خلاصه داستان: یک جوان به نام جاک در پاریس زندگی میکند و به عنوان یک عکاس شروع به کار میکند. او به دنبال عشق و معنای زندگی است. یک شب، جاک با یک دختر جوان به نام لوآن ملاقات میکند و بین آنها عشقی شدید شکل میگیرد. اما این رابطه به زودی با مشکلاتی روبرو میشود و جاک مجبور میشود با تنهایی و دلتنگی خود مواجه شود. در طول چهار شب، جاک سعی میکند خود را درک کند و به دنبال پاسخی برای سوالات زندگی خود باشد.
خلاصه داستان: فرانکی و إیلا، دو بیکار از لندن، تصمیم میگیرند با استفاده از مهاجران غیرقانونی کسب و کار خود را راه اندازی کنند. آنها شروع به ساخت یک امپراتوری کوچک در زمینه خدمات ساختمانی و نظافت میکنند، اما سریعاً درگیر مسائل اخلاقی و قانونی میشوند که زندگی آنها را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: یک جاسوس و قاتل ماهر به نام نیکیتا به طور مخفی توسط یک سازمان دولتی آموزش داده میشود تا به یک مأمور خطرناک تبدیل شود. او باید با زندگی دوگانه خود کنار بیاید: یک زندگی معمولی در جامعه و زندگی خطرناک خود به عنوان یک مأمور مخفی. در این بین، او با مسائل اخلاقی و عاطفی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد ادامه این زندگی خطرناک را داشته باشد یا نه.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان دانشکده هنر یک دانشگاه در یک شب تاریک و طوفانی تصمیم میگیرند در یک خانه قدیمی و ترسناک تحقیق و تمرین کنند. این خانه با افسانههای عجیب و ترسناکی در ارتباط است که دربارهٔ روحهای شرور و جادوهای سیاه صحبت میکند. هر چه اعضای گروه در فعالیتهای خود پیش میروند، اتفاقات عجیب و غیرقابل تفسیری رخ میدهد. آنها به طور تدریجی متوجه میشوند که با نیروهایی روبرو هستند که فراتر از حد تصور آنها هستند و این نیروها تلاش میکنند آنها را به دام بیندازند و از بین ببرند.
خلاصه داستان: یک مجموعه از فیلمهای کوتاه مستقل که در یک کافه رخ میدهند و شخصیتهای مختلفی را در حال نوشیدن قهوه و سیگار نشان میدهند. هر داستان کوتاه به صورت جداگانه روایت میشود و شخصیتهایی با روابط متفاوت را به تصویر میکشد. فیلم به وسیله گفتوگوهای طولانی و برخی لحظات سکوت، روابط انسانی و تضادهای فرهنگی را بررسی میکند. کارگردان: جیم جارموش.
خلاصه داستان: در سال 1979، در طول جنگ ویتنام، یک گروه از سربازان آمریکایی در یک ماموریت خطرناک در جنگلهای ویتنام گیر میافتند. آنها با مواجه شدن با یک دشمن ناشناخته و ترسناک، مجبور میشوند با ترس و وحشت مواجه شونده و تلاش کنند زنده به در برند. این فیلم ترکیبی از ژانرهای اکشن، ترسناک و جنگی است که به خوبی تنش و استرس جنگ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: لوکا، یک دختر ۱۹ ساله آمریکایی، برای اولین بار پس از مرگ مادرش به ایتالیا سفر میکند. او به دنبال کشف هویت پدر زیستی خود است که تنها با یک عکس از دوران جوانی مادرش آشنا است. در این سفر، لوکا با خانواده دوست مادرش آشنا میشود و در معرض تجربیات جدیدی قرار میگیرد که باعث تغییرات عمیقی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.
خلاصه داستان: با نوشتن رمانی جدید، پل یک نویسنده ناشناخته تلاش میکند تا زندگی خود را دوباره از سر گیرد. او در یک روستای کوچک در کلرادو زندگی میکند و در حالی که به سرنوشت خود فکر میکند، یک مرد جوان و مرموز به نام جک در زندگی او ظاهر میشود. جک به پل کمک میکند تا رمانش را تکمیل کند، اما پل سریعاً متوجه میشود که جک یک قاتل سریالی است که در حال فرار از پلیس است. پل باید تصمیم بگیرد که آیا جک را به پلیس تحویل دهد یا با او همکاری کند تا رمانش را تکمیل کند.
خلاصه داستان: در سال ۴۷۵ میلادی، روم باستان در آستانه سقوط قرار دارد و امپراتور روم، رومولوس آگوستولوس، به دست بربرها اسیر میشود. یک گروه از وفاداران، به رهبری استاد جنگ و یک فرمانده نظامی رومی، مأمور نجات وی میشوند و سپس برای یافتن شمشیر اسطورهای آرتور (که بر اساس داستان آرتور و شمشیرش، اکزکالیبر، ساخته شده) به بریتانیا سفر میکنند تا بتوانند امپراتور جوان را به قدرت بازگردانند و امپراتوری روم را از ویرانی نجات دهند.