خلاصه داستان: گو چوک هی (جو یو جونگ) وکیلی است که برای بردن موکلش دست به هر کاری میزنه. سو جونگ وو (یون وو جین) قبلا دفتردار او بوده و همیشه اشتباهاتش رو به روش میاورده که باعث عصبانیتش میشده. در بهترین حالت چشم نداشتن همدیگرو ببینن حالا بعد از مدتی، این دو نفر دوباره همدیگرو توی دادگاه میبینن ولی اینبار جونگ وو وکیله و چوک هی، دفتردار…
خلاصه داستان: یک عروس تازه ازدواج کرده شیفته زن دیگری می شود که تمایلات جنسی او را زیر سوال می برد و باعث ایجاد سر و صدا در میان خانواده و دوستان عروس می شود.
خلاصه داستان: Omori Momoe بیست و هفت ساله است، مجرد و در استودیو دلتا کار می کند. او لاغر و جذاب است. او باید از خواستگاران خواستگاری کند و محصول خود را انتخاب کند. خوب، در واقع او این کار را می کند. او با وجود مجرد بودن در حال رابطه جنسی است. ...
خلاصه داستان: فارغ التحصیلی سی تو مو نزدیک است و او از برنامه های آینده خود مطمئن نیست، سپس با دانش آموز نابغه فیزیک گو وی یی آشنا می شود و این دو به طور تصادفی با هم زندگی می کنند.
خلاصه داستان: مادوکا آکاگی که به توکیو میآید تا رویای خود را برای تبدیل شدن به یک خالق دنبال کند، اما هر روز در حال مبارزه است. یک روز، بعد از تقریبا 20 سال، او سعی می کند دوباره پوکمون رد را بازی کند.
خلاصه داستان: کونگمینگ، استراتژیست افسانهای دوران سه پادشاهی، به طور ناگهانی در توکیوی مدرن بیدار میشود. او پس از آشنایی با یک خواننده جوان و بااستعداد به نام ایکو، تصمیم میگیرد با استفاده از تاکتیکهای جنگی و باستانی خود، او را در مسیر پرپیچوخم صنعت موسیقی به موفقیت و شهرت برساند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دو دوست دوران کودکیه که دختر خلاف جنسیتش زیادی باحال و جذابه و پسر هم خلاف جنسیتش زیادی خوشگله و همین قضیه هم باعث شده اغلب باهم اشتباهشون بگیرن همینطور که این دونفر دارن احساسات پیچیده اشون درمورد همدیگه رو از بین ببرن میفهمن که دوستاشون هم تحت تاثیرشون قرار گرفتن خلاصه که اوضاع خیلی قروقاطیه
خلاصه داستان: سو جی یی، اینفلوئنسر محبوب و صریح دنیای زیبایی معروف به «جادوگر محله جی»، خود را در میان رقابتهای حرفهای و یک مثلث عشقی پیچیده مییابد. او باید میان مدیر خجالتی یک استارتاپ آرایشی و مدیر خوشقیافهای که مخفیانه به او علاقه دارد، و همچنین رقابت با بلاگری مغرور، مسیر موفقیت و عشق را پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان بعد از اعتراف ناموفق میکوتو اوچیای اتفاق میفته وقتی که روی پشت بوم دبیرستان وایساده و میخواد خودش رو پرت کنه پایین اما با اومدن جین هیبا دبیر فیزیک که به بی مسئولیتی مشهوره ،وقفه میفته ،اما هیبا به جای اینکه اوچیای رو منصرف کنه بهش پیشنهاد میده قبل از خودکشی باهم دیگه وارد رابطه بشن،به نظرتون عشق بین این دختر دبیرستانی ناامید و این دبیر بی مسئولیت به کجا میکشه؟