خلاصه داستان: فیلم جوانی (۲۰۱۵) به کارگردانی پائولو سورنتینو، داستان دو دوست قدیمی به نامهای فرد بالینگر (مایکل کین)، رهبر ارکستر بازنشستهای که پیشنهاد اجرای کنسرت خصوصی برای ملکه بریتانیا را رد میکند، و میک بویل (هاروی کایتل)، کارگردان سینما که در حال نوشتن فیلمنامه آخر عمرش است، روایت میکند. آنها در تعطیلات لوکس در آلپهای سوئیس، همراه با خانواده و دوستانشان از جمله سونا (ریچل وایز) و لنا (جین فوندا)، با مسائل پیری، عشق از دست رفته، خلاقیت رو به زوال و معنای زندگی روبرو میشوند و در میان لحظات طنزآمیز و تأملبرانگیز، به بازنگری گذشته و آینده میپردازند.
خلاصه داستان: فیلم والس با بشیر (۲۰۰۸) به کارگردانی آری فولمن، یک مستند انیمیشنی تأثیرگذار است که خاطرات سرکوبشده فولمن از جنگ لبنان در سال ۱۹۸۲ را روایت میکند. او با دوستان و همرزمان سابقش مصاحبه میکند تا بفهمد چرا حافظهاش از شب کشتار صبرا و شتیلا پاک شده و چه نقشی در آن رویداد خونین داشته است. با سبک انیمیشن خلاقانه و سیاهوسفید، فیلم وحشت جنگ، گناه و تلاش برای بازسازی گذشته را به تصویر میکشد و نامزد اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.
خلاصه داستان: فیلم داستانهای بد (۲۰۲۰) به کارگردانی دامیانو و فابیو دینوچنزو، با بازی الیو جرمانو در نقش برونو ویلاری و لیلیانا نیگرو، روایتی تلخ و چندلایه از زندگی خانوادهای آشفته در حومه رم است. این درام جنایی-روانشناختی، مجموعهای از رویدادهای تاریک و اخلاقی را دنبال میکند که خشونت خانگی، روابط بیمارگونه، حسادتهای پنهان و تأثیرات مخرب جامعه بر افراد را به تصویر میکشد، جایی که هر عضو خانواده با «داستان بد» خود روبرو میشود و مرزهای خیر و شر محو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم در آستانه ابدیت (۲۰۱۸) به کارگردانی جولیان اشنابل، روایتی شاعرانه و عمیق از سالهای پایانی زندگی نقاش برجسته هلندی، ونسان ون گوگ است که ویلم دفو با بازی درخشان در نقش او، مبارزات درونی، خلاقیت بیپایان و انزوای او را به تصویر میکشد. داستان بر تمرکز ون گوگ بر طبیعت و آسمانهای پرستاره آرل، روابط پرتنشش با برادرش تئو (روپرت فرند)، پل گوگن (اسکار آیزاک) و ساکنان روستا متمرکز است و با استفاده از تکنیکهای نوآورانه فیلمبرداری، سفری بصری به ذهن آشفته و نابغه هنری او را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «شن مرطوب» یک درام عاشقانه-اجتماعی گرجستانی است که در روستایی ساحلی کنار دریای سیاه روایت میشود؛ وقتی موئه، پیرمرد محلی، خودکشی میکند، ورود الکس، نوهاش از شهر، رازهای پنهان روستا را برملا میکند: موئه عاشق سِلی، زن متأهل و صاحب کافه محلی، بوده و عشقشان سالها پنهان مانده است. این روایت با لحظات آرام، تصاویر خیرهکننده ساحل و جنگل، و کاوش عمیق تبعیض، همجنسگرایی در جامعه سنتی، عشق ممنوعه و مرگ، به بررسی انسانیت و آزادی میپردازد. منتقدان بازیهای طبیعی، کارگردانی ظریف النورا جورجیا، موسیقی متن دلنشین و پایان تأملبرانگیز را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم زیبا، عمیق و دلنشین توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی، آرام و تصاویر شاعرانه، حس عشق، غم و رهایی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، فیلم «قطار شب به لیسبون» به کارگردانی بیل آگوست با بازی جرمی آیرونز در نقش رایموندو گری، استاد خجالتی زبانشناسی پرتغالی، مارتا تیموف در نقش خواهرش و جک هاستون، داستان مردی را روایت میکند که پس از نجات تصادفی یک زن جوان از سقوط از پل در برن سوئیس، کتابی مرموز از نویسنده پرتغالی آمادئو دِ باروسو پیدا میکند؛ او زندگی منظم خود را رها کرده، سوار قطار شب به لیسبون میشود تا رازهای زندگی نویسنده، عشقهای ناکام و نقش او در انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال را کشف کند و در این مسیر، هویت و احساسات خفته خود را بازمییابد.
خلاصه داستان: فیلم سوسیالیسم (۲۰۱۰) به کارگردانی ژان-لوک گدار، یکی از آخرین آثار تجربی این استاد موج نوی فرانسه، در سه بخش نامتقارن روایت میشود: «کوودلیبت» با بحثهای فلسفی و سیاسی مسافران یک کشتی کروزی در مدیترانه، «کلاویر» که زندگی روزمره یک خانواده در پمپبنزین را نشان میدهد، و «اروپای ما» با تأملاتی بر هویت و بحرانهای اروپا. با حضور پتی اسمیت، آلن بادیو و بازیگران غیرحرفهای، این فیلم شاعرانه و پراکنده به کاوش مفاهیم سوسیالیسم، دموکراسی، عدالت و رسانهها میپردازد و با سبک نوآورانه گدار، مرزهای سینمای سنتی را درهم میشکند.
خلاصه داستان: فیلم «چهار بار» به کارگردانی میکلآنجلو فرامارتینو در سال ۲۰۱۰، یک اثر تجربی و شاعرانه بدون دیالوگ است که چرخههای طبیعی زندگی را در روستایی کوهستانی در کالابریا، جنوب ایتالیا، به تصویر میکشد. این فیلم در چهار بخش مستقل اما بههمپیوسته روایت میشود: زندگی روزمره و مرگ یک پیرمرد مرتبهکننده نمک، ماجراجوییهای یک سگ ولگرد، رشد و قطع یک درخت بلوط، و فرآیند تولید عسل توسط زنبورها، که هر کدام نمادی از دگرگونیهای حیات و ارتباط انسان با طبیعت را نشان میدهد و با فیلمبرداری خیرهکننده و ریتم آهسته، تأملبرانگیز است.
خلاصه داستان: فیلم کایمرا (۲۰۲۳) به کارگردانی آلیس روهراوخر، داستان آرتور (جاش اوکانر)، یک باستانشناس بریتانیایی مرموز را روایت میکند که در توسکانی ایتالیای دهه ۱۹۸۰، به عنوان «تومباور» یا قاچاقچی آثار باستانی اتروسکی فعالیت دارد. او همراه گروهی از همدستانش به جستجوی گنجینه افسانهای «کایمرا» میپردازد؛ مجسمهای نایاب که نماد عشق از دسترفتهاش، بنیتا (کارول دوارته)، است. در این مسیر پرماجرا، آرتور با خانواده ثروتمند بنیتا، به ویژه خواهرش، روبرو میشود و با تمهای عمیقی چون فقدان، هویت، زیبایی پنهان گذشته و تضاد بین سنت و مدرنیته دستوپنجه نرم میکند، در حالی که بازیگرانی چون میشائلا راماتزوتی و آلبا روهراوخر درخشش ویژهای دارند.
خلاصه داستان: فیلم «فرزندان ما» (۲۰۱۲) به کارگردانی ژواکیم لافوس با بازیهای درخشان امیلی دکن در نقش مریم، طاهر رحیم به عنوان مومن و نیلز آسترپ در نقش پدرخوانده، داستان واقعی و تلخ یک زوج جوان مراکشی-بلژیکی را روایت میکند که عشق پرشورشان زیر فشارهای خانوادگی، مهاجرت و وابستگیهای ناسالم به تدریج به انزوا، افسردگی و فاجعهای هولناک ختم میشود؛ مریم که پنج فرزند دارد، در نهایت مرتکب قتل فرزندانش شده و خودکشی نافرجام میکند، در حالی که روابط پیچیده و سمی خانواده شوهر نقش کلیدی در این تراژدی ایفا میکنند.