خلاصه داستان: اسماعیل برای برگزاری مراسم ختنه سوران نوهاش، دوباره تیم قدیمی خود یعنی فکرت، چتین و دیگر دوستانش را دور هم جمع میکند. اما با مخالفت مادر خارجی بچه، آنها مجبور میشوند مخفیانه او را به شهر سیواس ببرند که این سفر ماجراها و کمدیهای بیپایانی را برایشان رقم میزند.
خلاصه داستان: علی، مرد جوانی که در یک شهر ساحلی آرام رستوران خانوادگیاش را اداره میکند، با ورود دختری مرموز به نام دنیز عاشق او میشود. اما این عشق پرشور با بازگشت رازهای تاریک گذشته دنیز، درگیر طوفانی از آشوب و چالشهای سخت میشود.
خلاصه داستان: در میان خشونتهای سیاسی استانبول، قادر پس از آزادی مشروط از زندان، به عنوان مخبر زبالهها استخدام میشود تا سرنخی از بمبگذاریها بیابد. او تلاش میکند با برادر کوچکش احمد ارتباط برقرار کند، اما فشارهای امنیتی و پارانویا، هر دو برادر را به ورطه توهم، خیانت و نابودی میکشاند.
خلاصه داستان: یک زوج متاهل پس از برنده شدن در یک قرعهکشی بزرگ و به دست آوردن ثروتی بادآورده، دچار شک و تردید شدید نسبت به یکدیگر میشوند. آنها که حالا به عشق هم شک کردهاند، وارد یک بازی خطرناک، مرگبار و در عین حال کمدی برای به قتل رساندن همدیگر و تصاحب تمام پول میشوند.
خلاصه داستان: چهار دوست صمیمی دوران دبیرستان پس از سالها دوباره با یکدیگر ملاقات میکنند، اما زندگی آرام آنها پس از مواجهه با یک زن شامان مرموز به نام هاول، دگرگون میشود. آنها ناخواسته درگیر رویدادهای ماوراءالطبیعه و ترسناکی میشوند که ریشه در یک نفرین باستانی و شوم دارد.
خلاصه داستان: جان، جراح مغز و اعصاب موفق و جوان، ناخواسته عاشق زینب، نظافتچی سادهدل خانهاش میشود. این عشق آتشین میان دو دنیای کاملاً متفاوت، آنها را با چالشهای طبقاتی سختی روبرو میکند که برای عبور از آنها باید دست به فداکاریهای بزرگی بزنند.
خلاصه داستان: هیل با ظاهر متفاوت و رفتار عجیبش جلب توجه می کرد. او با مادرش، مادربزرگ افسرده و عمه اش عذرا در خانه ای تاریخی و ترسناک در نوشهیر زندگی می کند. پدر هیل پیش از این ناپدید شده بود...
خلاصه داستان: در جولای ۱۹۹۵ و در جریان محاصره سربرنیسا توسط صربها، یک مترجم بوسنیایی سازمان ملل متحد تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا خانوادهاش را در