خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی راب کوهن و با بازیگری پل واکر، جاشوا جکسون و لسلی بیب است که داستان دانشجوی مستعد و فقیری به نام لوک مکنامارا را روایت میکند که برای پیشرفت تحصیلی و شغلی به عضویت یک انجمن مخفی دانشجویی قدرتمند و اشرافی به نام «اسکلها» (The Skulls) در دانشگاه ییل درمیآید. لوک که مجذوب ثروت، امتیازات و روابط پنهان این انجمن میشود، به زودی متوجه میگردد که این گروه رازآلود درگیر فساد، توطئه و حتی قتل است. وقتی بهترین دوست او، ویل بکفورد، که یک روزنامهنگار تحقیقی است، شروع به افشای اسرار این انجمن میکند، به طرز مشکوکی به قتل میرسد. لوک که حالا در دام توطئهای عمیق افتاده، باید برای نجات جان خود و افشای حقیقت، علیه قدرتمندترین و مرموزترین انجمن دانشگاه مبارزه کند.
خلاصه داستان: سوزی سالومون، دختر نوجوان چهارده ساله، در سال ۱۹۷۳ توسط جورج هاروی، همسایه شیطانی و بیمار، به قتل می رسد. اکنون او در «میانجی»، جهانی بین بهشت و زمین، گرفتار شده است و باید شاهد غم و اندوه خانواده اش باشد که در تلاش برای کنار آمدن با فقدان او هستند. پدرش، جک، одерوسانه به دنبال یافتن قاتل است، در حالی که مادرش، ابیگیل، در غم از دست دادن دخترش فرو رفته است. سوزی که نمی تواند به زندگی پس از مرگ خود ادامه دهد، باید بین انتقام و رها کردن خانواده اش برای التیام یافتن، یکی را انتخاب کند. این فیلم که در سال ۲۰۰۹ توسط پیتر جکسون کارگردانی شده و با بازی ستاره هایی چون سیرشا رونان، مارک والبرگ، ریچل وایس و استنلی توچی، اقتباسی از رمان پرفروش آلیس سيبولد است و داستانی فراموش نشدنی درباره عشق، از دست دادن و گذر از غم را روایت می کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
مکس، پسربچهای خیالپرداز که توسط همسنوسالانش مورد آزار قرار میگیرد، دنیای خیالی خود به نام سیاره شیلشاک را در دفتر خاطراتش خلق کرده است. در این دنیا، قهرمانان او یعنی شارکبوی (پسری که توسط کوسهها بزرگ شده و قدرتهای کوسه را دارد) و لاواگرل (دختری با توانایی کنترل آتش و گدازه) زندگی میکنند. زمانی که مکس با بحران خانوادگی و مشکلات مدرسه روبرو میشود، شارکبوی و لاواگرل به دنیای واقعی آمده و او را به سیاره شیلشاک میبرند. این سیاره توسط آقای الکتریکی شرور و پسرش مینیمایتی در حال نابودی است و یخهای آن در حال ذوب شدن هستند. مکس باید با کمک دو قهرمانش، قدرت خیالپردازی خود را باز یافته و سیاره مورد علاقهاش را نجات دهد. این فیلم فانتزی سهبعدی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی رابرت رودریگز و با بازی تیلور لاتنر، تیلور دولی و کیتلین کارمیشل است.
خلاصه داستان: فیلمی درام و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی بیورن رونکه که بر پایه رمانی به همین نام از مگ وولیتزر ساخته شده است. گلن کلوز در نقش جوآن آرمسترانگ، همسر نویسنده مشهوری به نام جو (جاناتان پرایس)، درخشان ظاهر شده است. داستان زمانی آغاز میشود که جو قرار است برنده جایزه نوبل ادبیات شود و جوآن همراه او برای دریافت جایزه به سوئد سفر میکند. با رسیدن خبر این موفقیت بزرگ، رازهای پنهان زندگی مشترک آنها به تدریج آشکار میشود و بنیان رابطهشان را به لرزه درمیآورد. جوآن که سالها در سایه همسرش زیسته، حالا با گذشتهای مواجه میشود که حقایق تلخی را درباره نقش واقعی او در خلق آثار به اصطلاح همسرش فاش میکند. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز گلن کلوز، نگاهی عمیق به فداکاری، خیانت و هویت زن در طول دههها زندگی مشترک دارد و روایتی تکاندهنده از یک ازدواج پیچیده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مکفارلند، پدری مهربان و خانوادهدوست، پس از یک تراژدی شخصی ویرانگر، نامهای مرموز دریافت میکند که او را به کلبهای متروک در جنگل میکشاند؛ همان جایی که بدترین کابوس زندگیاش به وقوع پیوست. او در آنجا با سه شخصیت اسرارآمیز به نامهای پاپا، یسوع و سارایو آشنا میشود که نمایانگر تثلیث مقدس هستند. این ملاقات، سفری عمیق و شفابخش را برای مک آغاز میکند تا با دردهای گذشته خود روبرو شده و ایمان از دست رفتهاش را بازیابد. این فیلم در سال ۲۰۱۷ توسط استوارت هیزلداین کارگردانی شده و سم وورثینگتون در نقش اصلی به همراه اکتاویا اسپنسر، رادریگو سانتورو و رایان رابینز به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۸۲ توسط کاترین بیگلو و مونت مونتگومری کارگردانی شد، با بازی ویلم دفو در نقش ونس، موتورسوار خسته و سرگردانی است که پس از گذراندن دوران محکومیت خود، در راه فلوریدا به کالیفرنیا، در یک شهر کوچک جنوبی توقف میکند. او و گروه کوچک موتورسوارانش که همگی با لباسهای چرمی و موتورسیکلتهای غرنده، نماد شورشیگری و آزادی هستند، در یک کافه محلی متوقف میشوند و توجه اهالی محافظهکار و کنجکاو شهر را به خود جلب میکنند. در این میان، ونس با دختر جوانی به نام تل (با بازی تینا لین هوفمن) آشنا میشود؛ دختری که از زندگی یکنواخت و محدود خود خسته شده و به دنبال راهی برای فرار است. این آشنایی، نقطه عطفی در فیلم ایجاد میکند و تقابل میان فرهنگ سرکش موتورسواران و ارزشهای سنتی و خفقانآور جامعه کوچک را به تصویر میکشد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازی اتمسفریک، دیالوگهای کم و نماهای تأملبرانگیز، بیش از آنکه بر روایت خطی داستان تأکید کند، به کندوکاو در حال و هوای دهه ۱۹۵۰ و احساس بیگانگی و طغیان میپردازد. «دزدیدهشده» که اولین همکاری دفو با بیگلو محسوب میشود، اثری است که با نگاهی نوستالژیک و در عین حال خشن، اسطوره موتورسوار یاغی را در آمریکای پس از جنگ بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: یک کشتی فضایی عظیم به نام «ایبیس» که حامل هزاران جنین منجمد شده به منظور نجات نسل بشر است، پس از یک سفر طولانی به سیاره ای قابل سکونت میرسد. خدمه این کشتی متشکل از یک گروه کوچک هستند که وظیفه دارند این جنینها را به سلامت به مقصد برسانند و آینده بشریت را تضمین کنند. اما در طول سفر، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد و خدمه با چالشهای مرموز و خطرناکی روبرو میشوند که بقای کل مأموریت را به خطر میاندازد. این فیلم علمی-تخیلی که توسط جولیو کینتانا کارگردانی شده و لوکاس بلانچارد، مارتین اسپانگلبرگ و ترزا رویز در آن به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی پرتعلیق و عمیق درباره امید، فداکاری و مبارزه برای بقا در عمق فضا را روایت میکند.
خلاصه داستان: درام عاشقانه «اونوقت اون منو پیدا کرد» به کارگردانی هلن هانت (۲۰۰۸)، داستان زندگی آموزگار ۳۹ سالهای به نام «اپریل اپستاین» (با بازی خود هانت) را روایت میکند که در آستانه ۴۰ سالگی، با طلاق از همسرش «بن» (با بازی متیو برودریک) و مرگ ناگهانی مادرخواندهاش مواجه میشود. در همین بحبوحه، مادر واقعیاش «برنیس» (با بازی بت میدلر)، مجری تلویزیونی پرحاشیه، پس از سالها ناگهان وارد زندگی او میشود و ادعا میکند که پدرش «استیو مککوئین» بوده است. همزمان، «اپریل» با «فرانک» (با بازی کالین فرث)، پدری تنها که دانشآموز او را به مدرسه میآورد، آشنا شده و رابطۀ عاطفی جدیدی را آغاز میکند. فیلم با حضور بازیگرانی چون بن شنکمن و سالی کرکلند، ماجرای پیچیدهای از عشق، خانواده، هویت و پذیرش خود را در میانسالی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ترسناک موزیکال محصول سال ۱۹۶۷ به کارگردانی رومن پولانسکی که در ایران با نام «ترس و نکبت ملوانی» نیز شناخته میشود. داستان در قرن نوزدهم در کوهستانهای ترانسیلوانیا میگذرد و پروفسور آبرونسیوس، یک کارشناس خرافات و شیطانشناسی، به همراه دستیار سادهدلش آلفرد برای نابودی کنت فون کرولاک، یک خونآشام اشرافی، به قلعهای دورافتاده سفر میکنند. آنها در مهمانخانهای اقامت میگزینند که صاحب آن به همراه دختر زیبایش شاگال در آن زندگی میکنند. با ورود کنت به مهمانخانه، او شاگال را میرباید و پروفسور و آلفرد برای نجات او و نابودی کنت وارد قلعه میشوند. در قلعه، آنها با همسر کنت و پسر عجیب و غریبش هربرت مواجه میشوند و ماجراهای خندهدار و ترسناکی را تجربه میکنند. این فیلم با بازی رومن پولانسکی در نقش آلفرد، جک مکگوران در نقش پروفسور آبرونسیوس، و شارون تیت در نقش شاگال، ترکیبی طنزآمیز از ژانرهای کمدی و وحشت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این انیمیشن کلاسیک محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی جری ریس و با صدای بازیگرانی چون جان لویتز، تیم استاک و فیلیس دیلر، داستان پنج وسیله خانگی کوچک به نامهای توستر شجاع، پتوی برقی، چراغ مطالعه، رادیو و جاروبرقی را روایت میکند. این وسایل پس از سالها وفاداری به صاحبشان، راب، متوجه میشوند که او به تعطیلات رفته و آنها را در کلبهای متروک رها کرده است. آنها تصمیم میگیرند سفری خطرناک و حماسی را برای یافتن راب و بازگشت به خانه آغاز کنند. در طول مسیر با چالشهای متعددی از جمله عبور از باتلاقها، فرار از تعمیرگاه وحشتناک و مواجهه با وسایل خانهای که توسط یک تعمیرکار بیرحم نابود میشوند، روبرو میشوند. این داستان دوست داشتنی درباره وفاداری، دوستی و ارزش وسایلی که بخشی از خانواده ما هستند، با انیمیشنی زیبا و موسیقی ماندگار به تصویر کشیده شده است.