خلاصه داستان: شرکت «Air Cleaning» خدمات ویژهای برای پایان دادن به روابط نامشروع در محل کار ارائه میدهد. سهگیسا ری، زنی زیبا و باهوش، به عنوان کارمند پارهوقت به شرکتها نفوذ میکند تا با ترفندهایی هوشمندانه زوجهای خیانتکار را از هم جدا کند؛ اما پشت هر مأموریت، داستانهایی پیچیده و تاریک نهفته است.
خلاصه داستان: این درام آنتولوژی جذاب، داستان زنانی را روایت میکند که در روابط مبهم و اعتیادآور با مردانی معروف به «مردان باتلاقی» گرفتار شدهاند؛ روابطی که از طریق تماسهای تلفنی نیمهشب جریان دارد و آنها را دچار بیخوابی، آشفتگی عاطفی و وابستگی شدید عاطفی میکند.
خلاصه داستان: شیکو، مردی خودخواه و بیمسئولیت که به عنوان «بدترین مرد ژاپن» شناخته میشود، برای رسیدن به اهداف شخصی خود تصمیم میگیرد سرپرستی فرزندان خواهر فوتشدهاش را برعهده بگیرد و یک خانواده جعلی بسازد. اما این بازی فریبکارانه، او را در مسیر غیرمنتظرهای از تغییر و درک معنای واقعی خانواده قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان سه زن با زندگیهای متفاوت و پر از دغدغه که به طور اتفاقی در یک سفر گروهی با هم آشنا میشوند. آنها با وجود مشکلات شخصی و خانوادگی، پیوندی عمیق و دوستانه برقرار میکنند تا در کنار هم، نوری از امید و شادی را در زندگیهای خاکستریشان پیدا کنند.
خلاصه داستان: دو همکار از یک شرکت تجهیزات کمپینگ، آخر هفتههای خود را به سفر در دل مناظر طبیعی آرام و پنهان میگذرانند. آنها در این سفرهای کوتاه به یکدیگر نزدیکتر شده و از طریق تماشای این چشماندازهای روزمره، آرامش، شفا و انرژی دوبارهای برای زندگی پیدا میکنند.
خلاصه داستان: رن کوساکا، یک هنرمند جوان با استعداد، برای یک مقام مدرس موقت به کاماکورا، ژاپن می رسد. هاله او مردم را جذب می کند، با این حال فاصله می گیرد. وقتی او با زنی آشنا می شود، با وجود آگاهی از پیامدهای احتمالی، احساساتش تغییر می کند...
خلاصه داستان: زندگی ماتسوری پس از ازدواج مجدد مادرش زیر و رو میشود؛ چرا که او ناگهان خود را خواهر ناتنی سه برادر از یک گروه موسیقی آیدل محبوب میبیند. تلاشهای او برای صمیمی کردن این برادران ناسازگار، زمانی به یک درام عاشقانه و پیچیده تبدیل میشود که یکی از آنها اعتراف میکند دیگر نمیتواند به او به چشم یک خواهر نگاه کند.
خلاصه داستان: آی موریکاو، زن ۳۰ ساله و خستهای است که در یک شب پاییزی با پسری ۱۶ ساله به نام نگیسا ملاقات میکند. این دو روح تنها با وجود اختلاف سنی ۱۴ ساله، پیوندی عمیق و آرامشبخش میان خود شکل میدهند که مرزهای میان عشق و خانواده را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان بعد از اعتراف ناموفق میکوتو اوچیای اتفاق میفته وقتی که روی پشت بوم دبیرستان وایساده و میخواد خودش رو پرت کنه پایین اما با اومدن جین هیبا دبیر فیزیک که به بی مسئولیتی مشهوره ،وقفه میفته ،اما هیبا به جای اینکه اوچیای رو منصرف کنه بهش پیشنهاد میده قبل از خودکشی باهم دیگه وارد رابطه بشن،به نظرتون عشق بین این دختر دبیرستانی ناامید و این دبیر بی مسئولیت به کجا میکشه؟