خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «ستارهگرد» (Stardust) محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی متیو وان و با بازی چارلی کاکس، کلیر دینز، میشل فایفر، رابرت دنیرو، مارک استرانگ و جیسون فلمینگ، داستان جوانی به نام تریستان تورن را روایت میکند که برای به دست آوردن دل معشوقهاش، ویکتوریا، قول میدهد ستارهای سقوط کرده را برای او بیاورد. او از دیوار جادویی که شهرش، وال، را از سرزمین جادویی استورمهولد جدا میکند عبور میکند و متوجه میشود که این ستاره در واقع دختری زیبا به نام ایوین (کلیر دینز) است. تریستان و ایوین در بازگشت به وال، با ماجراهای خطرناکی مواجه میشوند، از جمله جادوگر پیر، لامیا (میشل فایفر)، که قصد دارد قلب ایوین را برای بازگرداندن جوانی خود بخورد، و شاهزادههای استورمهولد که برای به دست آوردن تاج و تخت به دنبال او هستند. در این میان، تریستان متوجه میشود که عشق واقعی او ایوین است و باید برای نجات جانش و رسیدن به عشقش بجنگد.
خلاصه داستان: یک مرد مصمم به نام کوپر (با بازی جیسون ماموآ) که همسرش را بر اثر یک بیماری صعبالعلاج از دست داده، برای انتقام از شرکت داروسازی مسئول، وارد دنیای خطرناکی میشود. او با کمک دختر نوجوانش ریچل (ایزابلا مرسد) در خیابانهای پیتسبورگ به دنبال عدالت میگردد. اما حقیقت پشت این ماجرا بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد و رازهای تاریکی در انتظار اوست. این فیلم اکشن هیجانانگیز محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی برایان اندروز و با بازی جیسون ماموآ، ایزابلا مرسد، مانی پرز و رائول کاستیو است.
خلاصه داستان: این فیلم موزیکال-درام محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی جان بدهام، داستان زندگی تونی مانرو (با بازی جان تراولتا) را روایت میکند؛ جوانی ایتالیایی-آمریکایی در بروکلین که در طول هفته در یک فروشگاه لوازم نقاشی کار میکند، اما شنبهشبها در کلوپ شبانه دیسکو به نام «۲۰۰۱ اودیسه» به ستاره رقص تبدیل میشود. تونی که در دنیای واقعی با مشکلات خانوادگی، فشارهای اجتماعی و آیندهای نامعلوم روبروست، تنها در فضای پرنور و موسیقی دیسکو احساس زنده بودن میکند. ورود استفانی (کارن لین گورنی) به زندگی او، که دختری جاهطلب و بلندپرواز است، دیدگاه تونی را نسبت به زندگی و آینده تغییر میدهد. این فیلم با موسیقی فوقالعاده گروه بیجیز و رقصهای خیرهکننده جان تراولتا، تصویری نمادین از فرهنگ دیسکو در دهه ۷۰ ارائه میدهد و به بررسی مسائل هویت، طبقه اجتماعی و رویاهای جوانان میپردازد.
خلاصه داستان: یک نویسنده جوان و بلندپرواز به نام ویولا در لندن دوران الیزابت، با آرزوی بازیگری در تئاتر، خود را به شکل مردی درمیآورد تا در نمایشنامهای جدید از نمایشنامهنویس درگیر بحران خلاقیت، ویلیام شکسپیر، بازی کند. شکسپیر که با کمبود الهام برای نمایشنامه جدیدش «رومئو و ائوت، پسر دشمن» دست و پنجه نرم میکند، ناگهان با این بازیگر مرموز و بااستعداد مواجه میشود و در عین حال عشق عمیقی میان آنها شکل میگیرد. این عشق ممنوعه نه تنها زندگی شخصی آنها را دگرگون میکند، بلکه به منبع الهامی برای خلق یکی از بزرگترین تراژدیهای عاشقانه جهان، «رومئو و ژولیت»، تبدیل میشود. این فیلم برنده جایزه اسکار که در سال ۱۹۹۸ توسط جان مادن کارگردانی شده، با بازی تحسینبرانگیز گوئینت پالترو و جوزف فاینس در نقشهای اصلی، داستانی خیالانگیز و پراحساس از عشق، هنر و نیروی الهامبخش را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم سکند اکت محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پیتر سیگال و با بازی جنیفر لوپز، میلو وینتیمیگلیا، ونسا هاجنز و لیاه رمزی است. داستان دربارهٔ مایا وارگاس (جنیفر لوپز)، زنی چهل و چند ساله در محلهٔ کویینز نیویورک است که با وجود استعداد و هوش بالا، به دلیل نداشتن مدرک دانشگاهی، سالهاست در فروشگاه لوازم آرایشی کار میکند و از پیشرفت شغلی بازمانده است. وقتی دوست پسرش تصمیم به ازدواج میگیرد، مایا که احساس میکند زندگیاش درجا زده، به کمک دوست نزدیکش یک پروفایل جعلی در شبکههای اجتماعی میسازد و خود را به عنوان یک مدیر بازاریابی با تحصیلات عالی و سابقهٔ کاری درخشان معرفی میکند. این دروغ او را به مصاحبه در یک شرکت بزرگ لوازم آرایشی در منهتن میکشاند و او به طور غیرمنتظرهای شغل رویاییاش را به دست میآورد. در این مسیر، مایا با چالشهای اخلاقی، عشق جدید و کشف هویت واقعی خود مواجه میشود و باید ثابت کند که استعداد و تجربه میتوانند از مدرک دانشگاهی مهمتر باشند.
خلاصه داستان: «وسواس مخفی» (۲۰۱۹) به کارگردانی پیتر سالیوان، با بازی برندا سانگ و مایک ووگل، داستان زنی به نام جنیفر را روایت میکند که پس از یک حمله شدید دچار فراموشی میشود. همسرش راسل او را به خانه دورافتادهای میبرد تا در آرامش بهبود یابد، اما به تدریج خاطرات پراکنده و رفتارهای مشکوک راسل، شکهای جنیفر را برمیانگیزد. او متوجه میشود که این مرد ممکن است همان مهاجمش باشد و رازهای تاریکی در گذشتهاش پنهان کرده باشد. فیلم با ایجاد تعلیق روانی، تماشاگر را درگیر توطئهای مرموز میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و حقیقت میتواند مرگبار باشد.
خلاصه داستان: فیلم «ترانه اول» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کیت بارکر فرلوند، داستان هنریتا «هن» جیمز (آن هاثاوی)، یک دانشجوی دکترای باستانشناسی را روایت میکند که پس از شنیدن خبر تصادف و کما رفتن برادر کوچکش، هنرمند خیابانی به نام فِرین (بن روزنفیلد)، به نیویورک بازمیگردد. او در تلاش برای برقراری ارتباط با برادرش، وارد دنیای موسیقی او میشود و آهنگها و یادداشتهایش را کشف میکند. در این مسیر، هن با جیمز فارل (جانی فلین)، خواننده-ترانهسرای محبوب برادرش آشنا شده و رابطۀ عاطفی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این آشنایی نه تنها به هن کمک میکند تا با گذشته و احساسات خود روبرو شود، بلکه مسیر زندگی هر دوی آنها را تغییر میدهد. این فیلم که با موسیقی اصیل و اجراهای زنده همراه است، داستانی لطیف و احساسی درباره خانواده، عشق و قدرت شفابخش موسیقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام مستقل محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی برایان دانللی که کریس کالفر نیز نویسنده و بازیگر اصلی آن است. داستان دربارهٔ کارسون فیلیپس، دانشآموز دبیرستانی بلندپرواز و خلاق است که آرزوی تبدیل شدن به ویراستار مجلهٔ نیویورکر را دارد و برای رسیدن به این هدف، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. او که از محیط محدود و یکنواخت شهر کوچکش کلاریویل خسته شده، تصمیم میگیرد با راهاندازی یک مجله ادبی در مدرسه، مسیر خود را برای ورود به دانشگاه نورث وسترن هموار کند. اما برای این کار باید با بیعلاقگی همکلاسیها و مخالفت مدیر مدرسه روبرو شود. کریس کالفر در نقش کارسون، همراه با آلیسون جَنی، ربکا د مورنی، پالینا گریزکوا، دِرموت مالرونی و سارا هیندمن در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم با روایتی طنزآمیز و گاه تلخ، ماجرای نوجوانی را به تصویر میکشد که برای تغییر سرنوشت خود و فرار از زندگی پیشپاافتاده، دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی و اکشن به کارگردانی دومینیک سنا که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و نیکلاس کیج و ران پرلمن در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند. داستان در قرن چهاردهم میلادی و در بحبوحه شیوع طاعون سیاه در اروپا روایت میشود. دو شوالیه صلیبی به نامهای بهمن (کیج) و فلسون (پرلمن) پس از سالها جنگ و کشتار، از ارتش صلیبی جدا شده و به زادگاه خود بازمیگردند. آنها با صحنههای وحشتناک بیماری و مرگ مواجه میشوند و مردم شهر را در آستانه نابودی میبینند. اسقف شهر به آنها مأموریتی خطرناک میسپارد: انتقال یک دختر جوان (کلر فوی) که متهم به جادوگری و عامل شیوع طاعون است را به صومعهای دورافتاده برسانند تا آیین رهایی از طاعون بر روی او اجرا شود. در طول سفر پرخطر، گروه کوچک آنها با شوالیه دیگری به نام اکهارت (استیون کمپل مور)، یک راهب دانشمند (استیون گراهام) و یک راهنمای محلی (اورلاندو بلوم) همراه میشوند. آنها باید از دل جنگلهای تاریک و کوهستانهای صعبالعبور عبور کنند و با موجودات اهریمنی و نیروهای شیطانی دست و پنجه نرم کنند. آیا این دختر واقعاً یک جادوگر است یا قربانی بیگناهی است؟ و آیا رساندن او به صومعه میتواند طاعون را متوقف کند یا تنها فاجعه بزرگتری را به بار خواهد آورد؟
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کریس کلوین، روانشناسی سرخورده، برای بررسی مشکلات ایستگاه فضایی در سیاره دورافتاده سولاریس فرستاده میشود. او با صحنهای هولناک مواجه میشود: یکی از خدمه خودکشی کرده و دو نفر دیگر در انزوای مرموزی به سر میبرند. به زودی کریس درمییابد که سیاره سولاریس قادر است موجوداتی زنده را از عمیقترین خاطرات و احساسات گناهآلود ساکنان ایستگاه بیافریند. زمانی که همسر درگذشته کریس، ریحانا، به شکلی غیرمنتظره و زنده در ایستگاه ظاهر میشود، او با بحرانی عاطفی و فلسفی مواجه میشود که مرزهای واقعیت، عشق و هویت انسانی را به چالش میکشد. این اثر تحسینشده آندری تارکوفسکی، بر اساس رمان استانیسلاو لم، با بازیگری درخشان داناتاس بانیونیس و ناتالیا بوندارچوک، تماشاگر را به سفری شگفتانگیز در ژرفای روان انسان و اسرار کیهان میبرد.