خلاصه داستان: در شهری کوچک در سیسیل، دو مرد هنگام شکار به قتل میرسند و استاد دانشگاه پائولو لاورانا درمییابد که ماجرا از آنچه به نظر میرسد پیچیدهتر است. پیگیری سرنخها او را به شبکهای از فساد، مافیا و رازهای خطرناک میکشاند.
خلاصه داستان: در آمریکای مرکزیِ اوایل قرن بیستم، دو زن به نام ماریا با هم به گروهی سیّار میپیوندند و ناخواسته به ستارههای صحنه بدل میشوند. اما وقتی با ستم حاکمان روبهرو میشوند، هنر و شجاعتشان را به کار میگیرند و رهبری شورشی مردمی را برعهده میگیرند.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۴۳ ایتالیا، کارلوِ مرفه و بیخیال دلباختهٔ روبرتا، بیوهای جوان و مادر میشود؛ اما با فروپاشی حکومت فاشیستی و نزدیکشدن جنگ، رؤیای عاشقانهشان زیر هجوم واقعیتهای تلخ قرار میگیرد.
خلاصه داستان: جیل، رقصندهای جوان که ناگهان به شهرت میرسد، درمییابد که هواداران و عکاسان زندگی خصوصیاش را زیرورو کردهاند. فابیو، مردی که دوستش دارد، میکوشد از او در برابر هجوم شهرت محافظت کند.
خلاصه داستان: سورین، جوانی گرفتار گذشتهای آزاردهنده، شیفتهٔ واندا میشود؛ زنی که با بازیگرفتن از میل و آسیبپذیری او، رابطهای پرتنش و سلطهجویانه شکل میدهد.
خلاصه داستان: پس از اعلام تسلیم ایتالیا در سال ۱۹۴۳، ستوان اینوچنتسی و چند سرباز در میانه فروپاشی ارتش و پیشروی آلمانیها راهی خانه میشوند. سفر پرمخاطرهشان، آنها را با رنج مردم و واقعیت تلخ جنگ روبهرو میکند و اینوچنتسی را وامیدارد میان بیطرفی و مقاومت یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: با ورشکستگی خانوادهٔ آردنگو، عمارت مجللشان در رم به دست لئو، تاجری حسابگر، میافتد؛ مردی که هم دلِ مادر خانواده را میبرد و هم پنهانی با دخترش رابطه دارد. میکله میکوشد خواهرش را از این تباهی نجات دهد، اما بیتفاوتی و منفعتطلبی همهچیز را به سوی فروپاشی میکشاند.
خلاصه داستان: گروهی از تبهکاران آمریکایی برای سرقت گنجینهٔ گرانبهای سن جنارو به ناپل میآیند و از دزدهای محلی کمک میگیرند. اما میان طمع برای ثروت افسانهای و وفاداری به شهر، نقشهٔ سرقت به ماجرایی پرآشوب و خندهدار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در پاریسِ آغاز قرن بیستم، ژرژ پس از آنکه عمویش ارثیهاش را میدزدد و عشقش شارلوت را به مردی دیگر میسپارد، برای انتقام دست به دزدی میزند. اما هیجان نخستین سرقت او را چنان جذب میکند که به دزدی حرفهای بدل میشود.
خلاصه داستان: ماریو پس از بیکاری در آلمان، به گروه توتونو میپیوندد؛ گروهی که با فروش پارچههای تقلبی روزگار میگذراند. اما رقابت با باندی رقیب و دلباختگی ماریو به پائولا، نقشههایشان را به مسیری پرتنش و پیشبینیناپذیر میکشاند.