خلاصه داستان: داستانی عاشقانه درمورد دو کارمند یه شرکت که دختر به شدت به سرما حساسه و مدیر ارشد شرکت که زیاد با بقیه دمخور نیست روزی که دختر زیر بارون میمونه و سردش میشه مدیر ارشد بامهربونی خاصی کمکش میکنه تا گرم بشه و اینجاست که آقای مدیر جور دیگه ای در نظر دخترک جلوه میکنه و عشق آغاز میشه
خلاصه داستان: داستان درمورد زنیه که به خاطر اتفاقی در گذشته تصمیم گرفته همسر خانه دار تمام وقت بشه اما مشکل اینجاست که تو این دوره و زمونه همچین چیزی خیلی نادره
خلاصه داستان: داستان درمورد یه بازیگر تایلندیه همه همه چیزش وقف کاره تا اینکه تصمیم به فرار میگیره و به ژاپن میره و اونجا با یه قناد برخورد میکنه و کم کم معنی واقعی خوشبختی رو میفهمه
خلاصه داستان: داستان تو یه برگ فروشی کوچیک با هشت کارگر اتفاق میفته و قصه اصلی با یه سرقت مرموز تو برگر فروشی پیش میاد و زندگی آروم این هشت کارگر و دوست بهم میریزه
خلاصه داستان: از زمانی که ایچیکا به یاد می آورد، خانه خانوادگی او از «قوانین» عجیبی پیروی می کرد. مادرش، کازومی، تصمیم گرفت که پدرش، ریتارو، از نواری که در سرتاسر خانه گذاشته شده بود عبور نکند. پدر و مادرش نگرفته اند...
خلاصه داستان: در فصل دوم دوباره خاندان یامائوکا برای سفری خانوادگی دورهم جمع میشن تا تعطیلات آخر هفته رو کنار هم در مسافرخونه ای در طبیعت بکر دره کوروبه بگذرونن زوج داستان خیلی زود طبیعت گردی رو انتخاب میکنن ، دختر خانواده تصمیم میگیره درمورد نامزدش با پدر و مادرش حرف بزنه وکمی ناارومه دور میز شام که پر از غذاهای محلی و بی نظیره همه مشغول هستن که اظهار نظر بیجایی همه چیز رو بهم میریزه
خلاصه داستان: پدربزرگ ماکوتو مدیر آکادمی بزرگ اونودرا بود، و هنگامی که او درگذشت، ماکوتو و کارکنان مدرسه اش را با یک وصیت بسیار مهم ترک کرد - "مردی که می تواند ماکوتو را با فناوری جنسی فوق العاده اش اغوا کند...
خلاصه داستان: اوسامو یاسودا (کنتو ناکاجیما) یک وکیل عجیب و غریب، با لبخندی زیبا است. حرف و عملش اصلا زیبا نیست. او متخصص در حل مشکلاتی است که در اینترنت یا SNS رخ داده است.